1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

تلفيق بايد در ساخت موسيقى صورت بگيرد نه در اركستراسيون • گپى با رامين بهنا

در دورانى كه فعاليتهاى موسيقى به شدت كم شده و از كنسرت و برنامه هم چندان خبرى نيست، خبر برگزارى كنسرت گروه بهنا به سرپرستى رامين بهنا در فرهنگسراى ارسباران (هنر)، مايه دلخوشى دوستداران موسيقى است.

default

كنسرتى كه قرار است آخرين كنسرت سال ۱۳۸۵ باشد. رامين بهنا در گپى با «عصر شنبه» از انگيزه‌اش براى تشكيل گروهى تازه و و كم و كيف برنامه‌هايش سخن گفته است.

(براى شنيدن گپ «عصر شنبه» با رامين بهنا، فايل صوتى پايان صحفه را كليك كنيد!)

رامين بهنا، آهنگساز و نوازنده پيانو، از جمله فعالانى در عرصه موسيقى است كه در زمينه‌ها و سبكهاى مختلف مختلف كار كرده است. رامين كه با تشكيل گروههاى چون «آويژه» و «راز شب» گامهايى جدى و متفاوت در راه موسيقى تلفيقى برداشته، تا به حال آهنگسازى بيش از ۴۰ فيلم سينمايى و سريال تلويزيونى را برعهده داشته، از جمله موسيقى متن فيلمهاى «نسل سوخته»، «کمکم کن»، «داستان‌هاى ‏تعبيد»، «سرزمين پدرى»، و موسيقى متن مجموعه‌هاى تلويزيونى «دوران ‏سرکشى»، «قصه رودخانه»، «آهوى ماه نهم» و «داستان‌هاى ‏هنر» كه انتشارات آواخورشيد گزيده‌اى از اين آثار را در قالب آلبومى با نام «ديدگاه»، تابستان امسال به بازار ‏عرضه كرد.

در سالهاى گذشته هم آلبوم‌هايى از آثار رامين بهنا به همراه گروه‌هاى آويژه و رازشب منتشر شده بود. اگر چه رامين خود مدتها بود كه فكر ادامه كارهايى تلفيقى را درسر داشت، اما پيشنهاد و پشتيبانى بهرنگ تنكابنى، سردبير ماهنامه فرهنگ و آهنگ و مدير برنامه گروه بهنا، در تحقق هر چه سريعتر اين ايده‌ها، بسيار تاثيرگذار بود.

بهرنگ تنكابنى در اينباره مى‌گويد: «در حقيقت اين يک طرحى بود در ذهن من، طرحى از موسيقى جاز، ولى با هويت و رنگ موسيقى ايرانى و با شناختى که از کارهاى رامين بهنا داشتم به رامين گفتم. کمى برايش سخت بود، ولى شروع کرد به کار و فکر مى‌کنم فعلا چيز ايده‌آلى براى گام اول درآمده و اميدوارم بتوانيم در حين اجرا حداقل بخشهايى از کنسرت را ضبط کنيم و بعنوان يک آلبوم منتشر کنيم.»

كنسرت گروه بهنا در روزهاى ۲۷ تا ۲۹ دى ماه، يعنى چهارشنبه تا جمعه آينده، ساعت ۹ شب در فرهنگسراى ارسباران خواهد بود. در كنار رامين بهنا كه خود نوازندگى پيانو، كيبورد و ارگ هموند را برعهده دارد، اين نوازندگان در گروه بهنا او را همراهى مى‌كنند: ماهان ميرعرب، يكى از برجسته ترين گيتاريستهايى كه در سبكهاى مختلف فعاليت كرده، به ويژه در عرصه موسيقى جاز؛ كسرى ابراهيمى نوازنده درامز كه در طى سالهاى اخير گروه راك اوهام را در كنسرتهاى متعدد اين گروه همراهى كرده و از جمله درامر گروه راك ميرا هم بوده است؛ پورنگ پورشيرازى كه نوازندگى كنترباس را برعهده دارد و از نوازندگان مطرح اين ساز در ايران است و بهرنگ بقايى نوازنده سازهاى تار، دوتار،عود و ديوان كه يكى از فعالترين آهنگسازان موسيقى تئاتر محسوب ميشود.

