1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

اعتصاب غذاى زندانيان سياسى در زندان كرج و بحث در باره آزادى همه زندانيان سياسى در ايران

چند تن از زندانيان سياسى در زندانهاى پرديس و رجايى شهر كرج دست به اعتصاب غذا زده‌اند و از جمله خواهان رسيدگى به پرونده‌شان و جدا كردنشان از زندانيان عادى هستند. هم هنگام و به موازات به مرخصى آمدن اكبر گنجى، روزنامه،نگار، از زندان، خواست آزاد شدن همه زندانيان سياسى از زندانها بيش از پيش مطرح مى‌شود. در اين زمينه دويچه وله (صداى آلمان) مصاحبه‌اى با دكتر حبيب‌الله پيمان، از فعالان سياسى در ايران انجام داد.

default

اعتصاب غذاى زندانيان سياسى در ايران

زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر و زندان پردیس در کرج دست به اعتصاب غذا زده اند. زندانهای رجایی شهر و پردیس کرج محل حبس زندانیان عادی هستند. طبق گزارشهای رسیده آقای عباسقلی نژاد از شب گذشته در زندان پردیس اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است. امید عباسقلی نژاد از فعالان دانشجویی بوده که بخاطر فعالیت هایش چندبار بازداشت و به بند کشیده شده و بار آخر در تظاهرات تابستان سال گذشته مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران برای آزادی زندانیان سیاسی دستگیر و زندانی شد. وی هم اکنون بسختی بیمار است و نیاز به درمان فوری دارد. صادق نقاشکار، سخنگوی کمیته ی رفراندوم آزاد ایران، درباره ی اعتصاب غذای امید عباسقلی نژاد به صدای آلمان گفت:

«آقای امید عباسقلی نژاد دیشب حدودا ساعت ۷/۵ به وقت ایران اعتصاب غذای خود را شروع کرد. بخاطر فشارهایی که برخودش و برخانواده وارد شده اعلام کرده است که اگر به شرایط اش رسیدگی نشود به اعتصاب غذای خودش ادامه می دهد. ابتدا به صورت «تر»، یعنی نوشیدن آب و چای، ولی اگر توجه نشود به اعتصاب غذای خشک هم خواهد انجامید.»

همچنین از ۳ روز پیش ۴ تن از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج دست به اعتصاب غذا زده اند. این ۴ زندانی سیاسی آقایان امیر ساران، بینا داراب زند، ارژنگ داودی و حجت زمانی هستند. صادق نقاشکار درباره ی اعتراض این ۴ زندانی به وضعیت خود می گوید:

«اینها را می خواستند از بندی به بند دیگر که محل جنایتکارها و بند بسیار معروفی ست در زندان رجایی شهرکرج منتقل کنند که اینها مخالفت کرده و گفته اند که اگر ما را می خواهید منتقل کنید ما می خواهیم اینبار در کنار سایر زندانیان سیاسی قرار بگیریم و نه اینکه از این نقطه که در آنجا مورد ضرب و شتم مامورین زندان قرار گرفتند و بلاجبار به آن نقطه منتقل گردیدند.»

خواستهایی که زندانیان سیاسی زندانهای پردیس و رجایی شهر کرج دارند عبارتند از:

«به پرونده ی شان رسیدگی کنند، تفکیک جرائم که آنها را از کنار زندانیان عادی، معتاد و جنایتکار جدا کنند. چون امنیتی در آنجا وجود ندارد. شما اگر متوجه باشید چند روز پیش آقای فرزاد حمیدی که درهمان زندان؟؟؟ بود توسط یکی از همین زندانی ها مورد تهاجم قرار گرفت که یک فلاسک چای نیمه های شب به طرف صورت او پرتاب شد، از ناحیه ی بینی و پیشانی آسیب شدیدی دید که در اغما بود و در بیمارستان هم بستری شد. یعنی امنیتی وجود ندارد و جالب این است که زندانی ای که اینکار را کرد بلافاصله به او مرخصی نامحدود دادند والان در مرخصی بسر می برد، آن جنایتکاری که این عمل را انجام داد. یعنی هیچگونه امنیتی برای این زندانیان سیاسی که در زندان رجایی شهر قرار دارند، وجود ندارد و اینها خواهان این هستند که رسیدگی به این بشود که ببینید ما که زندانی سیاسی هستیم خواهان این هستیم که در کنار زندانیان سیاسی دیگر و در اوین برویم، نه اینکه در کنار زندانیان عادی و مجرم و خطرناک قرار بگیریم.»

