1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

بى توجهى به نيرو و خواستهاى جوانان در ايران و هدر رفتن ظرفيتهاى موجود

به تازگى در آلمان كتابى پژوهشى درباره تصورات، انتظارات و خواستهاى دختران ديپلمه و دانشجوى ايرانى داخل كشور، منتشر شده است. خانم آنه مارى معماريان، كارشناس مسائل اجتماعى كه خود آلمانى است و همسرى ايرانى دارد، بيش از ۳۰ سال است كه با فرهنگ ايران آشناست و سفرهاى متعددى چه قبل و چه بعد ازانقلاب اسلامى به ايران داشته و تحقيقات خود را از جمله بر اساس مصاحبه هاى متعدد با دختران ديپلمه و دانشجو انجام داده است. نوشته زي

default

� حاصل گفتگوئى است با ايشان.

شهرام احدى

چگونه است كه فردى اروپائى به فكر تحقيق درباره چنين موضوعى ميافتد كه در واقع بايد مشغله ذهنى پژوهشگران در خود ايران باشد. خانم معماريان ميگويد: “من سالهاى زيادى ست كه به ايران سفر مى كنم و با مردم ايران آشنا هستم. در سالهاى اخير درك كردم كه دختران ايرانى علاقه ى بسيار زيادى به تحصيل و آموزش نشان مى دهند و من به عنوان يك دانشمند كنجكاو شدم كه فكر و خيال و برنامه ريزى اين بانوان چيست؟ آغاز علاقه ى خودم به ايران نيز برميگردد به تقريبا ۳۰ سال پيش، يعنى از زمانى كه با شوهرم كه ايرانى است آشنا شدم.

بدون شك مسئله زنان، به ويژه در كشورهاى اسلامى اعم از ايران و يا كشورهاى عربى، از جمله مسائلى است كه در سالهاى اخير، مورد توجه رسانه ها و همچنين موسسات پژوهشى قرار داشته، اما عليرغم كميت خوب، ضعفهائى كيفى وجود دارد.

وى معتقد است: “هر وقت كه از طرف غرب يا اروپا تحقيقاتى درباره ى جهان اسلامى يا كشورهاى شرق انجام مى شود، مشكل بزرگى پيش مى آيد. اين مشكل اساسى در درك و فهم يك فرهنگ ديگر است. براى فرضا دنياى غرب يا اروپا كشورهاى اسلامى يا كشورهاى شرقى كاملا غريبه و ناآشنا هستند. است. مخصوصا براى فرهنگ اروپايى مشكل پيش قضاوتى پيش مى آيد. فرضا يك پژوهشگر با عينك فرهنگ خود به فرهنگ ديگر مى نگرد. در واقع منظورم اين است كه بعضى چيزها را در فرهنگهاى ديگر نمى بيند و يا با عينك خود آنها را به رنگ ديگرى مى بيند. فرضا يك پژوهشگر بعضى اوقات فقط به مسايل عجيب و غريب يا خشن نگاه مى كند و به همين خاطر نتايج اين پژوهش ناكامل مى گردد. به نظر من چنين پژوهشى بايد شاخص و معيار مخصوصى داشته باشد. يعنى بايد آمادگى اى بين پژوهشگر و مردم مورد پژوهش وجود داشته باشد. اين آمادگى بايد آمادگى گفت و گو در جهت فهم يكديگر باشد و از همه چيز مهم تر فراگيرى از يكديگر است. يعنى يك پژوهشگر بايد اجازه دهد و بگذارد كه انسانهاى آن فرهنگ درباره ى خود و مشكلات و خواسته هاى خود سخن بگويند و من سعى كردم در همين كتاب “برنامه ريزى دختران ايرانى” همين خواسته ها و سخنان خود دختران ايرانى را بيان كنم.”

