1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

ورزش

انحلال استیل آذین و سوت پایان برای خصوصی سازی فوتبال ایران؟ گفت‌وگو با حشمت مهاجرانی

با انحلال استیل آذین به عنوان تنها باشگاه خصوصی در لیگ برتر، روند خصوصی سازی در باشگاههای فوتبال ایران کاملا متوقف شده است. پیامد این رویداد چیست؟ گفت‌وگویی در این باره با حشمت مهاجرانی، مدیر فنی پیشین استیل آذین.

default

دویچه‏وله: آقای مهاجرانی، با انحلال باشگاه استیل‏آذین و اعلام این تصمیم توسط حسین هدایتی، صاحب این باشگاه، روند خصوصی‏سازی در فوتبال ایران، می‏شود گفت که کاملاً شکست خورده و باشگاه‏های لیگ برتر ایران، بدون استیل‏آذین دیگر صددرصد دولتی شده‌اند. به‏نظر شما، چرا خصوصی‏سازی باشگاه‏های فوتبال در ایران، هیچ شانس و بختی را در حال حاضر ندارند؟

حشمت‏ مهاجرانی: در ارتباط با بخش خصوصی و بخش دولتی، من قبلاً بارها صحبت کرده بودم که باید دید ضوابطی که برای مسئولین باشگاهی که می‏آیند در بخش خصوصی فعالیت می‏کنند یا سرمایه‏گذاری می‏کنند، چه ضوابطی است. شاید من سرمایه‏گذار، بعد از دو یا سه سال دوست نداشته باشم ادامه‏ی کار بدهم، چه ضوابطی من دارم؟ از چه دیدی باید بررسی شود که من بعد از چهار یا پنج سال بگویم نمی‏خواهم ادامه‏ی کار بدهم.

نمونه‏اش را هم قبلاً در اهواز داشتیم. همین الان هم در استیل‏آذین داریم. وقتی آقای هدایتی بعد از سه یا چهار سال می‏گوید که نمی‏خواهد در فوتبال سرمایه‏گذاری کند، تکلیف آن باشگاه و تکلیف آن بازیکنان و طرف‏داران چه می‏شود؟ آیا ضوابطی در این زمینه داریم؟ آیا این باشگاه استادیوم دارد؟ که بگوییم حال که ایشان دوست ندارد ادامه‏ی کار بدهد، طرف‏دارها که می‏توانند از آن استادیوم استفاده کنند. البته باشگاه استیل‏آذین استادیومی ندارد، در زمین کرایه‌ای تمرینات‏اش را ادامه می‏دهد، سرمایه‏گذاری‏ای کرده و تیمی درست کرده است.

بدون اغراق من نمی‏دانم آیین‏نامه و اساسنامه‏ی فدراسیون فوتبال در این موارد چه ضوابطی را در نظر می‏گیرند؟ آیا هر موقع هرکسی دلش خواست، به دل‏خواه خودش می‏تواند ادامه بدهد یا ندهد؟ در این حالت بلاتکلیفی، آن هم در شرایطی که باشگاه دارد هفته‏های آخرش را می‏گذراند، تکلیف تیم‏ها چه می‏شود؟

حشمت مهاجرانی، مدیر فنی پیشین باشگاه استیل آذین

حشمت مهاجرانی، مدیر فنی پیشین باشگاه استیل آذین

من فکر می‏کنم، استیل‏آذین با این وضعیتی که پیش آمده، با تمام نیرویش برنگردد، شاید بعداً با تعدادی از بازیکنان باتجربه‏اش که خریداری شده بودند و یا بازیکنان امیدش متشکل شود. و اگر با این نیرو برگردد و با دو تیم ته جدولی بازی داشته باشد، ممکن است گرفتن سه امتیاز از او راحت‏تر باشد. الان استیل‏آذین با تیم‏های راه‏آهن و تاج بازی دارد و اگر استیل‏آذین با تیم درخورش برگردد، شاید این‏ها به‏راحتی نتوانند سه امتیاز از او بگیرند. اما اگر بخواهد با این تیم برگردد که تیم کم‏رویی است، امکان گرفتن سه امتیاز از استیل‏آذین هست و طبیعتاً مقداری مشکلات برای تیم‏هایی که می‏جنگند که نزول نکنند به‏وجود می‏آورد. شاید هم مقداری، هم در تیم‏های رده بالا و هم تیم‏های رده پایین، تأثیرگذار باشد و این شرایط را سخت می‏کند. امیدوارم آقای هدایتی و مسئولان باشگاه استیل‏آذین با تمام وجود، با تمام قدرت به لیگ برگردند که اشکالی برای فوتبال پیش نیاید.

