1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

از ترانه‌های محلی تا موسیقی تلفیقی • گفت‌وگو با مریم آخوندی

از تاسیس گروه موسیقی بانو در آلمان دوازده سال می‌گذرد. تازه‌ترین کنسرت گروه به این مناسبت در کلن برگزار می‌شود. تمام اعضای گروه بانو را زنان تشکیل می‌دهند. مریم آخوندی سرپرست و خواننده این گروه است.

مریم آخوندی، در حاشیه‌ی کنفرانس خبری که اخیرا در شهر کلن به مناسبت سال‌روز تاسیس این گروه برگزار شد، به پرسش‌های دویچه وله پاسخ داد. او که در اواسط دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی به آلمان مهاجرت کرده، آواز را در ایران نزد اساتیدی همچون نصرالله ناصح‌پور و اسماعیل مهرتاش فرا گرفته است. اجرای موسیقی تلفیقی و به ویژه ترانه‌های محلی، از ویژگی‌های کار آخوندی است. کنسرت گروه بانو به خوانندگی مریم آخوندی، روز یک‌شنبه (۲۹ ژانویه) در شهر کلن آلمان برگزار خواهد شد.

دویچه وله:  چی شد که سراغ موسیقی رفتید و رشته‏ی آواز را انتخاب کردید؟


مریم آخوندی، خواننده گروه بانو

مریم آخوندی، خواننده گروه "بانو"

مریم آخوندی: از دوره دبستان همیشه توی صف سرود می‏خواندم. این‏ اولین ارتباط من با موسیقی بود. بعد در دوران دبیرستان هم همیشه در فعالیت‌های فوق‏برنامه‏ و جشن‏های مدرسه شرکت می‏کردم و آواز می‏خواندم. من به‏طور مرتب در جلسات هنری مدرسه شرکت می‏کردم. از این طریق با جوان‏های دیگر نوازنده و هنرمند آشنا شدم و تا موقعی که دیپلم می‏گرفتم، هم‏چنان به کار موسیقی ادامه ‏دادم.


پیش چه اساتیدی موسیقی را کار کردید؟


قبل از این‏که پیش معلم بروم، اولین معلم من رادیو بود و صفحه‏هایی که آن موقع وجود داشت و من خودم معمولاً از طریق گوش کردن یاد می‏گرفتم. یادم می‏آید، آن زمان تنها کسی بودم که در جشن‏ها و مسابقات هنری مدرسه آواز سه‏گاه و شور خواندم و مقام  اول را گرفتم. شادروان استاد محمود کریمی که ممتحن بودند، خیلی تعجب کردند که آن وقت که همه‏ی بچه‏ها پاپ می‏خواندند، چطور من آواز سنتی می‏خوانم.
 

بعد از آن، کمی قبل از گرفتن دیپلم، با کلاس‏های استاد اسماعیل مهرتاش آشنا شدم؛ دو سالی پیش ایشان کار کردم که متأسفانه در جریان‏های انقلاب، تئاتری که آقای مهرتاش در آن‏جا کلاس آواز داشتند، آتش گرفت و شاگردها همه متفرق شدند و بعدها دیگر جریان‏های انقلابی پیش آمد. این گذشت تا بعد که من دوباره کلاس‏های مرکز هنری چاووش را در خیابان حقوقی پیدا کردم که در آن‏جا پیش استاد نصرالله ناصح‏پور ادامه دادم.


از کجا و کی، فعالیت‏های‏ هنری‌تان در آلمان ادامه یافت؟


سال ۱۹۸۶ به آلمان آمدم و بلافاصله با گروه "نوا"، به سرپرستی آقای مجید درخشانی شروع به کار کردم. گروهی که قبلاً این‏جا بود و ظاهراً خواننده نداشتند و من که وارد شدم، در واقع کامل شدیم و توانستیم با هم کنسرت‏هایی برگزار کنیم.


گروه بانو به هنگام اجرای موسیقی در فضای باز

گروه "بانو" به هنگام اجرای موسیقی در فضای باز

بعد از آن هم این‏جا ادامه دادم و با گروه "چکاوک" کار کردم. همراه آقای متبسم و تعداد زیادی از همکاران‏مان که کم ‏و بیش به آلمان آمده بودند، آقای محمد حقیقی‏فرد، مسیح مدنی، مرتضی اعیان، احمد انوشه، ناصر شکرایی و خیلی دیگر از دوستان، گروه بزرگی تشکیل دادیم و تورهای زیادی در آلمان و کشورهای اسکاندیناوی برگزار کردیم.

یکی از کارهای شما در خارج از کشور تشکیل گروه بانو است که همه اعضای آن را زنان تشکیل می‌دهند. چه شد که به فکر تشکیل این گروه افتادید؟  در ایران به‏خاطر محدودیت‏های پخش صدای خانم‏ها، معمولاً از این نوع گروه‏ها بیشتر است و فقط بانوان می‏توانند در کنسرت‏های چنین گروه‏هایی شرکت کنند. اما چرا ­ گروه بانوان در آلمان؟


من کلاس‏های آواز داشتم و در این کلاس‌‌ها خانم‏هایی شرکت می‏کردند که حتماً صدای خوبی نداشتند، ولی خیلی علاقه داشتند که بخوانند. اکثراً هم دوست داشتند ترانه‏های سال‏های ۵۰ و ۶۰ را بخوانند. فکر تشکیل یک گروه زنان از آن‏جا برای من آغاز شد که فکر کردم صدای زن‏ها، خودش یک‌جور ساز است. سازی که در بدن ماست، سازی که متعلق به ماست و طبیعی‏ترین سازی است که همه دارند و نمی‏شود از انسان گرفت و از آن خیلی خوب می‏شود استفاده کرد. من فکر کردم اتفاقاً زن‏هایی که صداهای تعلیم‏‏یافته ندارند، بهترین کسانی هستند که می‏توانند این ترانه‏ها را اجرا کنند.


