1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

افزایش بودجه نظامی کشورهای آسیای مرکزی

ظرفيت‌هاى نظامى كشورهاى آسياى مركزى در سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است. تحلیل گران افزايش بودجه‌هاى نظامى كشورهاى آسياى مركزى را يك امر طبيعى و همسو با روند جهانى می دانند. به‌نظر آقای دکتر هومن پیمانی کارشناس آسیای مرکزی تنش های آمریکا و ایران در افزایش بودجه نظامی این کشورها تاثیری نداشته است. اما ادامه درگیری ها در افغانستان و اختلافات مرزی میان این کشورها و همچنین وقوع انقلابات و شورش در افزایش بودجه

default

نظامی این کشورها دخیل بوده است.

مصاحبه گر: طاهر شیرمحمدی

دویچه وله: آقای دکتر هومن پیمانی بودجه نظامی کشورهای آسیای مرکزی در سال گذشته افزایش زیادی داشته، دلیل این امر چیست؟

هومن پیمانی: من فکر می کنم که سه مسئله در این جریان دخیل بوده است: نخست مسائل داخلی کشورهای آسیای مرکزی است که بطور مشخص اتفاقاتی بوده است که در سال ۱۹۹۵ رخ داده بود. انقلاب "زرد" و یا "لاله" که سبب سرنگونی رژیم عسگر آقایف در قرقیزستان شد و بعدا در ماه می همان سال شورش مسلحانه منطقه اندیجان ازبکستان روی داد. این مسائل باعث نگرانی کشورهای منطقه شد و بخصوص خطر افزایش مبارزه مسلحانه و همینطور انقلابات را افزایش داد و به همین خاطر مسئله افزایش توان دفاعی این کشورها در مقابله با چنین مسائلی در افزایش بودجه نظامی کشورهای آسیای مرکزی دخیل بوده است. مسئله دوم، مسئله خارجی هست که آنهم ادامه جنگ و افراط گرائی در افغانستان است. پنج سال پس از سرنگونی رژیم طالبان جنگ داخلی کماکان ادامه داشته و هیچ نشانه ای از پایان آن در آینده ای نزدیک دیده نمی شود. از این جهت گسترش این جنگ به آسیای مرکزی که با افغانستان همجوار هست یکی از مسائلی بوده که باعث نگرانی کشورهای منطقه شده و افزایش بودجه نظامی بخشا مربوط به افزایش توان دفاعی و امنیتی برای مقابله با چنین مسائلی بوده است. مسئله سوم اختلافات کشورهای منطقه بر سر مسائل گوناگون از جمله مسائل مرزی است که پس از فروپاشی شوروی اتفاق افتاده است .

دویچه وله: مسئله تنش آمریکا و ایران آیا در افزایش بودجه نظامی این کشورها می تواند موثر باشد؟

هومن پیمانی: من فکر نمی کنم این مئسله تاثیر مستقیم بر امنیت این کشورها داشته است. حداقل قابل پیش بینی است که این تاثیر را در آینده هم نخواهد داشت. از این جهت من فکر می کنم که این اختلافات هر چند سبب نگرانی این کشورها شده ولی نمی تواند دلیل اصلی افزایش بودجه نظامی آنها باشد.

دویچه وله: نقش آمریکا در نظامی کردن این منطقه چگونه است؟

هومن پیمانی: این مسئله پس از فروپاشی شوروی شروع شده ولی تا سال ۲۰۰۱ یعنی تا وقایع یازدهم سپتامبرآمریکا در صدد ایجاد پایگاههای نظامی بود که بطور جدی پیگیری نشده بود. پیوستن کشورهای این منطقه به پیمان آتلانیک شمالی ناتو ، البته نه به خود ناتو، بلکه پسوستن به برنامه همکاری صلح که بخشا یک زمینه محدودی برای همکاری کشورهای منطقه با ناتو بوجود آورده، باعث گسترش حضور نظامی آمریکا در منطقه شد. ولی تا سال ۲۰۰۱ که آمریکا بطور مشخص دست به ایجاد پایگاه نظامی در این منطقه زد ، پیگیری نشد. از آن زمان به بعد آمریکا یک پایگاه نظامی در قرقیزستان دارد، پایگاه محدود نیروی هوائی در آلماتا در قزاقستان و تا ماه نوامبر سال ۲۰۰۵ یک پایگاه نظامی در ازبکستان داشت. ولی صرف نظر از این مسئله آمریکا با تمام کشورهای منطقه قراردادهای نظامی دارد که شامل استفاده از حریم هوائی آنها و همینطور فرود اضطراری هواپیماههای آمریکا در این کشورها در صورت نیاز. بطور مشخص آمریکا حضور گسترده نظامی در منطقه داشته و نشانه ای از کاهش آن در آینده نزدیک دیده نمی شود.

دویچه وله: از کشورهای آسیای میانه دو کشور ، یعنی قزاقستان و ترکمنستان در حوزه دریای خزر واقع شدند. آیا افزایش بودجه های نظامی شامل نیروی دریایی هم می شود. یعنی می توان گفت این کشورها قصد دارند نیروی دریایی در خزر تاسیس کنند؟

هومن پیمانی: بله ، هر دو کشور پس از فروپاشی شوروی درصدد ایجاد نیروی دریائی بودند و نیروی دریائی که اینها بوجود آوردند تا امروز بسیار محدود بود در کشورهای حوزه دریای خزر دو کشور صاحب قدرت مطلق نیروی دریائی هستند: یکی روسیه است که توان بسیار بالائی در دریای خزر دارد و تنها کشوری است که پس از فروپاشی شوروی نیروی دریائی اش را گسترده تر کرد. دوم ایران هست که نیروی دریائی قابل توجه ای دارد. نیروی دریائی آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان هم بسیار محدود هستند. اصل این نیروها بیشتر در حد گارد ساحلی و برای در گیری های محدود مرزی هست که با استفاده از ناوچه های کوچک دریائی است . البته بعد از سال ۲۰۰۱ اختلافاتی که میان آذربایجان و ترکمنستان بر سر بعضی از منابع دریائی بوجود آمد هر دو کشور درصدد گسترش نیروی دریائی خود برآمدند. ولی کماکان اقدامات آنها جهت تقویت نیروی دریائی بسیار محدود است، یعنی تشکیل گارد ساحلی بوده است. بنظر من این کشورها عملا ۱۰ تا ۱۵ سال آینده توان ایجاد نیروی دریائی که قادر به مقابله با نیروی دریائی ایران و روسیه باشد ، نخواهند داشت.

  • تاریخ 02.03.2007
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A4V1
  • تاریخ 02.03.2007
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A4V1