1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ورزش

تدارک برگزاری مراسم چهلم ناصر حجازی • مصاحبه با آتیلا حجازی

مراسم چهلم درگذشت ناصر حجازی روز جمعه (۱۰ تیر / ۱ ژوئیه) بر مزار و سپس در محوطه‌ی منزل خانواده او برگزار می شود. آتیلا حجازی در مصاحبه با دویچه وله از جزئیات این مراسم، ادامه همبستگی مردم و ضعف خبررسانی در ایران می‌گوید.

آتیلا (چپ) در کنار پدرش، زنده‌یاد ناصر حجازی

آتیلا (چپ) در کنار پدرش، زنده‌یاد ناصر حجازی

دویچه وله: در آستانه‌ی مراسم چهلم ناصر حجازی هستیم. لطفا برای ما از جزییات برنامه‌ریزی مراسم تعریف کنید.

روز چهلم، دقیقاً اگر اشتباه نکنم اول جولای می‌شود، یعنی ۱۰ تیرماه قرار است که ۱۰ صبح برویم سر مزار و بعدازظهر هم از ساعت ۷ تا ۷/۵ در منزل خودمان مراسمی برای شب چهلم داشته باشیم.

چه برنامه‌هایی چیده شده برای استقبال از این موج چندین هزار نفری طرفداران که این بار هم برای مراسم چهلم ناصرخان خواهند آمد؛ با توجه به مشکلاتی که در مراسم روزهای نخست درگذشت او وجود داشت؟

تنها مشکل این بود که چون جمعیت زیاد بود و دفعه‌پیش اطلاع‌رسانی دقیقی نشده بود، تا حدودی ناهماهنگی‌هایی صورت گرفته بود. ولی خوشبختانه این بار فکر می‌کنم کمی منظم‌تر انجام شود و دارد اطلاع‌رسانی می‌شود. از یک هفته پیش اعلامیه‌هایش چاپ شده و در سایت‌های مختلفی اعلام شده، همین طور در تلویزیون و در روزنامه‌ها و تقریباً همه برای آن روز آگاهی دارند. امیدوارم که مراسم باشکوهی باشد، در خور و در حد نام خودش. ما ساعت ۱۰ صبح در بهشت زهرا هستیم و بعدازظهر هم مراسم از ساعت ۷ در منزل خودمان برگزار می‌شود.

پس آن طور که اشاره کردید، توانایی استقبال از هزاران تن از طرفداران ناصر حجازی در دوروبر منزل شما وجود دارد و هر کس که دوست دارد می‌تواند بیآید.

مسلماً نه. همان طور که گفتید خیلی مشکل است. ولی ما تلفن‌های زیادی داشتیم و مردم می‌آیند جلو خانه و اظهار لطف می‌کنند که هر کاری دارید، ما همه هستیم که ما واقعاً احتیاج به هیچ نیرویی نداریم. چون آن قدر دوروبر‌مان مردم هستند که اصلاً باید باشید و ببینید. من الان خودم تهران نیستم، ولی با خانه که در تماس هستم، مثلاً مادرم گفته که صد نفر آمدند در خانه و دارند پارچه‌ها را آماده می‌کنند و خانه را تر و تمیز می‌کنند یا دارند عکس‌های مختلف‌اش را دم در خانه می‌زنند. چون بچه‌ها دم خانه‌‌مان سکویی درست کرده‌اند که حدود ۴۰ تا ۵۰ عکس خیلی بزرگ آنجا نصب شده. مردم می‌آیند شمع می‌گذارند، شیرینی پخش می‌کنند و یک حالت قشنگی‌ست.

Final Iran Bildergalerie 21-11 Flash-Galerie

هفته‌های گذشته بدون شک از سخت‌ترین دوران زندگی خودتان بود. این دوران را چه طور دیدید؟ از یک‌طرف از دست دادن پدر خیلی سخت است، ولی از سوی دیگر دیدن این همه محبت و عشق مردم چه احساسی را در شما و خانواده‌تان ایجاد کرد؟

