1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

از رنج بازماندگان • گزارش از گردهمایی کلن

در روزدوم شهریور در شهر کلن آلمان در باره اعدام‌های جمعی زندانیان سیاسی ایران در تابستان سال ۱۳۶۷ یک گردهمایی سه روزه برگزار شد. چند تن از فرزندان قربانیان از تجربه خود و رنجی که بر آنان رفته، سخن گفتند.

default

گورستان خاوران

«شکنجه، زندان و اعدام فقط روی خود فعالین سیاسی تاثیر نمی‌گذارد، خانواده‌ی آنها را هم تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. در جمهوری اسلامی ما امروز می‌بینیم که چطور سرکوب دهه‌ی شصت نسل بعدی را، یعنی فرزندان این زندانیان سیاسی و اعدامی‌ها را تحت‌الشعاع خودش قرار داده است.»

دکتر نورایمان قهاری، متخصص آسیب‌دیدگی‌های روانی و پژوهشگر در زمینه شکنجه و زندان از آسیب‌هایی می‌گوید که فرزندان و خانواده‌های فعالان سیاسی به خاطر سرکوب این فعالان متحمل می‌شوند.

مؤید این گفته سخنرانی‌هایی هستند که در روز دوم از گردهمایی سه روزه شهر کلن شنیدیم. سخنرانی‌هایی در مورد فرزندان زندانیان سیاسی و فشارهای روحی‌ای که بر آنها وارد آمده است.

منیره برادران از کتاب خاطرات زندان جمهوری اسلامی‌اش‌، “حقیقت ساده“ بخش‌هایی را برخواند که در مورد کودکان زندانی بود. کودکانی که روزها، ماهها یا سالها راهمراه مادرانشان در زندان به سر بردند. برادران مثالهای متعددی را آورد و نشان داد که چه‌گونه این کودکان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، محروم از فضایی طبیعی برای حرکت، بازی و شناخت اشیا بودند و چگونه همراه با مادر خود طعم تلخ تحقیر و رنج را می‌چشیدند.

سخنان فرزندان قربانیان

سخنرانی دو جوان در این گردهمایی به منزله ورود به مرحله تازه‌ای از شناخت بود در باره درد و آسیبی که سرکوب نظام جمهوری اسلامی بر بخشی از جامعه ایران وارد آورده است. این بار فرزندان خانواده‌های زندانیان سیاسی از تجربه خود و دیدشان به جهان و زندگی سخن ‌گفتند. تساهل نسبی‌ای که برگزارکنندگان گردهمایی امسال در کلن نشان داده بودند، باعث شده بود که زندانیان سیاسی سابق یا اعضای خانواده‌های زندانیان سیاسی سابق از طیف‌های گوناگون در آن شرکت کنند. از جمله سهراب خوشبویی، متولد ۱۳۵۶ که در سن ۴ سالگی به خاطر فعالیت‌های سیاسی برادران و خواهران بزرگترش همراه با دیگر اعضای خانواده‌اش زندانی شد.

سهراب خوشبویی از متلاشی شدن خانواده ۱۲ نفره خود در پی دستگیری‌ها و زندان و اعدام سخن گفت:

«روزی از روزهای گرم تابستان، اواسط مرداد ۶۰، درب خانه به‌صدا درمی‌آید و یک اکیپ از ماموران رژیم، متجاوزانه حریم شخصی آنان را درهم می‌شکنند. از این لحظه به‌بعد تمامی دارایی خانواده، و حتا وسایل خانه، توسط ماموران به یغما برده می‌شود. من چهارساله، سارای دوساله، سیاوش ده ساله و سعیده سیزده ساله به‌همراه مادرم. یعنی همه اعضای خانواده که آنروز در خانه بودیم به زندان فسا برده می‌شویم و بعد از محاکمه‌ای ناعادلانه توسط قاضی شرع با این اتهام که این خانه یک خانه‌ی تیمی بوده و اعضای آن محارب با خدا، مادرم و سعیده را به اعدام و با یک درجه‌ی تخفیف به حبس ابد محکوم می‌کنند، و سعیده را علاوه برآن به تحمل ۷۲ ضربه شلاق.

سیاوش را که ده‌ساله بود به فامیل تحویل می‌دهند، و من و سارا به‌همراه سعیده و مادرم به زندان اسطهبان منتقل می‌شویم. در زندان اسطهبان هستیم که خواهرم سوسن را نزد ما می‌آورند.»

دو برادر بزرگتر که ۲۳ و ۲۰ ساله‌اند در خیابان در درگیری با ماموران دولت کشته می‌شوند، برادر دیگر که ۱۷ سال دارد وعروس خانواده که ۱۹ ساله است اعدام می‌شوند. دیگر اعضای خانواده از کودک ۲ ساله گرفته تا مادر بچه‌ها که جرمش را زادن و تربیت فرزندان باصطلاح ضدانقلاب عنوان می‌کنند، ۳ تا ۶ سال در زندان‌های اوین تهران و عادل آباد شیراز حبس می‌کشند. فرزندان این خانواده سال‌هایی بسیار مهم از کودکی و نوجوانی خود را در زندان گذراندند.

سهراب خوشبویی در مورد یکی از خواهرانش می‌گوید:

«سعیده خوشبویی سیزده‌ساله، دانش‌آموز، به دلیل سکونت در خانه‌ای که تیمی خوانده شد و نیز داشتن برادران و خواهری مبارز، به اعدام و با یک درجه تحفیف به حبس ابد محکوم شد وهم‌چنین به تحمل ۷۲ضربه شلاق که در زندان عادل‌آباد این حکم غیرانسانی در رابطه با او اجرا شد. سرانجام پس از تحمل شش سال از سال‌های نوجوانی خود در زندان با آسیب‌های روحی و جسمی بسیار به زندگی در جامعه‌ای بازگشت که هرلحظه‌ی آن شکنجه‌ای مضاعف بوده و هست».

در همین زمینه: