1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه

«آزادى بى‌قيدوشرط» شرط تازه اكبر گنجى براى شكستن اعتصاب غذاى خود

اكنون ۲۴ روز است كه اكبر گنجى نويسنده و روزنامه‌نگار منتقد جمهورى اسلامى در زندان در اعتصاب غذا بسر مى‌برد و نهادهاى مدنى و مجامع بين‌المللى حقوق بشرى نگران وضعيت او هستند. خانم شيرين عبادى وكيل گنجى اعلام كرده كه به هنگام ملاقات ديروز خود با موكل خويش، حضور مامور دادسرا در هنگام ملاقات، باعث اعتراض گنجى شده و منجر به آن گشته كه او به نشانه اعتراض، محل ملاقات را ترك كند. در اين ميان، امروز خانم معصومه شفيعى كه

اكبر گنجى: ”من در نظامی زندگی می‌کنم که برای احقاق حق باید از جانم مایه بگذارم“

اكبر گنجى: ”من در نظامی زندگی می‌کنم که برای احقاق حق باید از جانم مایه بگذارم“

توانسته بين حدود ساعت ۱۱ تا ۱۳ با همسرش اكبر گنجى ملاقات كند، در ارتباط با وضعيت اين زندانى سياسى، مدت كوتاهى پس از ملاقات، به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.

مصاحبه گر: بهنام باوندپور

دویچه وله: خانم معصومه شفیعی، حدود ۲ ساعت پیش شما می خواستید با همسرتان آقای گنجی ملاقات کنید. آیا ملاقات انجام شد؟

معصومه شفیعی: بله، انجام شد.

دویچه وله: آقای گنجی از نظر جسمی و روحی در چه وضعی بوده اند؟

معصومه شفیعی: ایشان همچنان لاغر، نحیف و خیلی تکیده هستند. فشارخونشان هم چندروز است که ۹ روی ۶ است. از نظر روحی، روحیه ی شان خیلی بالاست و خیلی مقاوم هستند و همچنین مصمم هستند که ادامه بدهند. اما از نظر جسمی با توجه به بیماری هایی که دارند بسیار ضعیف و رنجور شده اند و من هربار که ایشان را می بینیم خیلی ناراحت می شوم. امروز هم همینطور. هر کسی که ایشان را در زندان می بیند اظهار تاسف می کند که چرا به اینروز افتاده آقای گنجی. خواسته ی آقای گنجی در این مرحله این است که می گوید من دیگر مرخصی استعلاجی نمی خواهم. من فقط و فقط آزادی بدون قید و شرط می خواهم. دیروز هم که خانم عبادی و آقای سلطانی رفته بودند ایشان را ببینند یک مراقب گذاشته بودند، یعنی به دستور کتبی دادستانی بود که این ملاقات با حضور یک مراقب انجام بشود. در صورتی که اصلا هیچ جای قانون نبوده که وقتی وکیل بخواهد با موکلش صحبت بکند، آنهم موکلی که چندماه آخر زندانش را می گذراند، با حضور مراقب باشد. ایشان می گوید که من بهرحال در طی این ۶۳ ماهی که در زندان بوده ام، هم خودم،‌ هم خانواده ام، هم وکلایم همه راههای قانونی را طی کرده ایم، همه ی راههای مسالمت آمیز را برای اینکه احقاق حق بشود. اما نه تنها هیچ پاسخی دریافت نکرده ایم، بلکه سختتر هم شد. ایشان می گفتند که مرا تهديد می کردند که اگر توبه‌نامه ننویسم و تمام نظرات پیشین خود را انکار نکنم، بعد از پایان حبس فعلی محاکمه دیگری برایم ترتیب می دهند و به حبس طولانی‌تری محکومم می کنند. به این خاطر من هیچ راهی جز اعتصاب غذا ندارم. اینها همه صحبت های آقای گنجی ست.