مسلماً بدترین لحظه‌زندگی هر انسانی می‌تواند از دست دادن پدر و مادرش باشد که متأسفانه این اتفاق افتاد و من همیشه فکر می‌کردم هیچ موقع پدر و مادر من از این دنیا نمی‌روند و همیشه فکر می‌کردم دائمی و ابدی خواهند ماند. ولی متأسفانه این اتفاق افتاد و در این روزها حضورش را همیشه احساس می‌کنیم. یعنی همه‌اش فکر می‌کنم الان توی خانه‌است، صدایش را می‌شنوم و انگار واقعاً با او ارتباط دارم. خیلی به ما نزدیک است. عکس‌هایش همه جا هست. هر جا که من پایم را می‌گذارم، هر شهری که می‌روم، واقعاً مردم همه جور همدردی می‌کنند و در کنار ما هستند. الان هم تبریز هستم و واقعاً مردم... نمی‌دانم، باید باشی و ببینی که چه کار دارند می‌کنند. حتی در شهرهای مختلف مراسم‌های مختلف می‌گیرند. جاهایی که حتی من تا به‌حال اسم‌شان را نشنیده‌ام. اعلامیه‌های‌شان را تند تند دارند برایمان می‌فرستند. چه قدر در این شهرها مراسم گرفته شده. خارج از کشور و آن طور که من اطلاع دارم در استکهلم مراسم خیلی خوبی بود. در لس آنجلس مراسم خیلی خوبی برگزار شد. در استرالیا بوده، در وین بوده. حالا تک تک نمی‌خواهم اسم ببرم، ولی همین حضور مردم دلگرمی بزرگ و پشتوانه‌ی محکمی برای ما است. همان طور که می‌دانید در سایت‌های مختلف مردم را می‌بینیم که واقعاً چه قدر نسبت به ما لطف دارند و همین واقعاً باعث افتخار من است که پدرم این قدر بزرگ بوده.

مراسمی که در روزهای نخست پس از درگذشت ناصرخان برگزار شد، متأسفانه آن طور که باید و شاید مورد پوشش خبری از سوی رسانه‌های داخل ایران قرار نگرفت و خیلی از مردم شاکی بودند. خودت نیز از این نکته گله می‌کردی که چرا صدا و سیمای جمهوری اسلامی اصلاً هیچ اشاره‌ای نمی‌کند که مراسم ناصر حجازی کجا برگزار می‌شود. آیا حالا اوضاع کمی فرق کرده یا همان طور است؟

متأسفانه همان طور که گفتید، اطلاع‌رسانی دقیقی در این زمینه صورت نگرفت. البته نظر ما این بود که مراسم تشیع جنازه در استادیوم شیرودی باشد. ولی به‌هرحال کمی به‌آن‌ها حق می‌دهیم. چون اگر مراسم در مرکز شهر در استادیوم شیرودی برگزار می‌شد، می‌توانم بگویم که آنجا بسته می‌شد. یعنی هیچ کاری نمی‌شد کرد. و از مردم هم کمی سلب آسایش و آرامش می‌شد و همه آن وقت توی ترافیک بودند. به خاطر همین کمی دورتر برگزار شد. اما با این که وسط هفته بود و هیچ شبکه‌ای هم اعلام نکرده بود که این مراسم برگزار می‌شود، واقعاً صبح در استادیوم آزادی طوری بود که وقتی من وارد شدم، گفتم انگار الان تیم ملی ایران با یک تیم خیلی بزرگ بازی دارد که این قدر جمعیت آمده. وقتی ما رسیدیم آنجا، قرار بود برنامه دو ساعت طول بکشد، ولی به خاطر ازدحام جمعیت که هر دقیقه هم تعدادشان بیش‌تر می‌شد، مجبور شدند درهای استادیوم را ببندند که خیلی از مردم بیرون ماندند و نتوانستند داخل بیایند. حتی خودمان هم دیر رسیدیم به محل دفن و وقتی به بهشت زهرا رسیدیم، نه من، نه مادرم و نه خواهرم اصلاً پدرمان را ندیدیم. به خاطر ازدحام بیش از اندازه جمعیت. به‌هرحال نمی‌شد. یک‌سری بی‌نظمی‌هایی بود که از دست ما هم کاملاً خارج بود. احتیاج به یک‌سری برنامه‌ریزی‌های قوی‌تری داشت. حدود دو هفته است که برای مراسم شب چهلم داریم برنامه‌ریزی می‌کنیم، امیدوارم مراسم خیلی خوبی باشد. البته می‌دانم که ازدحام جمعیت بازهم زیاد خواهد بود. ولی به‌هرحال نمی‌شود به مردم اطلاع نداد. مردم واقعاً دوست دارند، از همه جا تماس می‌گیرند و آماده‌اند که بیایند.

مصاحبه‌گر: فرید اشرفیان
تحریریه: شهرام احدی