ولی به‏طور کلی، همیشه اشاره داشته‏ام که بخش دولتی بالاخره یک آب‏باریکه‏ای است، نقش‏اش مثبت نمی‏شود، حال ممکن است کم باشد، زیاد باشد و ما باید برویم خودمان را با امکانات موجود تطبیق بدهیم. من فکر می‏کنم ضوابطی قوی‏تر لازم است و شاید این هم خودش بهانه‏ای باشد که تصمیم‏گیری قوی‏تر روی بخش خصوصی داشته باشیم. بخش خصوصی بسیار علاقه‏مند است که فعالیت کند، ولی باید ضوابطی قوی‏تر از آن‏چه پیش‏بینی شده، در نظر بگیریم.

اما آقای مهاجرانی، سئوال و نکته‏ی عجیب این است که چگونه می‏شود این‏قدر ثروت و این همه میلیارد پول را سرمایه‏گذاری کرد و سوزاند، بدون این‏که هیچ نتیجه‏ای به‏دست بیاید؟ آیا به همین سادگی‏هاست که یک آدم ثروت‏مند بیاید این همه ولخرجی کند، این همه پول را نابود کند و حالا بگوید که دیگر دوست ندارم در فوتبال خصوصی ایران فعال باشم؟ آیا واقعاً به همین سادگی است؟

خیر؛ پاسخ به سئوال شما مشکل نیست. جواب سئوال شما تقریباً ساده است. پول یک فاکتور است؛ تمام فوتبال نیست. اگر پول با برنامه‏ی صحیح هزینه بشود، کمک می‏کند. اما اگر پول بدون برنامه‏ مصرف شود، نه تنها کمک نمی‏کند، بلکه خسارت هم می‏رساند. مانند همین سرمایه‏گذاری‏ای که در باشگاه استیل‏آذین شده است. اگر با برنامه‏ریزی صحیح پیش رفته بودیم، کمک می‏کرد. آقای هدایتی هم به آن ایده‏ی خودش که می‏خواست سهمیه‏ی باشگاه آسیا را بگیرد، می‏رسید.

البته شما سئوال کردید و مرا بردید به مسائل استیل‏آذین که دوست نداشتم در باره‏ی آن صحبت کنم. ولی به‏طور کلی می‏توانم بگویم که عدم مدیریت، عدم برنامه‏ریزی، عدم تشکیلات و تغییرات پی‏درپی، چه در کادر فنی و چه در کادر مدیریتی، خیلی روی تیم استیل‏آذین اثر گذاشت و شاید یکی از دلایلی که استیل‏‏آذین نتوانست به حق خودش برسد، همین مختصر مواردی بود که برشمردم.

ناکامی فعالیت‏های خصوصی‏سازی در فوتبال باشگاهی ایران، چه پی‏آمد‏ی را می‏تواند در ارتباط با خصوصی‏سازی باشگاه‏های استقلال و پرسپولیس داشته باشد که سال‏هاست راجع به آن صحبت می‏شود. اما مثل این‏که فقط شعار داده می‏شود و هیچ انگیزه‏ی جدی‏ای پشت آن وجود ندارد؟

