1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ایران

تصميم جنون آميز حمله به ايران

بنا به گزارشى كه در مجله نيويوركر به چاپ رسيده، آمريكا حداقل از تابستان گذشته نيروهاى شناسايى اش را براى بدست آوردن اطلاعات و يافتن هدف هاى حمله احتمالى به ايران ارسال داشته است. سيمور هرش روزنامه نگار آمريكايى در مقاله اى كه به نام هدف استراتژيك بعدى، به نقل از محافل و اطلاعات ماموران مخفى، در باره اين موضوع نوشته است. پطر فيليپ مفسر راديوى دويچه وله در مقاله زير متذكر شده كه اگر اين اطلاعات درست باشد، بايد از

default

�ك تصميم جنون آميز سخن گفت.

اگر سيمور هرش، روزنامه نگار آمريكايى، چنين خوشنام نبود، مى شد با شنيدن داستان جديد او سرى تكان داد و آن را ناشنيده گرفت. اين گزارشگر روزنامه نيويوركر، پيش از اين هم چنين موضوعات بزرگ جنجالى را به چاپ رسانده بود و هميشه در ابتدا خبر او تكذيب شده ولى بعد از آن مشخص شده بود كه موضوع مصداق داشته است.

حال موضوع داستان جديد هرش ادعايى است كه در آن گفته شده نيروهاى ويژه آمريكايى از شش ماه پيش در ايران به جستجو مشغولند تا هدف هايى را براى حملات احتمالى خود پيدا كنند. طبيعى است كه اين خبر نيز سريعا رد شده اما اين تكذيب به شكل ضعيفى صورت گرفته است. از محافل رسمى خبر رسيده كه اين گزارش مملو از نكات مبهم است. اما بايد پرسيد چه چيزى در اين گزارش بايد هنوز نا روشن باقى مانده باشد؟ اين موضوع كه مأموران از پاكستان به ايران گسيل شده اند و يا اينكه جرج دبليو بوش رئيس جمهور آمريكا دستور حمله و استقرار نيروهايش را در مجموع ده كشور جهان به امضاء رسانده است؟ و يا اين موضوع كه واشنگتن ايران را به مثابه بخشى از منطقه جنگى خود تلقى مى كند؟

درحالى كه كارشناسان آژانس بين المللى انرژى اتمى در حال تفتيش و نظارت هستند و اتحاديه اروپا در تلاش براى نزديكى بيشتر با ايران است، و بايد گفت كه در اين امر سعى دارد آمريكا را نيز به اين مسئله مرتبط كند، به نظر مى آيد رئيس جمهور دوباره انتخاب شده آمريكا كار مهمترى به غير از بوجود آوردن درگيرى ها و اختلافات جديد و يا گسترش آنان ندارد. مثل اين است كه آمريكا به اندازه كافى در عراق دچار مشكل نيست كه حال حمله به ايران به سادگى گردشى در يك روز تعطيل براى او قلمداد شود.

نبايد حتما مطيع و طرفدار رژيم مذهبى ايران بود تا چنين خطوط سياسى را به عنوان ديوانگى محض خواند. درست همانند ديوانگى كه جنگ عراق را عليرغم نداشتن سندى مبنى بر داشتن سلاح هاى كشتار جمعى، به دليل انتخاب مجدد در پست رياست جمهورى، قابل توجيه ناميد.

اما ايران عراق نيست. در اين مورد هم تشابهى بين اين دو كشور وجود ندارد. اگر در عراق تقريبا همه چيز در ارتباط با خيال و يا تبليغ هدفمندانه توليد سلاح هاى كشتار جمعى برنامه ريزى شده بود، در ايران يك سلسله از دلايل معتبر در اين ارتباط وجود دارد: تلاش هاى اين كشور درباره تحقيقات اتمى، اقداماتى كه بر مبناى آنان راه هاى پيشرفت در امر غنى سازى اورانيوم و موارد مختلف استفاده آن را در دست خود گيرد، و به غيراز آن، مسئله پيشرفت در امر توليد موشك هاى ميانبرد و دوربرد.

اين ها موضوعاتى هستند كه در عراق قابل اثبات نبودند. اما مسائلى هم نيستند كه ايران را بطور خودكار هدف بعدى جنگ قلمداد كنند. ايران بطور آشكار از اقدامات خود سخن مى گويد و توضيح داده است كه اين تحقيقات براى بدست آوردن منابع انرژى ديگر است. اين در درجه اول مربوط به اعتماد به اين كشور است كه اين توضيحات را قابل پذيرفته شدن مى داند يا نه؟ جرج دبليو بوش تصميم دارد چنين توضيحاتى را نپذيرد و اين خطر وجود دارد كه با وجود اين همه مشكلات، فتنه جديدى در منطقه آغاز شود.

آمريكا حتى خود ديگر به اين مسئله باور ندارد كه از استقرار دموكراسى و آزادى سخن گويد. اين واژه ها براى ايرانيان كه در همسايگى خود شاهد اقدامات اين كشور در عراق بوده اند، طنينى ندارد. ايرانيان هميشه نشان داده اند كه خواستار استقرار دموكراسى و آزادى هستند، اما بسيارى اين اميد را، كه از طرف واشنگتن اين كمك را دريافت كنند، از دست داده اند. افشاگرى جديد سيمور هرش بيشتر عدم اطمينان و دلسردى را در ايرانيان افزايش خواهد داد.

  • تاریخ 17.01.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A3qe

مطالب مرتبط

  • تاریخ 17.01.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A3qe