1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

تفسیری بر سیاست تسلیحاتی آمریکا در منطقه

آیا راهکار آمریکا برای انباشت سلاح در منطقه به بهانه تهدید ایران، راهکاری هوشمندانه است؟ تفسیری در این باره از پتر فیلیپ

default

در نگاه نخست، سیاست جدید فروش تسلیحاتی آمریکا به هیچ روی در چارچوب سیاست آمریکا در خاورمیانه نمی‌گنجد: این اواخر بارها شاهد آن بودیم که آمریکا ناخرسندی خود را پیرامون سیاست و نقش عربستان سعودی در ارتباط با بحران عراق و مبارزه جهانی با تروریسم ابراز داشته بود. حال آمریکا تصمیم دارد ۲۰ میلیارد دلار جنگ افزار مدرن به حاکمان عربستان سعودی بفروشد، یعنی دو برابر آن چیزی که تا همین چند ماه پیش، از آن سخن می‌رفت.

کشورهای حوزه خلیج فارس نیز از سیاست فروش تسلیحاتی آمریکا بی‌ نصیب نخواهند ماند و حتی قرار بر آن است که مصر نیز ۱۳ میلیارد دلار جنگ افزار دریافت کند. کمکهای تسلیحاتی به اسراییل نیز با افزایشی ۲۵ درصدی به ۳۰ میلیارد دلار برای ده سال آینده افزایش خواهد یافت.

آیا "تامین صلح از طریق افزایش جنگ افزار" همان سیاست جدیدی نیست که آمریکا دنبال می‌‌کند؟ فروش این میزان جنگ افزار از یکسو حکایت از بن بست سیاسی آمریکا در منطقه دارد و از سوی دیگر، تلاشی است برای افزایش فشار بر دولتمردان ایران. چرا که سیاست فروش تسلیحاتی آمریکا با برچسب مقابله با تهدیدات ایران عرضه می‌شود. اما آنچه آمریکا از آن سخن نمی‌گوید، سود کلان چنین معاملات تسلیحاتی است. به عنوان نمونه کشورهای نفت خیز حوزه خلیج فارس برخلاف مصر و اسراییل، حاضرند پول جنگ افزارهای خریداری شده را، خود بپردازند.

شاید برخورد اسراییل با فروش کلان تسلیحاتی به عربستان تا حدودی حیرت‌انگیز باشد، زیرا دولتمردان اسراییل این بار چشم بر تحویل این جنگ افزارها به عربستان بسته‌اند. اما در فرجامین‌نگاه تنها نگرانی اسراییل از این موضوع می‌تواند این باشد که خلبانی سعودی خود شخصا مبادرت به حمله به آن کشور کند یا آنکه در صورت سقوط حکومت پادشاهی عربستان، این جنگ افزارها به دست افراد نامطلوبی افتد - که هر دو احتمال بسیار بعید به نظر می‌رسد.

دولتمردان ایران می‌توانند به حق سیاست فروش کلان تسلیحاتی آمریکا را سیاستی تحریک آمیز بخوانند، اما این سیاست منبع خطر جدیدی برای آنان نخواهد بود. سیاست جدید فروش جنگ افزار به عربستان سعودی را می‌بایست عمدتا اقدامی سیاسی ارزیابی کرد: زیرا این سیاست می‌تواند همزمان هم باعث خشم دولتمردان ایران گردد و هم موجب رضایت متحدان عربی آمریکا. کشورهای عربی منطقه افزایش ۲۵ درصدی کمکهای نظامی آمریکا به اسراییل را می‌توانند دلیلی بر سیاست حمایتگرانه آمریکا تلقی کنند، اما از آنجا که خود نیز از سیاست تسلیحاتی آمریکا نصیب و بهره می‌برند، قادر به اعتراض علیه آن نخواهند بود.