1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

تاريخچه تبليغات نژادى و نفوذ آلمان در دوران جنگ جهانگير دوم در ايران(قسمت دوم)

در بخش نخست كه به بررسى نفوذ آلمان در ايران و تمايلات نژاد پرستانه در ميان ايرانيان اختصاص داشت، تاريخچه حضور و نفوذ آلمان را از دوران ناصرالدين شاه به بعد مرور كرديم و به آنجا رسيديم كه فردى به نام سيف آزاد از وزارت تبليغات كوبلز در دوران نازيها پول ميگرفت و نشريه اى به نام ايران باستان در برلين چاپ و در ايران پخش ميكرد تا تئورى نژاد آريا را در كشور جا بيندازد.

default

اما بعد طبق اسناد موجود مشخص ميشود كه طبق قوانين نژادى نورنبرگ يعنى تئوريسين نژاد پرستى دوران هيتلر، مردم ايران در زمره نژادهاى سامى و مشكوك بحساب ميايند و تنها در تبليغات بيرونى است كه ايران را از نژاد آريا ميشمرند چون سرپلـى است براى استراتژى سياسى و روابط اقتصادى آلمان. اما همين رژيم نازى دررابطه با ايران رياكارى هايى دارد كه دكتر احمدى به آن اشاره ميكند.

” در سند ديگرى از دوران جنك جهانى دوم ميبينيم كه وقتى مولوتف در نوامبر سال ۴۰ با وزير خارجه آلمان ملاقات ميكند، آلمانيها پس از نبرد هوايى با انگلستان تصميم ميگيرند وارد دور جديدى از سياست جنگى شوند و جلوى نفوذ شوروى را در بخش شرق و بالكان بگيرند، ديگرخوش به شوروى نشان ميدهند كه ما آماده هستيم تا شما ايران را اشغال كنيد تا به خليج فارس برسيد. اينجا دم خروس معلوم ميشود كه گرچه ايرانيان را برادران آريايى ميخوانند اما حاضرند آن را در اختيار استالين قرار دهند”.

با اين همه به گفته دكتر احمدى، استبداد رضا شاهى وخفقان ومحدوديتهاى فراواني كه در جامعه وجود دارند ،موجب ادامه تمايل ايرانيان به آلمان نازى هستند زيرا هيچ روشنگرى در اينمورد نشده است.

” تبليغات آريايى به دليل بسته بودن جامعه ادامه دارند. در دوران رضا شاه ميبينيم كه حتى اواخر سلطنت او كه مردم ميتوانستند از راديو استفاده كنند، خريد راديو با اجازه شهربانى است. در درون اين جامعه بسته چون صدايى بلند نميشد اين تبليغات دروغ نژاد آريايى جا افتاد طورى كه حتى پس از جنگ دوم، بازگروههايى مثل سومكا، حزب پان ايرانيست و امثال منشى زاده درادامه اين روند نقش ايفا ميكنند”.

حميد احمدى ميگويد تحقيقاتش نشان ميدهند كه در اوج استبداد رضا شاهى بيش از سه نفر از روشنفكران يعنى صادق هدايت، ذكتر ارانى و بزرگ علوى در قبال فاشيسم و آلمان نازى بطور صريح موضعگيرى نكرده اند. حتى خيل عظيمى از افسران و ميهن پرستان در آغاز جنگ دوم طرفدار آلمانند.

