1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

برگزارى نمايشگاهى شگرف در موزه هرمان هسه در سوييس

هنگاميکه از برگزاری يک نمايشگاه سخن به ميان می آيد معمولا تابلوهای نقاشی، عکس، تنديس، آثار هنری بازمانده از دوران باستان و يا آثار هنرمندان معاصر و بسيار پديده های ديگر در ذهن تداعی می شوند. اما، در موزه ای که در سوييس بنام «هرمان هسه»، نويسنده ی نامدار آلمانی بنيانگذاری شده است هم اکنون نمايشگاهی شگرف برپا گرديده است که در آن اگرچه عکاسها و تصاويری به نمايش گذارده شده اند، اما بيشتر اسنادی از زندگی ۳ تن از شخص

هرمان هسه يكى از نويسندگان شهير آلمانى زبان در جهان و برنده جايزه ادبى نوبل سال ۱۹۴۶

هرمان هسه يكى از نويسندگان شهير آلمانى زبان در جهان و برنده جايزه ادبى نوبل سال ۱۹۴۶

�ت های فرهنگی و ادبی آلمان ديده می شوند که سرنوشت آنها در قرن بيستم به گونه ای با يکديگر گره خورده بود و بويژه بر روی مردم آلمان بزرگترين تاثيرات معنوی برجای گذاردند.

سخن از سرنوشت مشترک «هرمان هسه» نويسنده ی آلمانی، «پتر سورکامپ» بنيانگذار بزرگترين بنگاه انتشاراتی آلمان و «زيگفريد اومزلد» سرپرست بنگاه انتشاراتی سورکامپ است. هيچ ترديدی نيست که اگر سرنوشت رشته های دوستی ناشر و نويسنده را بهم گره نزده بود و اگر با ميانجيگری «هرمان هسه» سرمایه داران فرهنگ دوست کمک مالی نمی کردند، اکنون بنگاه انتشاراتی سورکامپ آنگونه که امروز همگان آن را می شناسند وجود نمی داشت.

در اين نمايشگاه اسنادی به نمايش گذارده شده اند که بازديدکننده را گام به گام به پيوندهای معنوی دوستان نزديکتر می کند. همه چيز به تصميم «هرمان هسه» اندکی پس از شعله ور شدن آتش جنگ جهانی دوم آغاز گرديد که قرارداد چاپ آثارش را با بنگاه انتشاراتی‌ «اس. فيشر» تمديد کرد. زيرا «پتر سورکامپ» با مخارج خود بنگاه انتشاراتی «اس. فيشر» را همچنان فعال نگه داشته بود و «هرمان هسه» اگرچه می دانست که با تمديد قرارداد زيان خواهد ديد، اما نسبت به «پتر سورکامپ» وفادار ماند. در اينجا نيز، ترديدی نيست که اگر «هرمان هسه» «پترسورکامپ» را ترک می کرد انتشاراتی «اس. فيشر» نيز به پايان فعاليت های خود می رسيد.

گشتاپو در سال ۱۹۴۴ «پتر سورکامپ» ناشر آثار «هرمان هسه» را به اتهام خيانت به ميهن دستگير کرد، اما يکسال پس از آن به گونه ای معجزه آسا از اردوگاه «زاکسن هاوزن» و مرگ حتمی رهايی يافت. در اسناد به نمايش گذارده شده ديده می شود که «سورکامپ» نخستين بنگاه انتشاراتی بود که پس از پايان جنگ از سوی فرماندار نظامی بريتانيا اجازه ی فعاليت دريافت کرد.

بدنبال آن «هرمان هسه» در نامه ای به او نوشت: «اينکه شما زنده مانده ايد و ما هم گاری شکسته ی خود را بدنبال می کشيم يک سود بزرگ برای مردم آلمان است. اما، بايد اکنون ما به آنها واقعا آنچه را که نياز دارند بدهيم.». در اسناد خصوصی بنگاه انتشاراتی که به نمايش گذارده شده اند، همچنين باز چهره ی «هرمان هسه» می درخشد که «پتر سورکامپ» را وادار کرد تا خود يک بنگاه انتشاراتی جديد را بنيانگذاری کند.

«زيگفريد اومزلد» که در زمان جنگ در نیروی دريايی خدمت می کرد به ياد می آورد که تا چه اندازه خواننده ی آلمانی در سالهای پس از جنگ به گونه ای ضروری نياز به خواندن آثار «هرمان هسه‌» داشت. در نمايشگاه يک فيلم ويدئويی نمايش داده می شود که «زيگفريد اومزلد» را نشان می دهد که در ۳ سال پيش برای آخرين بار در يک گردهمايی شرکت کرده بود.

او در اين فيلم از داستان «سيدارتا» نوشته ی «هرمان هسه» سخن می گويد که پس از جنگ در بيداری معنوی مردم آلمان تاثيری بس بزرگ داشت. «زيگفريد اومزلد» از ۳ سال پس از جنگ با «هرمان هسه» از طريق نامه نگاری ارتباط داشت و حتا پايان نامه ی دکترايش را درباره ی «هرمان هسه» و آثار او نوشته است و هنگامی که به سوييس سفر کرد تا از «هرمان هسه» ديدار کند، در آلبوم عکس خود که اکنون در نمايشگاه به نمايش گذارده شده است، نوشت: «يک سفر زيارتی به سوی هرمان هسه».

در اين نمايشگاه برای نخستين بار بخشهای مهمی از وقايع نگاری خصوصی بنگاه انتشاراتی سورکامپ به چشم می خورند که نشان از درگيری ها و کوششهای سرمايه داران برای اعمال نفوذ بيشتر در فعاليتهای اين بنگاه انتشاراتی بزرگ می دهند. اين نمايشگاه به گونه ای موثر پرده از روی يک واقعيت برمی دارد که «زيگفريد اومزلد» برای موفقيت های پسينتر خون پويايی را در رگهای بنگاه انتشاراتی «سورکامپ» جاری کرد. چنانچه در سال ۲۰۰۲ مجموعه ی آثار «هرمان هسه» که اين بنگاه تا کنون انتشار داده است به ۱۰۰ ميليون نسخه رسيد. اين بنگاه هنوز هم هرسال تعداد نيم ميليون نسخه از کتابهای هرمان هسه را تنها در آلمان بفروش می رساند.

پرويز حمزوی

  • تاریخ 06.05.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6HB
  • تاریخ 06.05.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6HB