1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

تعليق، بين تعويق، تعلل و تعجيل

درنگ و دفع الوقت تا كنون سياست جمهورى اسلامى ايران در ارتباط با برنامه هسته‌اى اين كشور را رقم مى‌زد. در ارتباط با بسته پيشنهادى آمريكا و سه كشور بريتانيا، فرانسه و آلمان نيز ما شاهد تداوم همين سياست تعلل كردن از سوى دولتمردان ايران بوديم. بسته پيشنهادى كه شامل مشوقهايى براى متقاعد ساختن جمهورى اسلامى ايران به تعليق امر غنى سازى اورانيوم بود در ماه ژوئن از سوى خاوير سولانا، هماهنگ كننده سياست خارجى اتحاديه ار

محمد سعيدى، معاون لاريجانى اعلام كرد كه ايران سياست نوينى در ارتباط با برنامه اتمى خود دارد كه ظرف هفته‌هاى آينده جزييات آن فاش خواهد شد.

محمد سعيدى، معاون لاريجانى اعلام كرد كه ايران سياست نوينى در ارتباط با برنامه اتمى خود دارد كه ظرف هفته‌هاى آينده جزييات آن فاش خواهد شد.

وپا رسما به مسوولان جمهورى اسلامى ايران تحويل گشت.

از رهبران ايران خواسته شده بود كه پاسخ خود را به اين بسته پيشنهادى صريح و سريع اعلام دارند. ابتدا سخن از نيمه نخست ماه ژوييه و پيش از برگزارى همايش سران و رهبران كشورهاى عضو گروه جى–۸ در ميان بود. سپس به گونه‌اى رسمى و غيررسمى اين مهلت باز تمديد شد. دولتمردان جمهورى اسلامى ايران اما اعلام كرده بودند كه پيش از پايان مردادماه، يعنى ۲۲ ماه اوت پاسخ خود را نخواهند داد. همين تعلل كردن جمهورى اسلامى ايران منجر به تصويب قطعنامه شوراى امنيت گشت و در اين قطعنامه از ايران خواسته شد تا پاسخ خود را پيش از پايان ماه اوت اعلام كند.

موضوع محورى قطعنامه شوراى امنيت و بسته پيشنهادى همانا تعليق غنى سازى اورانيوم توسط ايران است. در واقع امر، دو سياست در ارتباط با تعليق غنى سازى اورانيوم وجود دارد. نخست سياست تعلل كردن جمهورى اسلامى و ديگرى سياست تعجيل كه آمريكا و اروپاييان خواستار آنند. جمع جبرى تعلل و تعجيل در ارتباط با تعليق برنامه اتمى مى‌شود تعويق.

تا اين كه چرخشى روى داد. دولتمردان جمهورى اسلامى كه تا همين چند روز پيش سياست دفع الوقت را دنبال مى‌كردند، با آنكه تا پايان ماه اوت، يعنى تا نهم شهريورماه فرصت داشتند، يكباره تغيير رفتار دادند و هوادار سياست تعجيل شدند. على لاريجانى، دبير شورايعالى امنيت جمهورى اسلامى قطعنامه شوراى امنيت را فاقد مبانى حقوقى خواند و اعلام كرد كه ايران نه تنها از حق خود در رابطه با غنى سازى اورانيوم نخواهد گذشت، كه آن را گسترش نيز خواهد داد. براستى تغيير رفتار رهبران ايران را چگونه بايد فهميد؟

پاسخ اين پرسش را حداقل دو بار محمود احمدىنژاد داده است. وى گفته است كه وضعيت حاكم بر لبنان منجر به آن شده كه ما بسته پيشنهادى را با دقت بيشترى بررسى كنيم. اين سخنان پرمعناى احمدىنژاد البته از نظر تحليلگران به دور ماند. پرسيدنى است كه بسته پيشنهادى چه ربطى به اوضاع لبنان دارد؟ هرگاه هدف دولتمردان جمهورى اسلامى ايران از برنامه اتمى خود، هدفى صلح آميز باشد، و اين چيزى است كه آنان بارها مدعى شده‌اند، آنگاه ارتباط اين بسته پيشنهادى با بحران لبنان پرسش برانگيزتر خواهد شد. چرا بايد اوضاع لبنان بر دقت دولتمردان ايران در بررسى بسته پيشنهادى بيافزايد؟ و چرا آقاى لاريجانى هفته‌ها پيش از مهلتى كه در قطعنامه شوراى امنيت تعيين شده، برخلاف سياست دفع الوقت و تعلل هميشگى، سياست تعجيل پيشه كرده است؟

تا يك ماه پيش پرونده اتمى ايران بود و پنج كشور صاحب حق وتو در شوراى امنيت و آلمان. شروع بحران لبنان و تلاش ديپلماتيك براى يافتن راه حلى براى اين مناقشه خونين موضوع را پيچيده‌تر ساخت. در اين نكته كه بحران خاورميانه بر رويكرد جمهورى اسلامى به جهان موثر است و همينطور اين بحران بر رويكرد جهان به جمهورى اسلامى نيز تاثير مى‌نهد، ترديدى نيست. تنها بايد منتظر ماند و ديد كه تلاشهاى ديپلماتيك كنونى به منظور برقرارى آتش بس در خاورميانه چه تاثيرى بر سياست اتمى ايران خواهد گذاشت. از هم اكنون جمهورى اسلامى ايران مطرح كرده است كه سياست نوينى در ارتباط با برنامه اتمى خود در پيش خواهد گرفت. سياست نوينى كه جزييات آن فاش نشده است.

جمشيد فاروقى، رييس بخش فارسى دويچه وله (صداى آلمان)

  • تاریخ 08.08.2006
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A3yL
  • تاریخ 08.08.2006
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A3yL