1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

تك ‌مضراب. گفتگو با خودم

باز اسكندر آبادى تك ‌مضراب مى زند

default

۱ـ خواب ديدم نه فقط تو ايران، كه توی تك تك كشورهای همسايه، دموكراسی واقعی برقرار شده، اقتصاد رونق گرفته و بيكاری بر افتاده و ...

ميدونی كه چی گفتند؟

برای اينكه خوابت تعبير بشه، اول بايد بيدار بشي.

۲ـ صبر انقلابی چيِه؟

يعنی اينقدر صبر كنی تا مردم انقلاب كنند.

پس صبر غيرانقلابی چيِه؟

اون هم همونه. يك كم بيشتر صبر ميكني، مردم خودشون از انقلاب پشيمون ميشند.

۳ـ اين كه ميگه:

ميازار موری كه دانه كش است

كه جان دارد و جان شيرين خوش است

يعنی چي؟

اولا يك علامت سوال كم داره، دوم: «ك»ه را هم بايد كى معنی كنى. يعنی حتی يك مور را هم آزار نده، آخه كی دانه كشه؟ كی جون داره؟ آخه جان شيرين هم خوشه؟

اينجوری بايد بخونى:

ميازار مورى كه دانه كش است؟

كه جان دارد و جان شيرين خوش است؟

۴ـ اين نقد بگير و دست از آن نسيه بدار،

كآواز دهل شنيدن از دور خوش است را برای كيا گفتند؟

فقط خدا كنه برای اون دسته از ما نگفته باشند كه يك عمريه منتظر جامعه ی مدنی هستيم.

۵ـ وقتی يكی ميگه:

تو نيكی ميكن و در دجله انداز

كه ايزد در بيابانت دهد باز

تو چه كار ميكني؟

من ميگم بيابون بی بيابون! و صاف ميرم سراغ دجله، ببينم توش چی افتاده.

۶ـ آخ، آه، آي، واي!

چيِه بابا؟ چه دردی داري؟

درد عشق، درد عشق، آخ، آه، آي، واي!

واّلا اينجوری كه تو داری آخ و اوخ ميكني، درد عشق نداري، عشق درد داري.

۷ـ گفتی كدوم برنامه ی ما از بقيه بهتره؟

گفتم و باز هم ميگم: برنامه ی بعدي.

  • تاریخ 07.10.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6K7

مطالب مرتبط

  • تاریخ 07.10.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6K7