” وقتى شما بيوگرافيهاى اكثر افسران سازمان نظامى حزب توده را نگاه ميكنيد،متوجه ميشويد كه در بدو كارؤ پيش از پيوستن به حزب، طرفدار آلمان هيتلرى اند. كارمندان دولت، بخش شهرنشين ايران طرفدار آلمانند. حتى وقتى متفقين وارد ايران ميشوند حزب كبود نوبخت بوجود ميايد و جوانان و مردم به دو دسته تقسيم ميشوند. تنها وقتى متفقين در پاييز سال ۲۰ وارد ميشوند، روزنامه مردم ضد فاشيست درميايد. بعد از نبرداستالينگراد تازه لايه روشنفكرى ايران به طرف شوروى ميايد. اما بعد از شكست آلمان فاشيستى درسال ۴۵ باز تا سال ۵۳ يعنى هفت سال بعد از هيتلر، طرفداران آلمان يعنى حزب سومكا در ايران فعالند و جالب اين كه اين بخش از نظاميان و ديوانيان دوره رضاشاه كه طرفدار آلمان بودند با ورود متفقين به ايران بازداشت ميشوند. مثل احمد متين دفترى، آيت اله كاشانى، سرلشكرزاهدى كه بعدها در كودتاى ۲۸ مرداد نقش دارند و ديگر در كنار آمريكا قرار ميگيرند. اما بطور كلى دردوران پهلوى دوم شعار هويت ايرانى در مقابل هويت اسلامى زمينه دارد”.

آقاى احمدى در برابر اين پرسش كه عليرغم پافشارى بر هويت اسلامى از سوى روحانيون چگونه است كه در اين قشر نيز طرفدارى از آلمان ديده ميشد، ميگويد:

”تنها درصد خيلى محدودى از روحانيون بودند كه آنها نيز ابعاد طرفدارى شان از آلمان سياسى بود. مانند كاشانى. مخالفت او با انگليسى ها او را به سمت آلمان برد. اينها با سياست دوران رضا شاه موافق نبودند و آلمانوفيل در قشر روحانيت خيلى نازل بود. اصلا روحانيت در سال ۱۳۲۰ در جامعه حضور جدى نداشت و بعد از ۲۴ است كه وارد عرصه ميشود”.

آقاى احمدى اضافه ميكند كه كسانى مثل منوچهرى و آريانا طرفدار فاشيستم هيتلرى بودند. همان آريانا كه در سال ۵۰ شمسى رئيس ستاد كل ارتش ايران ميشود. اينها بعد از كودتاى ۳۲ از آلمان بريده و به سراغ آمريكا ميروند”.

نتجيه گيرى دكتر احمدى در پايان سخن از بروز تمايلات نژادى و تكيه بر نژاد آريا دربخشى از شهروندان و جوانان ايرانى، مبتنى بر واكنش در مقابل فشارهاى موجود در جمهورى اسلامـى است . او ميگويد شعار برخى تماشاچيان مسابقه فوتبال ايران و آلمان در ورزشگاه آزادى، عمدتا ناشى از هويت طلبى و اعتراض به موقعيت فعلى است.

” مردم ايران به وضوح ميدانند كه دولت فعلىآلمان ربطى به دوران هيتلر ندارد. اما تحليل من از شعار برخى ايرانيان در بازى با تيم آلمان كه گفتند رويارويى دو تيم آريايى اينست كه اين واكنشى است در مقابل سياست تنگ نظرانه و مستبدانه جمهورى اسلامى .اين گروه ميخواستند و ميخواهند به زعم خود با شعار ايران آريايى يعنى ايران قبل از اسلام، فرهنگ و هويت خود رادر مقابل فرهنگ مسلط اسلامى نشان دهند. درحاليكه واقعيت اينست كه شعار نژاد پرستانه آريايى كه در دوران هيتلر وجود داشت، ابعاد ضد بشرى خود را نشان داده و به بهاى ميليونها قربانى تمام شده و به تاريخ سپرده شده است.

اين تجربه به ما نشان ميدهد كه مبارزه با يك نظام خودكامه با انديشه خودكامه ديگرى تحت عنوان نژاد پرستى به نظام دمكراتيك يا خواسته هايى بينجامد. اين نكته را بايست با تاكيد بگويم كه در برابر اين جوانان، ما در طيف وسيعترى ديگرانى را داريم كه شعار خود را دربرابر روش هاى تنگ نظرانه جمهورى اسلامـى، شعار دمكراسى، آزادى بيان و انديشه و تكيه بر اعلاميه هاى جهانى حقوق بشر استوار كرده اند”.

  • تاریخ 19.11.2004
  • نویسنده مهيندخت مصباح
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7SP
  • تاریخ 19.11.2004
  • نویسنده مهيندخت مصباح
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7SP