طبق خبرهای رسیده همچنین در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری ایران دستگیری تنی چند از دانشجویان فعال سیاسی مشاهده می شود. بهروز جاوید تهرانی و کیوان رفیعی در هفته ی گذشته در خانه ی خود دستگیر و به نقطه ی نامعلومی برده شده اند. خانواده های آنان از سرنوشت فرزندانشان بی خبرند.

مصاحبه با حبيب‌الله پيمان در باره آزادي زندانيان سياسى

مصاحبه گر: کیواندخت قهاری

دویچه وله: آقای دکتر حبیب اله پیمان، شما پیش از آزادی آقای اکبر گنجی همراه با ۲۵۵ نفر از روزنامه نگاران، روشنفکران و فعالان سیاسی بیانیه دادید و در آن خواستار آزادی آقای گنجی شدید برای درمان و نوشته اید که اگر چنین اقدامی صورت نگیرد شما از حد بیانیه فراتر خواهید رفت. الان آقای گنجی بیرون هستند و ما می خواستیم از شما خواهش کنیم که بگوييد که مشخصا شما منظورتان از این فراتر رفتن چه بوده است؟

حبیب اله پیمان: همانطور که گفته اید، الان در مورد خود آقای گنجی این درخواست می شود گفت که همراه با فشارهای دیگری هم که آمده بود آزاد شده اند. حالا ظاهرا بطور نامحدود برای درمان و آن خواسته در حال حاضر با پاسخ مثبت روبرو شده است. اما، مسئله ی زندانی سیاسی به آقای گنجی محدود نمی شود. هنوز عده ی بیشتری به دلایل سیاسی و عقیدتی در زندانها هستند و دادگاههایی که صلاح برای رسیدگی نبوده اند، یعنی بدون حضور هیات منصفه کفایت برای جرائم سیاسی حتما پیش بینی شده و حضور داشته باشند و بعضا مراحل بازجویی بدون حضور وکیل و سایر تشریفات قانونی رعایت نشده اینها محاکمه شده و بسیاری محکوم و بسیاری هم هنوز در جریان دادرسی هستند. بنابراین، این اعتراضات متوجه وضعیتی ست که بسیاری از متهمین و محکومین دادگاههای انقلاب متوجه می شود و تا آزادی کامل اینها و خاتمه یافتن این نوع محاکمات غیرقانونی و مختوم شدن پرونده های مشابه این که بسیاری هم با وثیقه های سنگین در مراحل بینابینی همچنان گرفتار هستند این اعتراضات ادامه پیدا خواهد کرد. منتها، آنچه روال کار معترضین از روشنفکران و آزادیخواهان هست استفاده از همه ی ابزارهای قانونی و حقوقی انسانی ست که هر فردی حق دارد برای دفاع از حقوق خودش بکار بگیرد، از نوشتن نامه به مراجع رسمی تا حضور در آن موسسات بطور دسته جمعی و یا تحصن کوتاه مدت و از طرف خود زندانیان هم باز اعتراضات، نامه، شکایت یا دست زدن به اعتصاب غذا و گاهی اوقات در صورتی که تاثیر نگذارد نامه هایی به مراجع بین المللی هم بعضا نوشته شده و این امکان هم همیشه بوده که اگر مراجع داخل کشور به این اعتراضات و خواسته ها پاسخ مساعد ندهند و رسیدگی نکنند به مراجع دیگر مراجعه بشود که در گذشته اجتماعی در برابر سازمان ملل چندین بار اتفاق افتاده از طرف خانواده های زندانیان. اینها انواع شیوه ها و راههایی بوده که برای رساندن شکایت و اعتراضات شان بکار گرفته اند. قاعدتا در آینده هم اگر وضعیت زندانیان سیاسی به همین نحو ادامه پیدا کند و رسیدگی جدی نشود و حقوق اینها بازگشت داده نشود تکرار خواهد شد.