به گفته بهرنگ تنكابنى مدير برنامه گروه بهنا، كنسرتهاى دى ماه، آغاز فعاليتهاست و اين گروه قصد دارد كه پس از آن در زمينه هاى مختلفى تلاش كند: «چيزى که بعد از اين كنسرت در نظر داريم، قطعا ضبط آلبوم اول است. يعنى فکر مى‌کنم پروسه‌ى ضبط و ميکس و مسترينگ تا اواخرا فروردين‌ماه طول بکشد. ما احتمال بعد از توليد اين كار سعى مى‌کنيم يک کنسرت ديگر در تهران و همچنين در شهرستانها در تابستان يا پاييز سال آينده داشته باشيم و بعد از آن براى خارج از کشور فعاليتهاى خود را شروع کنيم.»

ناگفته نماند كه كنسرت گروه بنها در فرهنگسراى ارسباران، به همت ماهنامه فرهنگ و آهنگ و با همكارى انجمن موسيقى‌دانان نياوران، مركز فرهنگى هنرى شهردارى و طبيعتا خود فرهنگسراى ارسباران برگزار مى‌گردد.

***********************

دویچه وله: رامين جان ممنون که دعوت «عصر شنبه» صداى آلمان را پذيرفتى و مهمان ما هستى. تو در طول چندين سال فعاليت‌ات در شکل‌گيرى گروههاى مختلف، از جمله «آويژه» و «راز شب» سهيم بودى. چطور شد دوباره به فکر تشکيل يک گروه تازه افتادى؟

رامين بهنا: در حقيقت «آويژه» الان چندسالى هست كه فعاليت نمى‌کند و تقريبا فعاليت‌اش هم عملى نيست. چون همه بچه‌ها پخش شدند، اما ادامه‌ى فکر «آويژه»، يعنى تلفيق موسيقى ايرانى با به اصطلاح تکنيک‌هاى جاز و راک و ... هميشه در ذهنم بود. دوباره گفتم بيايم همان کارها را منتها با تنظيم جديد و فکرهاى امروزى انجام بدهم که آن مشکلاتى که قبلا در آن بود و خودمان مى‌دانستيم ديگر نباشد. براى همين گروه جديد را راه انداختم.

از همان اول سازها و به اين ترتيب نوازنده‌هاى خاصى در ذهن‌ات بود که آنها را دورهم جمع کنى، يا ترکيب فعلى گروه اتفاقى بوده؟

دقيقا. يکى از محاسن و شايد هم گاهى وقتها معايب «آويژه»ا ين بود که ساز ايرانى در آن خيلى زياد بود. گاهى وقتها هنوز که گوش مى‌دهم آن صدايى که «آويژه» مى‌داد مثل اين بود که يک ارکستر سنتى دارد مى‌زند، در کنارش هم عناصر و سازهايى مثل باس و کيبورد و اينها هم هستند و آن حالتى بوجود نمى‌آمد که بگوييم مثلا الان واقعا تلفيق صورت گرفته، يعنى ما فقط آنجا صداها را کنارهم گذاشته بوديم. الان من آمدم يکسرى از همان آثار را با فکر امروزم... چون به‌نظرم صداى امروز خيلى مهم است. منتها الان قسمت غربى کار بيشتر است و ما فقط يکنفر داريم که ساز ايرانى مى‌زند. ولى در مجموع ارکستر و موسيقى ما دارد ايرانى صدا مى‌دهد. اين چيزى‌ست که من دنبالش هستم.

برداشت تو از موسيقى تلفيقى چى هست؟ آيا اين تلفيق مختصات مشخصى دارد؟

براى من ديگر، موسيقى تلفيقى آن موسيقى‌ست که فقط در ارکستراسيون اين تلفيق انجام نشود، تلفيق بايد در کمپوزيسيون انجام بشود و در ساخت موسيقى. تلفيق عناصر آن دو موسيقى‌اى که قرار است با هم تلفيق بشوند بايد در کمپوزيسيون صورت بگيرد.

