1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

جايزه­ی ابن­رشد برای مصلح دينی «نصر ابوزيد»

«بنياد ابن‌رشد»، مؤسسه‌ای است فرهنگی و غيروابسته به نهادهای دولتی و دينی که در تاريخ ١٠ دسامبر ١٩٩٨، يعنی در پنجاهمين سالگشت صدور اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر و نيز هشتصدمين سالگرد مرگ ابن‌رشد، متفکر اندلسی سده‌ی دوازدهم ميلادی، به نام او در برلين ايجاد شده است.

«ابوزيد» به عنوان يک مسلمان معتقد، خواهان آزادکردن قرآن از بند سنتی است که به عقيده­ی وی گوهر آن را مخدوش کرده است.

«ابوزيد» به عنوان يک مسلمان معتقد، خواهان آزادکردن قرآن از بند سنتی است که به عقيده­ی وی گوهر آن را مخدوش کرده است.

بنيادگذاران اين نهاد، گروهی از شخصيت­های فرهنگی، ادبی و سياسی جهان عرب هستند که اکثراً در کشورهای اروپايی زندگی می­کنند. هدف اين بنياد، دفاع از آزادی انديشه و نوگرايی در کشورهای عربی و تلاش در راه استقرار دمکراسی، حقوق بشر و عدالت اجتماعی در آنجا می­باشد. بنياد ابن­رشد براين نظر است که دمکراسی را در کشورهای اسلامی نمی­توان از بالا ساخت، بلکه بايد آن را در يک روند دراز مدت آموزشی و پرورشی و در يک فضای سياسی توأم با تساهل، از پايين و با همياری انسانها ايجاد کرد. علت گزينش نام ابن­رشد برای اين بنياد، آوازه­ی وی به عنوان متفکری اهل تسامح و رواداری مذهبی در حوزه­ی فرهنگ اسلامی قيد شده است.

بنياد ابن­رشد، همه ساله جايزه­ای را به عنوان قدردانی و ستايش به يکی از فعالان اجتماعی، فرهنگی يا ادبی عرب­زبان اهدا می­کند. جايزه­ی امسال اين بنياد به «نصر حامد ابوزيد» متفکر و پژوهشگر مصری داده شد. در هيئت­ داوران اين گزينش، از جمله شخصيت­های نامداری چون «محمد ارکون» متفکر الجزايری و استاد دانشگاه سوربون، «فهيم جدآن» استاد فلسفه در دانشگاههای مختلف اروپا و کشورهای عربی، «ردوا آشور» اديب و نويسنده­ی مصری و «ورنر انده» (Werner Ende) اسلام­شناس آلمانی و عضو انستيتوی شرق­شناسی هامبورگ شرکت داشتند.

در مراسمی که به اين منظور در تاريخ ٢٥ نوامبر ٢٠٠٥ در انستيتو گوته­ی برلين برگذار شد، از «ابوزيد» به عنوان يکی از مطرح­ترين فضلای اسلامی در دوره­ی معاصر ياد شد که پيکاری پيگيرانه و درازمدت برای پژوهشی مستقل از قرآن داشته است. «ابوزيد» قرائت سنتی از قرآن را مورد نقد قرار می­دهد و آن را کهنه می­خواند. او بر خلاف چنين قرائتی، خواهان تفسيری علمی از متن قرآن در زمينه­ای تاريخی، برای فهم واقعی و جدا از مشروط بودن زمانی معنای آن است. به نظر او تفسيری امروزی از اسلام، می­بايست به ياری روش­های تاريخی و زبانشناختی صورت پذيرد. زيرا متن خود قرآن، جا برای تفسيرهای گوناگونی را باز می­گذارد. «ابوزيد» معتقد است که يک چنين پلوراليسم يا تفسير متکثری، همواره در تاريخ اسلام وجود داشته است، پيش از آنکه افراطيون و اسلامگرايان ادعای حق انحصاری خود برای تفسير و وضوح کلام الهی را مطرح کنند و معنای آن را در دستورات و ممنوعات محدود نمايند.

