1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

آی عشق،
رنگ ِ آشنایت پیدا نیست !

عشق، شاه‌موضوع بسیاری از آثار هنری، ادبی و سینمایی جهان بوده است. بزرگان گستره‌های فلسفه، تاریخ و سیاست نیز در این باره‌ کم جمله‌ی قصار نگفته‌اند. این بار ببینیم کاریکاتوریست‌ ایرانی، هادی حیدری، به عشق چگونه می‌نگرد.

کاریکاتوری از هادی حیدری

کاریکاتوری از هادی حیدری

... البته که بزرگان جهان ادب، در باره‌ی عشق جمله‌ی قصار کم نگفته‌اند. چه به‌زبان خود و چه به زبان برخی از قهرمانان آثار خود. یکی از زیباترین و طنزآلودترین این جمله‌ها که برخورد انسان مدرن را به این پدیده‌ی ازلی ـ ابدی هم بازمی‌تاباند، جمله‌ای است که "رمدیوس خوشگله"، یکی از ده‌ها شخصیت رمان "صد سال تنهایی" گابریل گارسیا مارکز بر زبان می‌راند.

البته این شخصیت اثیری چندان نشانی از "ویژگی‌های انسانی" ندارد و بیشتر به موجودی "آسمانی" یا افسانه‌ای شبیه است: نه تنها به دلیل عادت لخت‌گشتن و در پایان هم عروجش به آسمان، بلکه هم‌چنین به‌خاطر زیبایی خیره‌کننده‌ و پوست معطری که با تراوش بویی مسحورکننده، مردان بسیاری را به خود جذب می‌کند. جالب این‌جاست که همه‌ی این عاشقان سینه‌چاک به سرنوشتی شوم دچار می‌آیند و به محض تماس با رمدیوس خوشگله، در اثر رویدادی فاجعه‌بار جان به جان‌آفرین تسلیم می‌کنند. این سرنوشت، گریبان فرمانده‌ی جوانی را هم می‌گیرد که سرانجام با به‌کارگیری هزار ترفند، موفق به ابراز عشق به رمدیوس می‌‌شود. از آن‌جا که به‌نظر رمدیوس، عشق اساساً ساده‌لوحی است، در این باره‌ به آمارانتا می‌گوید:

«می‌بینی چقدر ساده است؟ می‌گوید: دارد به خاطر عشق من می‌میرد، انگار من قولنج مزمن‌ام.» وقتی فرمانده‌ی جوان را نزدیك پنجره‌ی او مرده یافتند، عقیده‌ی رمدیوس خوشگله نسبت به گفته‌ی خودش راسخ‌تر شد. گفت: «دیدید چقدر ساده لوح بود!»

"قولنج مزمن‌" یا "خنکای مرهم"؟

عشق چیست‌؟: قولنج مزمن‌ و ساده‌لوحی یا "پناه" و "خنکای مرهم"، آن‌گونه که شاملو توصیف می‌کند؟:

همه لرزش ِ دست و دل‌ام از آن بود

که عشق پناهی گردد،

پروازی نه

گریزگاهی گردد.

آی عشق

آی عشق

چهره‌ی آبی‌ات پیدا نیست.

و خنکای مرهمی بر شعله‌ی زخمی

نه شور ِ شعله بر سرمای درون.

آی عشق

آی عشق

چهره‌ی سُرخ‌ات پیدا نیست.

...

هادی حیدری

هادی حیدری

نگاه یک کاریکاتوریست به عشق

ببینیم عشق از نگاه یکی از فعال‌ترین کاریکاتوریست‌های ایران، هادی حیدری، به چه معناست. البته او می‌کوشد به این تصویر، جنبه‌ای همگانی ببخشد و روح زمان را در آن بازبتاباند. از آن‌گذشته، تفاوت تکنیکی‌‌ای که در کارهای حیدری به چشم می‌آید، از آن‌جاست که او چهره‌های متفاوت عشق را در مقاطع زمانی مختلف به تصویر درآورده است.

حالا شما عشق را چگونه توصیف می‌کنید؟

هادی حیدری در سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شده و فارغ التحصیل کارشناسی نقاشی از دانشکده هنر و معماری است. او فعالیت مطبوعاتی خود را ازسال ۱۳۷۳ با موسسه "گل آقا" آغاز کرد و موسس سایت کاریکاتوری "هادی تونز" هم هست که بعدها به پرشین کارتون تغییر نام داد. این سایت کاریکاتوری، در ماه گذشته، (مرداد) پنجمین سال گشایش خود را طی مراسم باشکوهی در تهران جشن گرفت. حیدری هم‌چنین کتابی با عنوان "ادبیات کاریکاتور ایران در عصر اصلاحات" منتشر کرده است. او دبیر سرویس طرح و کاریکاتور روزنامه‌های مشارکت، نوروز، اقبال، وقایع اتفاقیه و اعتمادملی نیز بوده است و به عنوان کاریکاتوریست با چندین روزنامه‌ از جمله، جامعه‌، نشاط، عصر آزادگان، آفتاب امروز... همکاری داشته است. حیدری به سمت داور، در چندین دوره‌ از مسابقات جشنواره‌های مطبوعات ایران نیز شرکت کرده و در دومین جشنواره‌ی نشریات دانشجویی،‌ مقام دوم را کسب نموده است. او عضویت فدراسیون بین‌المللی روزنامه نگاران (آی – اف – جی) را نیز داراست.

لطفاً برای دیدن کاریکاتورهای هادی حیدری روی لینک زیر کلیک کنید!

در همین زمینه: