1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

”تا روزهاى سهل تر هم از راه برسند”

در آفريقاى جنوبى كشورى كه در آن فقر بيداد ميكند هستند جوانانى كه موفق به جهشى باور نكردنى شده اند و از نهايت فقر در آنسوى خط ثروت فرود آمده اند. يكى از دلايل اين موفقيت طرحهاى دولت براى بكار گرفتن ظرفيت هاى نيروى جوان اين سرزمين است و دليل ديگرش؟

default

و دليل ديگرش بلند پروازى توام با پشتكار غيرقابل تصور آن اندك جوانانى است كه از اين امكانات نهايت بهره بردارى را ميكنند. با اينحال برآمدن از فقر و رسيدن به ثروت بيكران بيشتر به افسانه شبيه است تا واقعيت اما بهتر است با سرنوشت يكى از آنها از زبان خود او آشنا شويم.

يكى از اين جوانان لتا گومدا است كه تا چندى پيش بايد پاى برهنه كيلومترها براى رسيدن به مدرسه پشت سر ميگذاشت و شبها زير نور شمع در يك خانه حلبى تكاليف مدرسه را انجام ميداد. او اهل دوربان در ساحل جنوبى آفريقاست. لتا حتى رنگ دانشگاه را هم نديده. ولى بعد از گرفتن ديپلم دبيرستان با خودش عهد كرده كه پايش را از گليمى كه همه در محدوده آن ميمانند درازتر كند و آستين ها را بالا بزند. او ميگويد:

”من فكر ميكنم زندگى هنوز حوادث بسيار جالب تر و هيجان انگيزترى برسرراه من خواهد گذاشت. من هيچ مخالفتى با درس خواندن يا يك زندگى متوسط ندارم اما روياى من چيز ديگرى بود. براى رسيدن به اين رويا بايد همت ميكردم.”

لتا بعد از تمام كردن دبيرستان يك شركت تبليغى، خدماتى براه انداخته و با كار خستگى ناپذير و شبانه روزى از آن مجتمعى ساخته كه براى دادن خدمات گوناگون به مشترى ها آمادگى كامل دارد. مثلا يك مشترى ميخواهد صد جلد كتاب را ظرف يك شب تا صبح صفح بندى، چاپ و پخش كند، شركت لتا براى اين كار آمادگى كامل دارد و در نهايت دقت و كفايت اين كار را به انجام ميرساند. ويا مشترى ديگرى ميخواهد يك مهمانى بزرگ براى عده زيادى از كاركنانش براه بياندازد و انتظار دارد كه در كوتاه ترين زمان مثلا تنها سه روز قبل از آن بوفه غذاها، پيش غذاها، و دسرها به علاوه سالنى به بهترين وجه تزيين شده، موزيك و حتى آتش بازى آخر شب همه و همه با وسواس، وقت شناسى و سليقه سازماندهى گردد و از مهمان پذيرايى درخور شود. بازهم او خم به ابرو نمياورد و با اطمينان خدمات لازم را در اختيار مشترى ميگذارد. او ميگويد مهم اين است كه در برابر وظايف دشوار دست و پايت را گم نكنى و با خونسردى اما اعتماد به نفس كامل از اين كه موفق ميشوى دست بكار شوى.

”در واقع ما فقط سعى ميكينم بهترين خدمات را به بازار ارائه دهيم و چون موفق به اينكار ميشويم، نتيجه اش را هم ميبينيم. مثلا اگر قرار است مراسمى روز جمعه برگزار شود، شما سه شنبه به هر موسسه خدماتى كه مراجعه كنيد ميگويد متاسفيم بسيار دير است. اما ما ميگوييم اصلا اشكالى ندارد فقط بگوييد چه ميخواهيد و ما آنرا برايتان مهيا ميكنيم. و از پس اين كار هم برمياييم. مهم اين است كه ما نه فقط كار در كمترين زمان، بلكه به موقع و با كيفيت عالى انجام ميدهيم و اين ساده نيست اما دستاوردش را به سرعت نشان ميدهد.”

اما او چگونه موفق شده قدم هاى اوليه را بردارد و به اينجا برسد كه شركتى با اين خدمات وسيع برپا كند؟

”موقعى كه شروع كردم بايد پاى پياده در هواى داغ اينجا فرسنگها ميرفتم و به هردرى ميزدم كه براى طرحى كه دارم بازاريابى كنم. مدت طولانى شبها به خانه برميگشتم بدون آنكه كوچكترين موفقيتى نصيبم شده باشد. روزهاى سخت و نااميد كننده اى بود. اما مهم فقط اين بود كه تحمل و صبر داشته باشم، روحيه ام را از دست ندهم و براهم ادامه دهم. مهم اين بود كه اطمينان داشتم من نميخواهم همان راه ساده اى را بروم كه همه هم سن وسال هاى من ميروند و برايش حاضر بودم قيمتش را هم بپردازم. بارها به نقطه اى رسيدم كه كم مانده بود تسليم شوم و همه طرح ها و آروزهايم را دور بريزم. حتى حالا هم عليرغم موفقيت شركتم براه انداختن كارها چيز ساده اى نيست. اما من هميشه اعتقاد داشتم كه هركارى شروعش بايد سخت باشد تا بعد روزهاى سهل تر هم از راه برسند.”

لتا تعريف ميكند كه چگونه خانواده اش او را كمى ديوانه تصور ميكردند وهرگز به ذهن شان هم خطور نميكرد كه او به اين درجه از موفقيت برسد. او از همان دوران دبيرستان با علاقه برنامه هاى مربوط به امور مالى تلويزيون را دنبال ميكرده. لتا ميگويد كه يكبار كه در تعطيلات مدرسه مشغول نگاه كردن برنامه CNN money line بوده يكى از دوستانش كه آنروز پيش او بوده با تعجب از لتا پرسيده اين ديگر چه برنامه اى است كه نگاه ميكنى؟ اما براى من از همان زمان هم بازار بورس موضوعى جالب بود و در چهارسال اخير نيز من در زمينه مسائل اقتصادى چه در آفريقاى جنوبى و چه در كشورهاى ديگر اطلاعات زيادى جمع كرده ام. لتا هدفش را اين توضيح ميدهد ” ورود شركتش به به بازار بورس و تسخير كردن بازار جهانى.”

آرزويى بس بزرگ براى جوانى كه هنوز تا سى سالگى چند سالى وقت دارد. اما آنطور كه او تابحال پيشرفته ميتوان باور داشت كه به بقيه هدفهايش هم ميتواند برسد.

  • تاریخ 27.07.2005
  • نویسنده مريم انصارى
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6SY

مطالب مرتبط

  • تاریخ 27.07.2005
  • نویسنده مريم انصارى
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6SY