دویچه وله: خانم شفیعی، چه کسی اینها را به آقای گنجی گفته است؟

معصومه شفیعی: اینها تماما صحبت های آقای مرتضوی ست که هم در حضور ایشان و هم در حضور مسئولین زندان، در حضور مسئولینی که از دولت بوده اند مثل آقای شریعتمداری و آقای عبداله رمضانزاده، اینها همه در حضور افراد مختلف صورت گرفته و حتا خود منهم که مراجعه می کردم به آقای مرتضوی صحبت شان همین بود که ایشان باید نظرات پیشین اش را پس بگیرد. در هرصورت آقای گنجی می گوید من راهی جز این ندارم و برای نشان دادن آن ظلمی که بر من رفته، راهی جز اعتصاب غذا ندارم. ایشان نظرشان این است که من در نظامی زندگی می کنم که برای احقاق حق باید از جانم مایه بگذارم و این کاری ست که مجبورم انجام بدهم و حداقلش این است که نگاه جهانیان را به این مسئله جلب بکنم که چنین مسایلی در ایران رخ می دهد و حداقل نتیجه ی کارم این است که چنین چیزهایی برای دیگران تکرار نشود. ایشان می گوید من هیچ اقدام عملی تا بحال صورت نداده ام، تنها حرف زده ام. تنها سخن و دیدگاهها و نظراتم را بیان کرده ام و طبق قانون اگر سخنی منتهی به خشونت عملی نشود در هیچ جای دنیا جرم محسوب نمی شود. ایشان اظهار کرده اند که من از رژیم جمهوری اسلامی ایران تعجب می کنم. رژیمی که با انحصار صدا و سیما، دانشگاهها، نماز جمعه، مطبوعات، رسانه ها، ایدئولوگها و فیلسوف نماها همه ی اینها در انحصار رژیم هست، ولی از سخن گفتن یک فرد می هراسد، ترس دارد و توان پاسخگویی ندارد. همه ی این آقایانی که ادعا می کنند ما قله های فرهنگ را فتح کرده ایم، قله های سیاست را فتح کرده ایم، چرا نمی آیند در یک پرسش رویاروی به نظرات آقای گنجی پاسخ بدهند و تنها راه مقابله با آقای گنجی را نه بیان نظرات و دیدگاههایشان، بلکه حبس طولانی مدت، ممنوع التلفن کردن ایشان می دانند و ایشان می گویند که اینها بیایند و پاسخ یک روزنامه نگار کوچک را بدهند. اینکه برای اینها کاری ندارد. همه ی دستگاههای عریض و طویل و همه ی حوزه ها و دانشگاهها در اختیار آنهاست. چرا این کار را نمی کنند. بهرحال ایشان مصمم هستند که راهشان را ادامه بدهند و خواسته ی شان هم دیگر مرخصی استعلاجی نیست، فقط و فقط آزادی بدون قید و شرط است.

دویچه وله: خانم شفیعی، آقای گنجی چه جور شد از تقاضای مرخصی استعلاجی بعنوان شرطی برای شکستن اعتصاب غذاشان رسیدند به خواست آزادی بی قید و شرط خود؟

