1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

آلبوم جديد «سفر به مركز يك تخم مرغ» از ربيح ابوخليل آهنگساز و عودنواز چيره دست لبنانى

ربيح ابوخليل يكى از نوازندگان چيره دست عود در جهان كه از اواخر دهه هفتاد ميلادى در آلمان زندگى ميكند، در طى پانزده سال گذشته در تلاش بوده كه در چارچوب پروژه هاى گوناگون و همكارى با هنرمندان كشورهاى مختلف پلى پديد آورد بين موسيقى عربى شرقى و موسيقى جاز. آهنگساز و نوازنده اى كه به تازگى پانزدهمين آلبومش را منتشر كرده؛ آلبومى كه چون ديگر كارهاى پيشين او دوستداران موسيقى عربى، موسيقى ملل و به ويژه موسيقى Jazz را به دن

default

يايى ميبرد كه تركيبى است از جهان شرق و غرب و دنياى كهنه و نو.

ربيح ابوخليل يكى از نوازندگان چيره دست عود در جهان كه از اواخر دهه هفتاد ميلادى در آلمان زندگى ميكند، در طى پانزده سال گذشته در تلاش بوده كه در چارچوب پروژه هاى گوناگون و همكارى با هنرمندان كشورهاى مختلف پلى پديد آورد بين موسيقى عربى شرقى و موسيقى جاز. آهنگساز و نوازنده اى كه به تازگى پانزدهمين آلبومش را منتشر كرده؛ آلبومى كه چون ديگر كارهاى پيشين او دوستداران موسيقى عربى، موسيقى ملل و به ويژه موسيقى Jazz را به دنيايى ميبرد كه تركيبى است از جهان شرق و غرب و دنياى كهنه و نو.

ربيح ابوخليل خود درباره آلبومهايش با طنز و شوخى ميگويد كه در اين آلبومها عنصرهائى گرد آمده كه در واقع ميبايست، باعث فروش كمِ آنها شود. اسم آلبومها معمولا طورى است كه اروپائيها بسختى ميتوانند آن را تلفظ كنند. ساز اصلى آلبومها عود است كه اروپائيها كمتر با آن آشنائى دارند و از آن گذشته، ساختار قطعات و آهنگها هم گاهى عجيب و پيچيده است كه شايد به گوش شنونده تا اندازه اى غريب بيايد. با وجود اين آلبومهاى ربيح ابوخليل تا به حال بيش از نيم ميليون بار به فروش رفته اند و از اين رو هم ميتوان از او به عنوان يكى از چهره هاى مطرح موسقى Jazz آلمان ياد كرد. پايه و زمينه اصلى اين موفقيت كم‌نظير تصورى جهانيست كه اين آهنگساز و نوازنده از موسيقى دارد.

ربيح ابوخليل كه زاده لبنان است، دوران كودكى و نوجوانيش را در دهه شصت و هفتاد ميلادى در بيروت گذراند كه در آن وقت پل بين شرق و غرب بود. در همان دوران بچگى، نواختن عود را آموخت. با شروع جنگ داخلى لبنان در سال ۱۹۷۸ مجبور به ترك وطنش شد و به آلمان آمد. نخست در دانشسراى عالى موسيقى در مونيخ به تحصيل پرداخت و فلوت را به عنوان ساز اصلى خود برگزيد. اما چيزى كه براى او بيش از همه اهميت داشت، درك آهنگسازى در چارچوب موسيقى كلاسيك اروپا و ايجاد پيوندى بين موسيقى كلاسيك و موسيقى شرقى بود. آهنگهاى پيچيده اين آهنگساز دقيقا از همين دانش و آگاهى سرچشمه ميگيرد، قطعاتى كه در آنها رديف هاى موسيقى عربى و بداهه نوازى نقش مهمى بازى ميكنند.

ابوخليل هميشه بر آن بود كه بر بستر موسيقى عربى حركت كند و با يارى موزيسينهاى كشورهاى مختلف با پيش زمينه هاى فرهنگى متفاوت به موسيقى عربى حال و هوايى تازه ببخشد. وى خود ميگويد:

