1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ایران

تهدیدهای متقابل سران ایران و اسرائیل: سه سال پیش و امروز

تهدیدات دوجانبه مقامات ایرانی و اسرائیلی در ظاهر تکراری به نظر می‌رسد. اما تاملی کوتاه در وضعیت سیاسی ۳ سال پیش و امروز نشان می‌دهد که وضع فرق کرده و خطر حمله به ایران به امری محتمل‌تر تبدیل شده است.

default

هنگامی که محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور اسلامی ایران در سال ۲۰۰۵ (۱۳۸۴) برای نخستین بار آرزوی خود در مورد نابودی اسرائیل را در ملأ عام بیان کرد، مقامات اسرائیلی به سرعت واکنش دادند. یکی از تندترین برخوردها، اظهارات وزیر دفاع آن زمان اسرائیل، شائول موفاز، بود که تا امروز معتقد است، باید تهدید جمهوری اسلامی را جدی گرفت، زیرا «احمدی نژاد مردی پر از نفرت نسبت به اسرائیل است». به همین خاطر او پیشنهاد داد که اسرائیل راهی غیر از دیپلماسی پیش گیرد.

آنچه آن زمان ایران را به صورت ویژه‌ای برای اسرائيل خطرناک‌ می‌کرد، رابطه‌ی تنگاتنگ این کشور با سوریه بود. در پی تهدید موفاز و شایعه‌ی "حمله‌ی پیشگیرانه‌" اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، رئیس وقت مجلس ایران، حداد عادل، با محمود الابرش، همتای سوری خود، خبرنگاران را فرا خواندند و اطمینان دادند: «اگر اسرائیل از روی حماقت و دیوانگی اقدامی در راستای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران انجام دهد، درسی فراموش‌نشدنی به آن خواهیم داد».

تهدیدهای متقابل ایران و اسرائیل باعث شد که محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای نیز موضع‌گیری کند: «راه حل نظامی عملی خطرناک است و مشکلی را حل نمی‌کند».

۳ سال بعد

تاریخ گویا در این زمینه با کمی تغییر تکرار می‌شود: احمدی نژاد در نشست فائو یک بار دیگر آرزوی نابودی اسرائيل را بیان می‌کند و شائول موفاز، این بار در هیئت وزیر راه و ترابری اسرائیل جوابی "دندان‌شکن" به ایران می‌دهد و این کشور را به حمله‌ی نظامی تهدید می‌کند. سرتیپ پاسدار مصطفی محمد نجار، وزیر دفاع ایران جواب وزیر دفاع پیشین اسرائیل را می‌دهد و می‌گوید: «اگرکسی بخواهد یک چنین کار احمقانه‌ای انجام دهد، پاسخش بسیار دردناک خواهد بود.» و در این میان، محمد البرادعی یک بار دیگر هشدار می‌دهد که راه حل نظامی کار درستی نیست و مشکل هسته‌ای ایران را حل نمی‌کند.

در این سه سال اما وضع فرق کرده است: شورای امنیت سازمان ملل در قطعنامه‌هایی که علیه ایران صادر کرده، مصرا از جمهوری اسلامی خواسته است که از غنی‌سازی اورانیوم دست بردارد. حکومتگران ایران اما این خواست را نادیده گرفته‌اند و با این کار به نگرانی جهانی دامن زده‌اند.

در این سه سال، اسرائیل و آمریکا موفق شده‌اند، سوریه را تا حدی از ایران جدا کنند‌.

آن زمان کشورهای غربی از اظهارات مقامات ایرانی در رابطه با اسرائیل ابراز نگرانی کردند و برخی حتی دست به اقدامات دیپلماتیک زدند. این بار آنها، لااقل در ظاهر، نگران حمله به ایران هستند.

سه سال پیش رسانه‌های غربی بیشتر نگران این بودند که ایران از طریق نیروهای حزب‌الله و حماس برای اسرائیل خطری جدی شود، این بار اما اکثر رسانه‌های غربی تهدید اسرائیل را جدی گرفته‌اند و دم از حمله به ایران می‌زنند. خبرگزاری آسوشیتدپرس حتی از "طرح‌های سری آمریکا و اسرائیل" برای ضربه‌زدن به برنامه‌های هسته‌ای ایران گزارش می‌دهد.

سه سال پیش کارشناسان اقتصادی، تهدید دوجانیه‌ی اسرائیل و جمهوری اسلامی را خطری بلاواسطه برای اقتصاد غرب نمی‌دیدند، یا شاید آن را جدی نمی‌گرفتند، امروز اما افزایش بهای نفت را تا حدی به آن نسبت می‌دهند.

سه سال پیش یوشکا فیشر، وزیر امور خارجه وقت آلمان در رابطه با تهدیدات دو کشور از بروز جنگ ابراز نگرانی جدی نکرد، اما اکنون از «خطر یک رودررویی بزرگ نظامی دیگر» سخن می‌گوید که «مانند ابر سیاهی بر فراز خاورمیانه در حرکت است».

به نظر می‌رسد که امروز دولت اسرائیل برای حمله به تاسیسات نظامی ایران موافقت ایالات متحده را بیشتر از پیش جلب کرده است. پنجشنبه گذشته، یک روز پیش از اظهارات تهدیدآمیز شائول موفاز، جورج بوش و اهود اولمرت با یکدیگر بر سر "تهدیدی به نام ایران" به گفت‌وگو نشستند. اولمرت پس از دیدار با رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد: «در رابطه با اینکه چگونه با این مشکل (ایران) باید برخورد کرد و در رابطه با کمبود وقت و قاطعیت برای برخورد با آن، من با پرسش‌های زیادی به این جلسه رفتم و با پرسش‌های کمتری از آن خارج شدم».

موفاز نه تنها وزیر کابینه‌ی اولمرت است بلکه مذاکرات استراتژیک میان اسرائیل و آمریکا را نیز سرپرستی می‌کند. به همین دلیل روزنامه‌ی اسرائیلی هاآرتس احتمال می‌دهد که شاید موفاز اطلاعاتی سری را فاش کرده است. این روزنامه می‌نویسد: «اگر چنین باشد، موفاز سری‌ترین راز میان دو کشور را برملا کرده و به یک عملیات نظامی بزرگترین ضرر را زده است».

باید امیدوار بود که تردید مفسر هاآرتس بی‌اساس باشد و موفاز، آنچنان که اولمرت اعلام کرده، تنها نظر شخصی خود را بیان کرده باشد.