يكى از نكاتى مهم و درخور توجه كه در گزارشها و تحقيقات گوناگون به آن اشاره ميشود، حضور روزافزون دختران و زنان جوان در دانشگاهها و مراكز علمى است. ولى هدف اصلى آنها از تحصيل چيست؟ آيا اين است كه جذب بازار كار بشوند يا اينكه تنها مدركى كسب كرده تا بتوانند فرضا همسر بهترى انتخاب كنند؟

خانم معماريان دراينباره خاطرنشان ميسازد: “به نظر من مسئله كسب مدرك براى پيدا كردن همسرى بهتر به زمان قديم تعلق دارد. زمان شاه پژوهشى انجام شد و طبق اين پژوهش ملاحظه كردند كه تمايل دخترها به داشتن مدرك بيشتر براى ازدواج بهترى ست. ولى دختران امروزه بسيار علاقمند به درس هستند و حتما هم مى خواهند تحصيلات عالى كرده، شغلى پيدا كنند و به سر كار بروند. حتا بعد از ازدواج. هدف آنها از دو قسمت تشكيل مى شود. هم مى خواهند در زندگى شخصى خود پيشرفت كنند. فرضا درآمد خوب و زندگى خوبى داشته باشند. از طرف ديگر، مى خواهند در جامعه شركت داشته باشند و در ساختار جامعه شركت داشته باشند و به مقامى چون رياست جمهورى هم برسند. يعنى آنها واقعا مى خواهند، بيرون از خانه و در تكامل جامعه شركت داشته باشند.”

طبيعيست كه گام بعد از فارغ التحصيل شدن، ورود به بازار كار است. اگر چه مسئله بيكارى مشكلى براى تمام جوانان ايرانى، چه دختران و چه پسران است، اما مسائل حاشيه اى مهمى نيز وجود دارد كه بايد آنها را رفع كرد.

وى در اين راستا به مشاهدات خود در ايران اشاره ميكند و متذكر ميشود: مشکل ديگری که در اين زمينه وجود دارد و من به تازگی آن را درک کرده ام، مسئله ی غمناکی است و آن اين است که شرکتها امروز به جای يک مرد جوان دو دختر استخدام می کنند چون به دختران حقوق کمتری پرداخت می شود. و اين به نوعی سواستفاده ای است از توان دختران. از طرف ديگر هم بين دخترها و پسرها تضاد به وجود می آورد و اين برای جوانان بسیار مشکل است. در اين زمينه می خواهم مسئله ی ديگری را مطرح کنم. اگر جامعه ايران درک می کرد که چه پتانسيل و امکانات عظيمی در جوانان اعم از دختر يا پسر وجود دارد و می دانست که اگر اکنون به آن توجه نشود، ممکن است اين نيرو از بين برود، آن زمان به مسئله ی کار برای جوانان توجه بيشتری می کرد. ولی متاسفانه توجهی بدان ندارد.”

اين پژوهشگر آلمانى در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده است كه دختران برای خود محدويتی قائل نيستند و با توجه به خودآگاهی و اعتماد بنفس روزافزونشان از رشته هاى فنى و علوم طبيعی ترسی ندارند و حتى درصد دخترها در اين رشته ها بسيار بالا است. مشكل اصلى در انتخاب رشته، تنها کنکور است و در صورت عدم كسب رتبه لازم، امكان تحصيل در رشته ی دلخواه خود را ندارند، اگر نه براى خود محدوديتی قائل نمی شوند.

يكى ديگر از نكات جالب كه در پژوهش به آن اشاره شده، آن است كه دختران و زنان جوان تحصيلكرده دو هدف را دنبال ميكنند: تحصيل و زندگی. اما در بين آنان، آيا کسانی هم هستند که برای کار و زندگی شغلی شان ارزش بيشتر يا اهميت بيشتری قائل شوند تا تشکيل خانواده و قصد آنان فقط پيشرفت در حرفه و شغلشان باشد؟