این تجربه‏ی خیلی خیلی بزرگی برای فدراسیون فوتبال و سازمان تربیت بدنی است و می‏تواند به همین مسائلی هم که هم شما و هم من به آنها اشاره کردیم، برای واگذاری استقلال و پیروزی به بخش خصوصی توجه بشود. البته واگذاری استقلال و پیروزی به بخش خصوصی خیلی فرق می‏کند با بخش خصوصی استیل‏آذین. چون استقلال و پیروزی، به قول معروف، ریشه در خاک دارند. تیم‏هایی هستند که ۷۰-۸۰ سال سابقه دارند، تماشاگر دارند. آنها هیچ‏موقع در بخش خصوصی به این روز گرفتار نمی‏شوند. ولی استیل‏آذین که دو سال است دارد فعالیت می‏کند و طبیعتاً تماشاگر و طرف‏دار ندارد، به این شکل گرفتار می‏شود. من فکر می‏کنم با توجه به تمام مسائلی که صحبت شد، بازهم سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال، خود آقای کفاشیان و آقای تاج نبی یا عزیز محمدی، حتماً فکر می‏کنند و ضوابط بهتری را در نظر می‏گیرند که به این اشکال برنخورند.

در پایان، موضوع را عوض کنیم و برسیم به کارلوس کروش، سرمربی جدید تیم ملی فوتبال ایران که الان چندین هفته است در ایران فعال است. روزهای نخست و قدم‏‏های نخست کروش در فوتبال ملی ایران را چگونه ارزیابی می‏کنید؟

خیلی خوب کارش را شروع کرده است. خود او و دستیاران‏اش دارند لیگ را با وجود این‏که هفته‏های آخرش است، کاملاً دنبال می‏کنند. او می‏خواهد با مربی‏های لیگ برنامه‏ریزی کند، میتینگ داشته باشد، برنامه‏ی خودش را بگوید، برنامه‏ی آنها را گوش کند. یعنی یک کار اصولی و منطقی را دارد شروع می‏کند. هرچند کارهایی که دارد می‏کند در امروز و فردا یا هفته‏ی آینده جواب نخواهد داد، اما در آینده حتماً جواب خواهد داد.

خود شما هم سابقه‏ی همکاری شخصی با کروش را دارید. لطفاً از این تجربیات‏تان برای‏مان بگویید.

در سال ۲۰۰۱ مدت کوتاهی با کروش در امارات، موقعی که مربی تیم ملی بودم، همکار بودم. بله المپیک و جوانان را داشتند. یکی دوتا جلسه‏ی مشترک داشتیم و آشنایی کامل دارم. من همیشه به دوستان گفته بودم مربی‏ای باید در سطح ملی بیاورید که حرفی برای گفتن در فوتبال دنیا داشته باشد و فوتبال علمی روز را بشناسد. کروش تمام این شرایط را دارد و ما او را آورده‏ایم. اما قدرت استفاده از مربی را نیز ما باید بدانیم و بدانیم که چگونه از کروش استفاده کنیم. چه در سطح جوانان و نوجوانان، پایه‏ی فوتبال و کلاس‏های تئوری و عملی برای مربی‏ها و… تقریباً مانند شکل‏کاری که خود من روزی با فرانکو اوفارل داشتم. من ابتدا دو سال دستیار اوفارل بودم، هم‏زمان مربی جوانان بودم. یعنی از فرانکو اوفارل خیلی چیزها را یاد گرفتم و چهار سال طول کشید تا من مربی تیم ملی شدم.

ما باید حتماً مربی‏هایی را در کنار کارلوس کروش بگذاریم. چون اگر همه چیز را به کروش و دستیاران‏اش واگذار کنیم، بعد از دو یا سه سال که آنها می‏روند، چیزی از خودشان باقی نخواهند گذاشت. ما باید مربیان ایرانی جوان را که استعداد دارند، در کنار این سازمان بگذاریم که کار کنند و چیز یاد بگیرند تا حداقل اگر ما حقوقی داده‏ایم، سرمایه‏گذاری‏ای کرده‏ایم، بعد از این دوره، دوتا، سه‏تا چهارتا مربی ایرانی‏ای که بااستعداد بوده‏اند را داشته‏ باشیم که قادر باشند تیم‏های مختلف را اداره کنند. این است که باید یاد بگیریم، چگونه از یک مربی استفاده کنیم.

مصاحبه‌گر: فرید اشرفیان

تحریریه: داود خدابخش

[برای شنیدن لینک صوتی گفت‌وگو با حشمت مهاجرانی بر لینک پایین کلیک کنید.]

مطالب مرتبط