ولی در برخی از کارهای شما، شعرهایی هستند که همان‏طور که خودتان اشاره کردید، زن‏ها در هنگام کار و یا در مراسم‏های مختلف می‏خواندند. چطور شما به شعرها و آهنگ‏های این ترانه‏ها دسترسی پیدا کردید؟


خیلی از این کارها قبلاً خوانده شده و آن‏طور نایاب نبود. منتها این تصنیف‌ها غالباً از طریق مردان خوانده شده‏اند. حتی داستانی که مربوط به زن‏ها و مادرها است، به دلایل ممنوعیت و یا به هر دلیل دیگری، با صدای مردها خوانده شده‏اند. برای پیدا کردن بخشی از آن‏ها در ایران به جاهایی که توانستم مراجعه کرده‏ام. مثلاً آوازهای زنان قالیباف همدان که هنگام قالی‏بافی در زیرزمین‏های تاریک، آرزوها‏شان را توی آواز‏ها‏شان می‏خوانند.


گروه بانو، یک گروه زنان ایرانی برای خواندن آوازهای مربوط به زنان است.

"گروه بانو، یک گروه زنان ایرانی برای خواندن آوازهای مربوط به زنان است."

یکی دیگر از کارهای شما، استفاده از اشعار آلمانی یا همکاری با آهنگ‏سازها یا خواننده‏های آلمانی است. بعضی مواقع حتی ممکن است خواننده‏ی آلمانی شعرهای فارسی را بخواند یا شما اشعاری را به آلمانی بخوانید. آیا فکر می‏کنید از این طریق موسیقی ایرانی بهتر معرفی می‏شود، با توجه به این‏که ترانه آلمانی است؟


سوژه‏ی ارتباط با دیگران، امروز دیگر چیز تازه‏ای نیست، بلکه برای زندگی‏های امروز ما، امری اجتناب‏ناپذیر است. وقتی شما ۳۰ سال در خارج از کشور زندگی می‏کنی، موهبتی است که بتوانی از فرهنگ‏های اطراف خودت هم خبر داشته باشی و با آن‏ها ارتباط برقرار کنی. آواز هم یکی از ساده‏ترین و طبیعی‏ترین وسایلی است که آدم می‏تواند از طریق آن، با انسان‏های پیرامون خود رابطه بگیرد. 


همکاری من با گروه‏های آلمانی از آن‏جا شروع شد که یک گروه آلمانی از من دعوت کرد که با آن‏ها بخوانم. این یکی از گروه‏هایی بود که بسیار از آن استقبال شد، مورد توجه انستیتو گوته قرار گرفت و ما را به عنوان نماینده‏ی موسیقی تلفیقی در آلمان (موسیقی اروپایی با موسیقی شرقی) به خیلی از کشورهای دنیا فرستاد.


از آن کار، چند آلبوم بیرون دادیم که برای من باعث افتخار است. این ارتباط ادامه دارد، من با پروژه‏های دیگری هم کار کرده‏ام و در رشته‏ی موسیقی کلاسیک، با یک خواننده‏ی اپرا، با هم می‏خوانیم. من شعرهای حافظ را می‏خوانم، ایشان شوبرت می‏خواند. همین‏طور با هلندی‏ها کار کرده‏ام. در واقع، این ارتباطی است که جریان دارد و باعث خوشحالی است.


خانم آخوندی، شما به مناسبت دوازدهمین سالگرد تاسیس گروه بانو، در شهر کلن کنسرتی خواهید داشت. چه برنامه‏هایی در این کنسرت قرار است اجرا بشود؟


گروه بانو، یک گروه زنان ایرانی برای خواندن آوازهای مربوط به زنان است. ولی این همه‏ی کار گروه نیست. ما ۱۲ سال است که در صحنه‏ی همین شهر کلن و شهرها و کشورهای دیگر برنامه اجرا کرده‏ایم و در فستیوال‏های مختلف شرکت داشته‏ایم. در نتیجه‏ ارتباط‏های‏ زیادی با موسیقی این جوامع داریم. برای دوازدهمین سال‌گرد گروه بانو، فکر کردم از ارتباط‌هائی که در این دوازده سال داشته‌ایم استفاده کنم و تعدادی از هنرمندان شهر کلن را دعوت کرده‏ام که با ما همکاری کنند. ما یک خواننده‏ی اوکرایینی را دعوت کرده‏ایم، هم‏چنین یک خواننده‏ی آلمانی داریم که با ما فارسی می‏خواند. او بسیار زیبا فارسی می‏خواند، از هنرجویانی است که خیلی علاقه‏مند بوده، خودش خواننده است و پیش ما فارسی یاد گرفته است. یک خواننده‏ی پرویی- آلمانی هم داریم. هم‏چنین موسیقی آذربایجانی داریم که الان با ما در پروژه‏ی آذربایجانی‏مان همکاری می‏کند.


گروه بانو در دوازده‌سال گذشته ترانه‏های محلی از مناطق مختلف ایران را معرفی کرده‌ است. اکنون سعی می‏کنیم هربار موسیقی یک منطقه را پررنگ‏تر نشان بدهیم. الان پروژه‏ی آذربایجان‏ را در دست داریم. در کنسرت‏ها، یک بخش به  برنامه‏های معمولی‏مان اختصاص دارد و در بخش دیگر، با تکیه بر موسیقی آذربایجان، ترانه‏های آذری می‏خوانیم.


کاوه بهرامی
تحریریه: جواد طالعی

در همین زمینه:

مطالب صوتی و تصویری مرتبط