«باز كردن درهاى موسيقى عربى به روى سازهاى ديگر يا به عبارتى بيگانه جالب و جذاب است. به عقيده من نوآورى در موسيقى به معنى آن نيست كه آهنگساز فقط سازهاى جديد وارد كار كند و موسيقى را الكترونيزه كند، مثلا با استفاده از سينتى سايزر و يا گيتار الكتريك. بلكه بايد سازهاى اكوستيك به كار ببرد؛ سازهايى كه خود داراى سنت و گذشته اى موسيقايى هستند و بايد از نوازندگان اين سازها خواست كه موسيقى عربى را با اين سازها جرا كنند. به نظر من تلفيق دو نوع و دنياى موسيقايى كه جدا از هم رشد كرده اند، كار ساده اى نيست و به اين ميماند كه شما بخواهيد روغن و آب را با هم مخلوط كنيد. در اينجا آدم بايد براى خود اين مسئله را روشن كند كه چه ميخواهد: آب يا روغن. آنوقت ميتوان رنگهاى مختلف را با روغن و يا آب مخلوط كرد و يا ماهيت اين دو ماده را تغيير داد».

در هر حال ميتوان گفت كه آهنگهاى ربيح ابوخليل تركيبى است از دست كم دو دنياى فرهنگى و دقيقا همين تركيب است كه چون پلى عمل ميكند بين شرق و غرب، بين موسيقى قومى، موسيقى ملل و موسيقى Jazz و بين موسيقى سنتى و موسيقى مدرن. در اينجا بايد به اين نكته اشاره كرد كه تسلط اين هنرمند لبنانى بر موسيقى شرقى يا بهتر بگوييم موسيقى سنتى عربى از يك سو و موسيقى غربى از سويى ديگر سبب شده است كه ساخته هاى ربيح ابوخليل تصنعى و كولاژمانند به گوش نرسند، بلكه بافتى طبيعى داشته باشند، حتى اگر از لحاظ ملوديك و ريتميك به گوش تا اندازه اى غريب بيايد.

ابوخليل خود درباره پيوند و نزديكيش به موسيقى عربى ميگويد: «من شايد از بعضى سنتگراهاى موسيقى عربى هم سنتى تر باشم. من به سراغ مرزها و گذشتهاى دورتر ميروم، سراغ گامها و ريتمهايى كه حتى كم و بيش به دست فراموشى سپرده شده اند. گامها و ريتمهايى كه بسيار زيبا هستند، اما بندرت نواخته ميشوند، چون اصولا موسيقى در جهان ساده‌تر شده، اين مسئله نه تنها در موسيقى عربى كه در مورد اروپا هم صادق است. براى نمونه در موسيقى پاپ از كمتر ريتمى به غير از ريتم چهارضربى استفاده ميشود.»

اولين آلبوم ربيح ابوخليل به اسم «الجديده» در سال ۱۹۹۰ منتشر شد، در اين آلبوم و همچنين آلبوم دوم او به اسم «نفس» رنگ و بوى عربى قويتر است، در حاليكه در آلبومهاى بعدى عناصر به اصلاح غيرعربى به ويژه عناصر موسيقى Jazz و موسيقى ملل محسوستر است و ابوخليل در آلبومهاى بعدى و طبيعتا در آلبوم جديدش، اين تنوع رنگ آميزى را حفظ كرده. در اين آلبوم جديد كه تحت عنوان غريب «سفر به مركز يك تخم مرغ» انتشار يافته، تنها سه نوازنده حضور دارند، يكى خود ربيح ابوخليل كه نوازندگى عود را برعهده دارد، ديگرى Joachim Kühn، پيانيست ۶۱ ساله آلمانى كه يكى از چهره هاى معروف و شناخته شده موسيقى Jazz آلمان است و بالاخره Jarrod Cagwin نوازنده درامز و سازهاى كوبه اى كه اين دو هنرمند را در اجراى قطعات همراهى ميكند.

ناگفته نماند كه بسيارى از نوازندگان و آهنگسازان موسيقى سنتى عرب، ساخته هاى ابوخليل را آنطور كه بايد و شايد سنتى نميدانند، اما خود ابوخليل معتقد است كه يك آزاد انديش به سنت اهميتى نميدهد و از آن گذشته، آنچه حاصل امروز است، شايد فردا به سنت بدل شود. سخن آخر را نيز به اين هنرمند نوآور ميسپاريم كه ميگويد: «تركيبى كه من در پى آن هستم، مانند چيزى است خوشنواز، خوشبو، خوش آوا و خوش شكل. دقيقا در اين لحظه هاست كه ما واقعا حس ميكنيم كه زنده ايم. من سعى ميكنم كه اين لحظه ها را بسط دهم. موسيقى فقط راهى است براى بيان آنچه كه بر من تاثير گذاشته است.»

شهرام احدى

  • تاریخ 27.10.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6D7
  • تاریخ 27.10.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A6D7