«ابوزيد» به عنوان يک مسلمان معتقد، خواهان آزادکردن قرآن از بند سنتی است که به عقيده­ی وی گوهر آن را مخدوش کرده است. به عبارت ديگر او می­خواهد قرآن را دوباره زنده و آن را به «اينجا و اکنون» منتقل کند. به نظر او بايد قرآن را از مصادره­ی سياسی توسط متعصبان مذهبی که در بسياری از کشورهای اسلامی و عربی صورت گرفته نجات داد. اين متعصبان به نام اسلام همانگونه رفتار می­کنند که زمانی دستگاه تفتيش­عقايد به نام مسيحيت رفتار می­کرد. اما ظاهرا" مراجع دينی در مصر، اسلام را از طرف اين متعصبان مذهبی کمتر در خطر می­بينند تا از طرف يک تحليلگر و پژوهنده­ی فاضل.

«ابوزيد» در اواسط دهه­ی ٩٠ ميلادی، به دليل پژوهشهای مستقل خود، از طرف بنيادگرايان اسلامی انگ «کافر» و «مرتد» خورد. مخالفان او که در محکوميت قضايی و خاموش کردن صدای او ناموفق ماندند، تلاش کردند تا از راههای حقوقی، همسر او را که استاد زبانهای با ريشه­ی لاتينی در دانشگاه است، وادار به جدايی از او کنند. هنگامی که خطر جانی برای آنان بالا گرفت، او و همسرش ناچار به ترک مصر و مهاجرت به هلند شدند. «ابوزيد» اينک به عنوان استاد اسلام­شناسی در دانشگاه­های لايدن و اوترشت هلند مشغول تدريس است.

«ابوزيد» در مراسم دريافت جايزه­ی ابن رشد از جمله گفت که برای من چنين ستايشی از دو جهت مايه­ی افتخار است: نخست به اين دليل که اين جايزه با نام فيلسوف بزرگ شرق و غرب ابن­رشد پيوند خورده است، يعنی متفکری که انديشه­اش درخشيد و ظلمت سده­های ميانه را شکافت. و امروز نيز کرسی استادی دانشکده­ی علوم انسانی دانشگاه اوترشت هلند با همين نام در اختيار من است. دليل ديگر اينست که اين جايزه، ننگی را که ده سال پيش عليه ارزش­های آزادی انديشه و پژوهش علمی و ايمانی در کشورهای عربی و اسلامی ايجاد شده بود، محو می­کند. «ابوزيد» خاطر نشان ساخت که پرسش­هايی که امروز همه­ی ما را مشغول می­کنند عبارتند از اينکه آيا انديشه­ی اسلامی با تجدد قابل تلفيق است؟ آيا قوانين اسلامی به يک عرب مسلمان اجازه می­دهند تا در يک جامعه­ی مدرن عربی که در آن دولتی مدنی بر سر کار است زندگی کند، يعنی در کشوری که شهروندان محور، و آزادی عقيده و برابری، ارزش­های بنيادين آن را تشکيل می­دهند؟ آيا اسلام با جامعه­ای که در آن حکومت به صورت دمکراتيک بر سر کار آمده و همه­ی شهروندان مستقل از رنگ پوست، نژاد و مذهب خود، برابر حقوق هستند در تضاد است؟

«ابوزيد» افزود که اگر گفتگو درباره­ی اين موضوعات و آزمون واقعيت­ها را آزاد بگذاريم و خرد خود را تعطيل نکنيم، اين پرسش­ها راه به کجا خواهند برد؟ آنها قطعا" قرآن را از بين نخواهند برد، دين را نيز نابود نخواهند کرد، ايمان را هم متزلزل نخواهند ساخت؛ بلکه امکانات تازه­ای برای فهم بر روی ما خواهند گشود تا وحی خداوندی در بشر و «کلام الهی» در زبان عادی انسان را دوباره کشف کنيم. ما بايد چالش­ها را بپذيريم و اجازه نداريم سر خود را کبک وار در برف فروبريم. مسلمانان می­توانند اين فرهنگی را که خود ايجاد کرده­اند سنجشگرانه مورد بررسی قرار دهند و آن را بفهمند، مستقل از آنکه آيا چنين چيزی در فقه، قرآن، حديث، فلسفه­ی اسلامی، احکام، عرفان يا زبان و ادبيات ما آمده است يا خير. اگر چنين حالتی پيش آيد، می­توانيم ادعا کنيم که دوباره صاحب فرهنگ خود هستيم. فقط زمانی می­توانيم بر اين شالوده چيزی استوار کنيم که پرسش­های تازه طرح کنيم، نه اينکه بگذاريم فرهنگمان به باری بر شانه­هايمان تبديل شود، يعنی چيزی که در حال حاضر اتفاق افتاده است.

بهرام محيی

  • تاریخ 26.11.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7TX
  • تاریخ 26.11.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7TX