خانم معماريان در پاسخ به اين پرسش ميگويد: “خانواده برای ايرانيان، اعم از زن و مرد، دارای ارزش و مقام بخصوصی ست. به همين دليل خانواده از طرف دختران جوان، به عنوان محيطی راحت و امن و امان معرفی می شود. در همين کتاب وقتی سوال کرده ام که فرضا کجا زندگی می کنيد، پاسخ داده اند با خانواده هايشان. اصولا زنان ايرانی خود را مرکز ثقل خانواده می دانند و وظيفه مادری را بسيار مهم می دانند. برای دختران امروزی ايرانی شرکت و فعاليت در امور اجتماعی از طريق شغل خارج از خانه، داری همان ارزش خانواده را دارا است. ولی حاضر نيستند خانواده را قربانی شغلشان کنند. منتها در همين موقعيت خواستگاری، دختران اين مسايل را بيان می کنند که می خواهند به تحصيل خود ادامه دهند تا بعد شغلی برای خود بيابند. اين گونه مسايل جزو شرايط خواستگاری شده است که بعد از ازدواج و تشکيل خانواده بر سر کار بروند. يعنی می خواهند از يک طرف گرمای خانواده را حفظ کنند و از طرف ديگر در بيرون از خانه کار کنند و مطمئن هم هستند که با برنامه ريزی درست و با همکاری و پشتيبانی همسرانشان قادر به انجام آن هستند و این کار شدنی ست.”

قدر مسلم، اين دولت و مسئولان دولتى هستند كه بايد به نيازها و خواستهاى نسل جوان رسيدگى كنند، وى اظهار ميدارد: “هر دولتی بايد به خواست های مردم خود پاسخ دهد. به قول خود شما ايران کشور جوانان است. يعنی اکثريت مردم کشور زير ۳۰ سال دارند، که نيمی از آنها را دختران تشکيل می دهند. در واقع زيربنای پيشرفت آينده ی کشور ايران وابسته به توجه و اهميتی ست که دولت به نيازها و خواسته های جوانان می دهد، که متاسفانه به نياز و خواسته های جوانان بويژه بانوان توجهی نمی شود.”

همانطور كه در پيش اشاره شد، در اين پژوهش، دو گروه مد نظر قرار داشته اند، يكى دختران ديپلمه و ديگرى دختران دانشجو. جالب توجه آنكه طرز فكر اين دو گروه با يكديگر تا حدودى متفاوت است. دختران ديپلمه با اميد به زندگى و جامعه مينگرند، اما دختران دانشجو به خاطر تجربه های بيشتر، واقع بينانه تر و نااميدانه تر به جامعه ی آينده ی ايران نگاه می کنند.

در گفتگو با خانم معماريان نكته اى ديگر مطرح شود و آن اين كه آيا او، به عنوان فردی از غرب، به عنوان يک اروپايی چه چيز قابل توجهی در بين جوانان ايرانی می بينيد که شايد جوانان غرب هم بتوانند از آن ياد بگيرند و يا بگويند که اين چيز خوبی ست و ما هم می توانيم به اين صورت باشيم؟

وى در اين مورد اظهار ميدارد: “همين علاقه شان به درس. چيز ديگری هم در آنها وجود دارد که متاسفانه جوانان اروپايی آن را کم دارند. و آن آگاهی و علاقه بسيار به مسايل سياسی و به تکامل جامعه شان است. هم دختران و هم پسران می خواهند دوشادوش همديگر در تکامل جامعه شرکت کنند و جوانان ايران خواهان تکامل و دگرگونی جامعه می باشند. در آلمان متاسفانه اينطور نيست و علت آن را هم دقيق نمی دانم که چرا جوانان آلمانی چندان رغبتی به مسايل سياسی ندارند. ولی اين مسئله نيز وجود دارد که جوانان ايرانی هم کم کم در حال نااميدشدن هستند و از زندگی شخصی شان هم برمی گردند. چون کم کم اميدشان را از دست داده اند.”

  • تاریخ 10.08.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7X3

مطالب مرتبط

  • تاریخ 10.08.2004
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A7X3