1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

آيا اجبارى بودن يونيفرم براى مدارس يك ضرورت است؟

از نظر دانش آموزان آنها هركدام براى خود انسانى ميباشند با تفاوتهاى ويژه، با تفاوتهايى انسانى و دليلى ندارد كه همه ‌آنها را در يك جلد پوشش بگيرند.

default

آيا اجبارى بودن يونيفرم براى مدارس يك ضرورت است؟ اين سوال مدتهاست در ميان متخصصين آموزش و پرورش، سياستمداران و والدين دانش ‌آموزان در آلمان به بحث هاى داغى دامن زده.ابتدا سياستمداران محافظه كار طرفدار پروپاقرص يكدست شدن لباس دانش آموزان بوده اند، زمانى مربيان با ديدگاه هاى ”چپ” به صرافت گوشزد كردن فوايد يونيفرميزه كردن لباسهاى مدرسه افتاده اند و گاه اين والدين هستند كه به خيال راحت شدن از تهيه لباسهاى گران مد روز پشت سنگر لزوم لباسهاى متحدالشكل قرار ميگيرند.

ضابطه لباس يكسان براى مدارس در آلمان برخلاف فرانسه و انگلستان هرگز در آلمان عليرغم طرفداران آن به كرسى نشانده نشده. از قرن ۱۷ تاكنون درباره اينكه آيا يونيفرم مشترك ميتواند مانع از به نمايش گذاشتن اختلافات ميان دانش آموزان شود و فقر يا ثروت آنها را پنهان كند يانه نظريات متفاوتى داده شده. از ديد بسيارى از مربيان آموزش و پرورش آلمان لباس يكرنگ و يكفرم فقط در حرف، و نه در عمل پرده بر تفاوت هاى موجود ميگذارد چراكه حتى دراين يكرنگى هم ميتوان يك جنس نبودن را براحتى تشخيص داد، ميتوان بسرعت ديد كه كيف و كفش و دوخت يونيفرم هر دانش آموز بنا به توان مالى خانواده اش از كجا تهيه شده و نهايتا كمكى به زدودن تفاوتهاى اجتماعى ميان دانش آموزان نخواهد كرد. آنها معتقدند كه توجه به راحت بودن و بهداشتى بودن لباس دانش آموزان است كه بايد معيار قرار گيرد و به صورت قاعده در‌آيد. به عنوان مثال برتن نكردن لباسهاى بسيار تنگ، ويا تبليغ برضد نفوذ و سلطه مد در مدارس و تربيت دانش آموزان با فرهنگى كه خود به نفى اين پديده در محيط آموزشى برسند بسيار مهمتر است. اينكه اين ايده ها تا چه حد در ميان دانش ‌آموزان جاى خود را باز ميكند، البته موضوعى است ديگر. اين تربيت از خانه شروع ميشود، در مدرسه و خيابان ادامه ميابد و بيش از هرچيز تحت تاثير مجلات، تلويزيون، اينترنت و ساير وسائل ارتباط عمومى مسير خود را پيدا ميكند.

اما برخورد دانش ‌آموزان با اجبارى شدن يونيفرم چگونه است؟ آنها با اين اجبار مخالفند. حداقل اكثريت ‌آنها. و از راههاى مختلف اين مخالفت را نشان ميدهند. به عنوان مثال در ساعت انشاى مدرسه. در انشايى كه در آن سعى شده نشان داده شود كه ‌‌آزادى انتخاب لباس و برخوردارى از اين امكان كه آنها با طرز لباس پوشيدن خود در عين حال بيانگر درون خود، شخصيت و طرز تفكر خود باشند، به اين معنا نيست كه همه ‌آنها دنباله رو محض مد و مارك كفش و كاپشن و بلوزشان هم هستند. از نظر دانش آموزان آنها هركدام براى خود انسانى ميباشند با تفاوتهاى ويژه، با تفاوتهايى انسانى و دليلى ندارد كه همه ‌آنها را در يك جلد پوشش بگيرند. دليلى ندارد كه نوجوانى و كودكى يكسانى داشته باشند، هم چنانكه در واقعيت هم ندارند و اين فقط بزرگسلان هستند كه با يكدست كردن آنها ميخواهند كار تربيت جوانان را براى خود ساده تر سازند. تلاشى كه از نظر دانش ‌آموزان چندان هم پرثمر نيست.

حال سوال اين است كه اگر در ايران آزادى پوشش همانند اروپا وجود داشته باشد، شما خود به كدام نظريه گرايش داريد. آيا شما به عنوان يك نوجوان برداشتن يونيفرم از مدارس را كار درستى ميدانيد يا ترجيح ميدهيد ‌آنرا حفظ كنيد و با داشتن لباس متحد الشكل احساس امنيت بيشتر و يا راحتى بيشترى داريد. جوابهاى خود را ميتوانيد به آدرس Email صداى ‌آلمان بفرستيد و يا به ما فاكس كنيد.

  • تاریخ 16.02.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6T1
  • تاریخ 16.02.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6T1