یعنى، مثلا قطعه‌اى‌ با حال و هواى ايرانى با بكارگيرى سازهاى غربى؟

رامين بهنا: دقيقا همين است. حتا من مدتها در يک آلبومى که تابستان بيرون آمد و يکسرى مجموعه کارهاى فيلم هم بود، من اين آلبوم را براى همين منتشر كردم. چون در يکسرى از اين کارها من کاملا الکترونيک کار کردم، اصلا بدون سازهاى ايرانى، و کامل پايبند بودم که موسيقى‌ام ايرانى صدا بدهد.

صداى آلمان: در کنسرتى که قرار است در فرهنگسراى ارسباران (هنر) برگزار شود، چه قطعاتى را اجرا مى‌کنيد؟

حدودا ده‌تا قطعه هست که ما يکسرى وصل هم براى اين قطعات در نظر گرفته‌ايم، يعنى اين کنسرت کمى حالت مثلا... مى‌دانيد، قطعاتى که پشت سرهم قرار گرفته‌اند، اين وصل‌ها چه جورى بهم انجام بشود، چه سازهايى بين‌شان بيايد و چکار بکنند، اين چيزها را در نظر گرفته‌ايم. ده‌تا قطعه از ساخته‌هاى قديمى و جديدم اجر خواهيم كرد از جمله «باران»، «بامداد»،‌ «نونوا»،‌ «خورشيد»، «براى تو» و «کودکى».

ولى همه قطعات بدون کلام است.

همه بدون کلام و با اجراى جديد. يعنى اين اجرا کاملا با آن اجرا که در قديم شده، چه از لحاظ فکرى، چه از لحاظ تنظيم تفاوت دارد.

بچه‌هاى ديگر تا چه اندازه در تنظيم قطعات سهيم بودند؟

مى‌دانى، خب فکر من خيلى نقش داشته، من جريان را راه مى‌اندازم، ولى راحت به تو بگويم، اگر ما ۵نفريم، هرکدام يك پنجم داستان‌ايم. چون در اجرا خيلى چيزها فرق مى‌کند، در اجرا همه بايد متمركز باشند و همه بتوانند مرتب اجرا کنند. فکر و پيشنهاد همه بچه‌ها بوده و در اجرايش هم پيشنهادهايى مى‌کنند. ما هم امتحان ميكنيم كه بهتر مى‌شود يا نه و اگر بهتر شد، حتما انجام مى‌دهيم.

جايى هم براى بداهه نوازى گذاشتيد؟

بداهه نوازى داريم، ولى نه آنقدر زياد. ببين، چيزهايى وجود دارد که بين موسيقى جاز و موسيقى ايرانى مشترک است و آنهم دقيقا در همان بداهه نوازى‌ست. يعنى هر دو موسيقى مى‌آيند يکسرى مودهاى اوليه را اجرا مى‌كنند و بعد براساس آن هم بداهه نوازى مى‌کنند. ما در چند قطعه اين قضيه را داريم. يکجاهايى از قطعه درست به‌صورت پلى‌فونيك كار مىكنيم يعنى ارکستر دارد يک ملودى زير اجرا مىكند، بعد نوازنده در جاى کوتاهى اجازه دارد که روى آن بداهه‌نوازى کند.

نگران کنسل‌شدن کنسرت نيستى؟

نه، فکر نمى‌کنم اين اتفاق بيفتد. اصلا همين که کلام ندارد خودش خيلى تاثير دارد. بعد هم،‌ موسيقى پاپ بزن‌وبکوب نيست و مخاطبش خاص هست. بهرحال کنسرت زياد بزرگى نيست. برگزارى اين کنسرت براى من خيلى مهم است و اينکه مخاطبين خوششان بيايد و اينکه بتوانم ادامه‌اش بدهم. يعنى ما با تهيه‌کننده و مدير برنامه که در واقع پيشنهاد اين کار را هم او به من داد، در پى اين هستيم که اين ماجرا را ادامه بدهيم و در سال جديد خورشيدى تور دور ايران بگذاريم.