1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

جاى خالى ورزشكاران زن ايرانى در بازى هاى المپيك؟

در آستانه بازى هاى المپيك قرار داريم. هفته قبل دهكده المپيك با حضور ده هزار و پانصد ورزشكار زن و مرد شركت كننده از كشورهاى مختلف جهان افتتاح شد. اما وضع زنان ورزشكار در ايران به چه گونه است؟

default

� شناى بانوان ايران بوده، در گفتگويى با راديو دويچه وله نظرات خود را دراين باره ابراز داشته است.

حضور بيش از چهل درصدى ورزشكاران زن در مقايسه با مجموع ورزشكاران شركت كننده در بازى هاى المپيك باعث اميدوارى و خرسندى همه زنان جهان است كه بتوانند پا به پاى مردان ورزشكار، در افزايش قدرت جسمى و به دنبال آن در بالابردن توان روحى خود كوشا باشند. اگرچه در شروع اين بازى ها كه به ۷۷۶ سال پيش از ميلاد مسيح مى رسد، زنان حتى به عنوان تماشاچى هم حق حضور در مسابقات را نداشتند. در سال ۱۹۰۰ يعنى در دومين دوره بعد از شروع مجدد بازى هاى المپيك در جهان در پاريس، براى نخستين بار ۱۱ زن ورزشكار به همراه ۱۰۰۰ مرد ورزشكار با رعايت پوشش كامل و در مواردى با استفاده از كلاه در اين مسابقات شركت كردند. ما در طى اين سال ها نه تنها شاهد تعداد هر چه بيشتر شركت كنندگان زن هستيم، بلكه مى بينيم انواع مختلف ورزش نيز فقط از «مردانه» بودن خارج مى شوند.

متأسفانه شرايط فعلى زندگى زنان در ايران و مشكلات عمومى ورزش در جامعه، محدوديت ها و نداشتن امكانات ورزشى كافى براى زنان و دختران مشكلات زيادى را بوجود آورده است. محدوديت بسيارى از مدارس براى عرضه سالن هاى بسته مخصوص ورزش دختران، مانتو هاى دست و پا گير، نبود بودجه لازم براى ورزش زنان، ديد عمومى مردانه نسبت به ورزش در ايران و بى علاقگى و عدم صرف اوقات فراغت بسيارى از دختران جوان به ورزش، در طى ساليان اخير ورزش زنان را در ايران و در مقايسه با ورزش بانوان جهان، در سطح بسيار نازلى نگه داشته است. خانم تونيا ولى اوغلى در مقايسه شرايط فعلى زنان در امور ورزشى با پيش از انقلاب چنين اظهار مى دارد:

« وضعيت ورزش زنان در حال حاضر قابل مقايسه با ۲۵ سال پيش نيست. و به نظر من مقايسه، مقايسه درستى نيست. در ۲۵ سال پيش امكانات ورزشى محدودتر و تعداد جوانان كمتر بوده و محدوديت هاى اخلاقى و مذهبى براى بسيارى از خانواده ها مانع اجازه حضور دختران اين خانواده ها در مراكز ورزشى بود. به اين معنى كه كميت شركت زنان در امور ورزشى بطور كلى بالاتر رفته ولى از نظر كيفيت كار، به معنى بدست آوردن ركورد و شركت در مسابقات بين المللى بسيار پايين ترآمده است. »
اين مسئله عليرغم شركت بسيار وسيع تر زنان و دختران در رشته هاى مختلف ورزشى است. جدا كردن امكانات ورزشى زنان شرايط استفاده مساوى را با امكانات ورزشى ويژه مردان بوجود نياورده است. خانم ولى اوغلى در اين مورد مى گويد.:

« جدا كردن محل هاى ورزش زنان و مردان دليل اين نيست كه سالن هاى ورزشى و امكانات ورزشى به شكل برابر به زنان داده شود. براى مثال اگر استخرى را در تهران و يا شهرستان ها داريم كه پيش از آن هر روز براى همه قابل استفاده بود ولى امروز به دليل جدا كردن ورزش زنان از مردان اين استخر يك روز به زنان و ۶ روز به مردان تعلق دارد. اين نشان مى دهد كه امكانات برابر براى زنان و مردان در نظر گرفته نشده است. »

محدوديت هاى قانونى موجود و نبود امكانات لازم براى ورزش بانوان با خود مسائل و مشكلات زيادى را به همراه دارد. ورزش نكردن و عدم انجام حركت هاى موزون در بدن بيمارى هاى زيادى، از آن جمله چاقى موضعى و پوكى استخوان در سن هاى بالاتر را بويژه براى زنان ايجاد مى كند. زيرا به گفته كارشناسان از ۱۴ سالگى تمركز سلولهاى استخوانى در دخترانى كه ورزش نكنند كاهش مى يابد. زنانى كه ورزش نمى كنند بسيار سريعتر به بيمارى هاى ويروسى دچار شده و به دليل كاهش نيروى مقاومت بدن امكان دريافت ساير بيمارى ها را بيشتر دارند. انجام منظم حركات ورزشى و آگاهى به قدرت جسمى در زنان به آگاهى قدرت روحى و روانى و اعتماد به نفس آنان منجر مى شود. درباره امكان پيشرفت ورزش حرفه اى زنان در ايران خانم ولى اوغلى اظهار مى دارد:

« در سطح حرفه اى و علمى، پرورش ورزشكار احتياج به مربى دارد. با توجه به محدوديت هاى موجود ما مربى كارورزيده و آزموده در عرصه زنان نداريم. زيرا كلاس هاى آموزشى و بين المللى در خارج از ايران مختلط هستند. بنا بر اين ورزشكار و مربى زن به خارج از كشور فرستاده نمى شود. در ايران هم كلاس هاى آموزش مربى ورزشى زنان محدودند. اين باعث مى شود كه ورزش زنان در كشورهاى همسايه ايران، با سطح كيفيت مشابه و كمتر، مورد مقايسه براى ورزش زنان ايران قرار گيرند »

خانم ولى اوغلى كه در حال حاضر مسئول ورزشى يك باشگاه در نزديكى كلن است و علاوه بر آموزش مربيان، آموزش كودكان و نوجوانان باشگاه را هم بر عهده دارد، اضافه مى كند كه: «در جنبشى كه بسيارى از گرو هاى زنان سردمدار آنند، خواهان اين مسئله هستند كه كميته المپيك از كشورهايى كه تيم ورزشى مردانه به مسابقات مى فرستند، خواستار حضور تيم زنان هم در مسابقات بشود. يعنى همه كشورهاى شركت كننده حتما در ازاى تيم مردان، تيم زنان هم داشته باشند. ولى من فكر نمى كنم اين هم مسئله اى را تغيير ندهد زيرا بدون تغيير قوانين در اين كشورها نمى توان ورزش اين كشورها را دگرگون كرد. »

در شرايطى كه اعتياد افزايش پيدا كرده و نااميدى و افسردگى به بيمارى بسيارى از جوانان و بخصوص زنان جوان تبديل شده، بوجود آوردن امكانات ورزشى مناسب از اهميت ويژه اى برخوردار مى شود. تا زمانى كه امكانات بيشترى در اختيار زنان قرار نگيرند و قوانين محدود كننده فعلى تغيير نيابند، ورزش زنان در ايران امكان پيشرفت لازم را نخواهد يافت وجاى ورزشكاران زن ايرانى در بسيارى از مسابقات جهانى خالى خواهد ماند.