1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جهان

آیا می‌توان قرارداد لیسبون را نجات داد؟

اخبار ناخوشایندی از ورشو به گوش می‌رسد. رئیس جمهور لهستان هم در نظر دارد قرارداد رفرم در اتحادیه اروپا، موسوم به قرارداد لیسبون را بلوکه کند. با این حال «نه» ایرلند به این قرارداد، کماکان چالش بزرگ اتحادیه اروپاست.

default

سیاستمداران اروپا و حتی آنهائی که گزارشگر هستند، باید هم صبور باشند و هم پوست کلف. آنکه این دو عنصر را داشته باشد، دیگر از اظهارات لخ کاچینسکی رئیس جمهور لهستان ترس برش‌ نمی دارد. این آقا برایمان آشنا نیست؟ آیا او نبود که نزدیک بود دو اجلاس اتحادیه را به شکست بکشاند؟ بروکسل او را به اندازه کافی می شناسد. برای بروکسل او یک چوب لای چرخ گذار است که در نهایت با همه غرغرهای مزمن‌اش، بالاخره رضایت می دهد. در مورد قرارداد لیسبون هم او در نهایت قبول کرد و حالا هم این‌گونه خواهد شد. فراموش نکنیم که نام کاچینسکی با شکست انتخاباتی همراه شده است. مدت زیادی نیست که از شکست یارواسلاو برادر دوقولوی آقای رئیس جمهور می گذرد.

البته این هم عجیب خواهد که رئیس جمهوری که خود در حال افول است، به مخالفت با تصمیم مجلس و دولت که با قرارداد لیسبون موافق هستند، بپردازد. آگاهان سیاسی در لهستان بر این باروند که حتی در یک رفراندوم، قرارداد لیسبون اکثریت آرا را بدست خواهد آورد. در صورت ضرور می توان این رفراندوم را حتی برخلاف نظر کاچینسکی به اجرا درآورد.

اما ضرر سخنان کاچینسکی در این است که به عدم اطمینان دامن می زد. این تهدیدهای ناروشن در نهایت آب به آسیاب آنهائی می ریزد که به نوعی خواستار شکست قرارداد اتحادیه اروپا هستند. ناگهان تردید کاچینسکی، انتظار جمهوری چک در زمینه ارزیابی دیوان عالی کشور و دست نگه داشتن هورست کوهلر رئیس جمهور آلمان تا جواب مثبت دیوان عالی در کارلسروهه، همه و همه در سطح « نه» ایرلند قرار می گیرند. و این اشتباه است. روندی که در لهستان، جمهوری چک و آلمان در جریان است کاملا مشخص است، این کشورها قرارداد را به امضا خواهند رساند.

اما وضعیت در ایرلند بزرگترین چالش اتحادیه اروپاست. هیچ کس در این لحظه برای حل آن نسخه ای ندارد. حتی رئیس جمهور فرانسه که از دیروز ریاست ادواری اتحادیه را برعهده گرفت نیز باید از شوق و شوری که دارد، بکاهد تا مبادا با پیشنهاداتی که هیچکس در ایرلند نمی خواهد آن را بشنود، اوضاع را از این هم که هست بدتر کند. اما اروپا باید بتواند متقاعد کند. و این چیزی است که رهبران سیاسی از عهده آن بر نیامده اند. علائم مبنی بر خواست یک اروپای کارآمد، باید از سوی خود کشورها فرستاده شوند. اما آنکه تخم شک و تردید می کارد، اتحادیه خوبی هم نصیب اش نخواهد شد. روی سخن به ایرلند هم هست: رئیس جمهور و یا دولتی که نمی خواهد اتحادیه را نمایندگی کند، پس حق عضویت در آن را هم ندارد.