دویچه وله: آقای دکتر پیمان، تاکنون برای این یا آن زندانی سیاسی یا چندتن از آنها بیانیه صادر شده یا همانطور که اشاره کردید تجمعی یا تحصنی صورت گرفته است. آیا وقتش نیست که، همانطور که آقای گنجی هم بیان کرده اند، خواست آزادی همه ی زندانیان سیاسی را در صدر خواسته هایتان مشخصا قرار بدهید؟

حبیب اله پیمان: من اشاره کرده ام که این درخواستها و اقدامات محدود به فرضا آقای گنجی نمی شود یا افراد خاص نیست. پایان دادن به بازداشت همه ی زندانیان تاکید کرده ام و حتا نوعی از این محاکمات بوده است. این را از قبل هم همه ی کسانی که مدافع آزادی و حقوق انسانی در این کشور هستند مطالباتشان مربوط به همه بوده، صرفنظر از عقایدشان و گرایشهای سیاسی شان. هیچوقت محدود نکرده اند. مواقعی بوده که البته به دلایل خاصی که یک زندانی یا گروهی از زندانیان تحت فشار خاصی بوده اند، ترتیب ویژه ای به عمل آمده، ولی معمولا درخواست متوجه رفع این نوع اعمال خلاف قانون و محاکمات خلاف قانون، پایان دادن به بازداشتهایی به اتهام داشتن عقاید ویژه و یا گرایشهای سیاسی بوده است. از این بابت هیچ محدودیتی هیچ کسی در این زمینه قائل نبوده است. بالاتر از این اصولا تلاش و کوششی که در داخل کشور می شود برای این هست که شرایط آزاد و امنی فراهم بشود که این نوع بازداشتها اصلا پیش نیاید. یعنی حقوق اساسی ملی و حقوق شهروندی به رسمیت شناخته بشود و نهادها نتوانند خارج از موازین قانونی و حقوق انسانی عمل بکنند و امنیت سیاسی و اجتماعی افراد را مختل کنند. این در دستور کار مبارزات نیروهای آزادیخواه و دموکرات داخل کشور بوده و هست و از این بابت هیچ نوع محدودیتی به دلایل گرایش سیاسی، مسلکی، قومی یا جنسیتی را در نظر نگرفته و نمی گیرند.

دویچه وله: پیش بینی می کنید که در آینده ی نزدیک این امنیتی که خواهان آن هستید، بوجود بیاید و همه ی زندانیان سیاسی آزاد بشوند و کسی را بخاطر عقیده و بیانش دستگیر نکنند؟

حبیب اله پیمان: پیش بینی این مسئله آسان نیست. اما یک چیز روشن است که خواست برای تامین و تضمین حقوق انسانی همه ی شهروندان رو به افزایش است. آنقدر این خواست و فشار از داخل کشور و نیز، طبیعتا از محافل بین المللی و ایرانیانی که بیرون از کشور زندگی می کنند اثر داشته که اگر شما دقت کنید نامزدهای انتخاباتی که همه جزو اعضای طبقه ی حاکمه هستند و صلاحیت شان به دلیل وابستگی شان به حاکمیت مورد قبول قرار گرفته، با وجود این همه ی اینها در برنامه ی انتخاباتی شان ناگزیر شده اند برای جلب آرای عمومی روی مسئله ی آزادی های سیاسی، حقوق شهروندی و حتا حقوق بشر تاکیدات خاص کنند و اصر ار بورزند. اینکه حالا تا چه اندازه خود پایبند باشند یا نباشند یا در آینده بتوانند، اگر به ریاست جمهوری برسند، به این برنامه ها و وعده ها عمل کنند خیلی اهمیت ندارد نسبت به اینکه این نشان می دهد فشار برای تامین آزادیها فوق العاده زیاد هست و آنها هم ناگزیرند که لااقل، حالا چه حقیقتا و چه به ظاهر، نسبت به این خواسته ها روی مساعد نشان بدهند. از این بابت می گویم نمی تواند مدت خیلی طولانی مسئولان یا آن جناحهايی که اصولا مخالف آزادی، دموکراسی و حاکمیت مردم هستند و به دلیل منافع خاص سیاسی – اقتصادی نمی توانند برابری حقوق را به رسمیت بشناسند پایداری در این زمینه نشان بدهند. البته به نظر من راه همواره و کوتاه نیست. هنوز مردم ایران راه دراز و پرپیچ و خمی را تا دستیابی به امنیت و صلح و عدالت و آزادی در پیش دارند و هنوز هم شاید هزینه هایی باید پرداخت بشود، ولی ما امیدواریم که با تشدید تعامل اجتماعی و تقویت اراده ی عمومی و تاثیرش این راه بدون خشونت و قهر پیش برود. چون خود ملت ایران هم اصولا در دوران حاضر در پیشبرد مطالبات خودش هیچ نوع قهر و خشونتی را درخواست و استقبال نمی کند و بر نوعی حرکت آرام و مسالمت آمیز تاکید دارد و خود این مانع از این می شود که اگر هنوز هم گروهها و جناحهایی باشند که طالب کاربرد قهر باشند چنین امکانی را بسادگی بدست نیاورند، چنانچه تاکنون کمتر این بهانه به آنها داده شده و افکار عمومی جهان هم اینگونه بهتر فرصت می کند از خواسته های مردم ایران حمایت کند، و ثابت هم شده که این مداومت در این نوع مبارزه ی مسالمت آمیز و تدریجی تدریجا جدا از آنچه آگاهی ها را توسعه داده و همبستگی عمومی را تدریجا افزایش می دهد رفتار افراد بیشتری از اعضای حاکمیت را هم تاثیر قرار می دهد و آنها چه از روی علاقه و چه بخاطر حفظ موقعیت خودشان ناگزیرند که در برابر این مطالبات تدریجا تمکین کنند و رفتارشان را تغییر بدهند. سخن و لحنشان دارد تغییر می کند و راست ترین گرایشها کم و بیش لحنشان را به نفع خواسته های مردم تغییر می دهند و دیگر آن نوع سخنان تند بر ضد آزادی و دموکراسی شما دیگر بندرت می بینید کسی بر زبان بیاورد. در حالیکه شاید تا ۱۰ سال پیش آشکارا در مجامع عمومی رسما علیه دموکراسی و ضدیت او با اسلام سخن می گفتند، ولی امروز دیگر کسی چنین صدایی را بگوش نمی شنود که فرضا کسی بیاید در نماز جمعه بازهم از مخالفت دین با دموکراسی سخن بگوید. بعکس، سمینارهای فراوانی حتا در مراکز مذهبی و دانشگاهها درباره ی رابطه ی اسلام و حقوق بشر، رابطه ی اسلام و دموکراسی گذاشته می شود. اینها نشان می دهد که خواست نیروهای مترقی و نواندیش و همچنین خواست عمومی مردم دارد تحمیل می شود به همان کسانی هم که چنین اعتقادی نداشتند یا دوست نداشتند که جامعه در این مسیر حرکت کند. بنابراین، من بطور کلی نسبت به آینده ی این تغییرات، هرچند که کند و تدریجی پیش می رود، خوش بین هستم و ما چاره ای نداریم جز اینکه صبر و پایداری نشان بدهیم و به کوششهای مسالمت آمیزمان ادامه بدهیم. چون هیچ راه میانبری وجود ندارد و این ملت اند که در هرحال خودشان باید با رنج و زحمت و تلاش حقوقشان را بدست بیاورند تا بعد هم بتوانند آنرا حفظ کنند.

دویچه وله: آقای دکتر حبیب اله پیمان، از اینکه دعوت ما را به مصاحبه پذیرفتید از شما بسیار سپاسگزارم.

  • تاریخ 02.06.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A49Y
  • تاریخ 02.06.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A49Y