1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

آزادی انتخاب دين در آمريکا

در يک تحقيق و همه پرسی که دربارهء عقايد دينی آمريکاييان انجام گرفت، معلوم شد که اهالی آمريکا بيش از پيش دين خود را عوض می کنند. از هر دو نفر آمريکايی در سن بلوغ، يک تن از دينی پيروی می کند که در آن متولد نشده است.

default

يکی از شعبه های «مرکز تحقيقاتی پيو» (Pew Research Center) در شهر واشنگتن، هفتهء گذشته نتايج تازه ترين نظرخواهی خود را دربارهء گرايش های دينی آمريکاييان منتشر کرد. اين تحقيق که مبتنی بر مصاحبه با ۳۵ هزار آمريکايی بالای سن هجده سال است، نشان می دهد که ۸۴ درصد از آمريکاييان خود را مذهبی می دانند و ۶۰ در صد آنها معتقدند که ايمان دينی در زندگی بسيار مهم است ــ اين رقم در ايتاليا ۲۵ درصد و در فرانسه تنها ۱۲ درصد است.

اما نکتهء مهم در اين تحقيق آن است که ۴۴ درصد از آمريکاييان طی زندگی خود دين شان را عوض کرده اند. اين گروه يا از فرقه ای به فرقهء ديگر گرويده اند و يا به تمامی دين رسمی را ترک کرده و به دنبال اشکال شخصی عقايد دينی و روحانی رفته اند.

در تحقيق مرکز پيو، به «بازار» (marketplace) اديان اشاره شده است، به اين تعبير که شهروندان در بازار آزاد نظامهای دينی، انواع تئولوژی ها را می سنجند و سبک ـ سنگين می کنند و سرانجام از آن ميان، يکی را که مناسب با روحيات و منش خود می يابند، برمی گزينند. برخی ممکن است چند مذهب را بيازمايند تا سرانجام بتوانند آنچه را که باب طبع شان است، پيدا کنند.

در ايالات متحده، از آنجا که دولت در تحميل دين نقشی ندارد، همهء اديان به آزادی با يکديگر رقابت می کنند، و به خاطر آزادی عقيده و مذهب، تاکنون از جنگ ها و خشونت های گروهی مبتنی بر تعصبات مذهبی در اين کشور خبری نبوده است. اکثر مسيحيان آمريکايی آزادی انتخاب در دين را پذيرفته اند.

منتقدان محافظه کار اشاره می کنند که اين راه و روش، منحصراً يک روال آمريکايی است که بر اساس مدل جامعهء مصرفی شکل گرفته و به دين به مثابه يک کالا برای خريد نگاه می کند. آنها تأکيد دارند که دين يک محصول فروشی مثل ساير کالاها در بازار نيست، بلکه حقيقتی است برای رستگاری اخروی.

طبق تحقيق مرکز پيو، از ميان اديان رسمی در آمريکا، شاخهء اصلی پرتستانتيسم و کليسای کاتوليک، بيش از ساير مذاهب، اعضای خود را از دست داده اند. در عوض، افراد بيشتر به سمت «اشکال شخصی ترِ اعتقاد» ، از جمله «ارتباط شخصی با عيسا مسيح» روی آورده اند. تحليلگر روزنامهء «بالتيمور سان» می نويسد، «چرا نبايد اين طور باشد؟ در آمريکا هيچ کس به ما حکم نمی کند با چه کسی ازدواج کنيم، به چه کسی رأي بدهيم، يا کجا زندگی کنيم. پس جای شگفتی نيست در کشوری که توسط مردمانی بنيانگذاری شد که می خواستند آزادانه و به دلخواه هر دينی داشته باشند، اين تعداد پرشمار از ميان ما، از دين اجدادی خود به دين ديگری روی آورند.»

مطالب مرتبط