معصومه شفیعی: وقتی که همه ی درها را به روی آدم می بندند، وقتی که تمام خواسته های بحق انسان را پایمال می کنند. ببینید، آقای گنجی را به انفرادی برده بودند. ایشان الان از شهریورماه ۷۹ بدستور آقای علیزاده ممنوع التلفن است. تلفن چیزی ست که در زندان همه ی زندانیان اعم از قاتل، قاچاقچی، جاسوس و جانی همه از تلفن استفاده می کنند. هیچ منعی، هیچ مسئولیتی هم ندارد، ولی این تلفن برای شخصی مثل آقای گنجی سالهاست که ممنوع است. یعنی ما نمی توانیم یک گفتگوی تلفنی با آقای گنجی داشته باشیم. ایشان نمی توانند به منزلشان زنگ بزنند از وضع و حال بچه هایشان با اطلاع بشوند. اصلا حکم ایشان کاملا غیرقانونی بوده است. آقای گنجی فرض را بر این گذاشته که این حکم غیرقانونی را هم طی کند. الان ۵ سال و نيم است که در زندان است. فرضش بر این بوده که این را طی بکند، منتها در این مرحله هم حتا با ایشان مثل دیگر زندانیان رفتار نمی شود. حتا با همان آيين نامه ی داخلی زندان هم با ایشان به گونه ای تبعیض آمیز رفتار می شود. ببینید، من برای ۲ روز مرخصی که برای آقای گنجی می خواستم بگیرم تمام زندگی ام تعطیل می شد. من باید یا دائم با آقای مرتضوی تلفنی صحبت می کردم یا با اشخاص مختلف از آقای کروبی گرفته تا اشخاص دیگری از دوستان آقای گنجی که در دولت هستند و یا اشخاص دیگری که فکر می کردم در این ماجرا بتوانند بعنوان واسطه عمل بکنند و این مرخصی را برای او جور کنند، من اینها را واسطه می کردم. در حالیکه مرخصی چیزی ست که طبق قانون زندان به همه داده می شود. الان افرادی هستند که ماهها در مرخصی اند. اینهایی که اختلاس کرده اند، شما بروید سوال کنید، یکی از این اشخاص که نمی خواهم اسم ببرم، ایشان ۲۳ ماه در مرخصی بود، یک اختلاس کلانی کرده بود. بعدا که من به آقای مرتضوی اعتراض کردم به من گفت که ایشان سکته کرده بود و توی بیمارستان بود. آخر کدام آدم عاقلی می پذیرد یکنفر ۲۳ ماه در بیمارستان باشد. بعد که من برای او دلیل آوردم که این حرف شما معقول نیست به من گفت، خوب ایشان می خواست به حساب و کتابش برسد. ۳ـ۲ روز او را آوردند داخل زندان که بعد دوباره به او مرخصی دادند. من می خواهم بگویم، وقتی آقای گنجی این تبعیض ها را می بیند، وقتی می بیند که مثل دیگر زندانی های عادی هم با او رفتار نمی شود مسلم که به ایشان خیلی فشار می آید و در نهایت همه ی راهها به اینجا ختم می شد که ایشان فکر کند تنها راهش برای اینکه احقاق حقش صورت بگیرد، اعتصاب غذاست. قبل از اینکه ایشان اعتصاب غذا بکنند من با آقای ایزدپناه، معاون آقای شاهرودی، تلفنی صحبت کردم. دو هفته قبل از اینکه اعتصاب غذایشان شروع بشود. به آقای ایزدپناه گفتم که ببینید، ایشان مریض اند، ایشان بشدت احتیاج به مرخصی استعلاجی دارند، اگر به ایشان مرخصی ندهند کار بجاهای باریک می کشد. آقای مرتضوی در مقابل مرخصی ایشان مقاومت می کند، شما چی می فرمایید. ایشان فقط می گفتند: «عجب، عجب، اینجوری رفتار می شود». می گفتم بله. گفتند که یک نامه ای به آقای شاهرودی بنویسید و همه ی این موارد را شرح بدهید. من به ایشان گفتم آقای شاهرودی برای یکماه محرم گفته بودند که به همه ی زندانی ها تا آنجایی که می توانند مرخصی بدهند. این مرخصی شامل آقای گنجی هم می شد. وقتی من به آقای مرتضوی زنگ زدم، آقای مرتضوی گفتند که چون خانم شیرین عبادی صحبت کرده و گفته که آقای گنجی بیمار است پس بروید مرخصی او را هم از خانم شیرین عبادی بگیرید. ببینید، وقتی یک چنین برخوردهایی با من می شود،‌ وقتی که حتا وکیل ما را هم تحمل نمی کنند، وقتی یک چنین تبعیضاتی صورت می گیرد، طبیعتا شخص، ناخودآگاه از خود واکنش نشان می دهد. الان هم آقای گنجی می بینند که این مصیبت را کشیده اند تا حالا، امروز بیست و چهارمین روز اعتصاب غذا که يازده روز هم از پیش در اعتصاب غذا بود که می شود ۳۵ روز. فقط دلم می خواهد یک عکاس برود داخل زندان و از وضعیت ایشان عکسی بگیرد تا ببینید ایشان در چه حالی ست.

دویچه وله: خانم شفیعی، همسرتان آقای گنجی چندی پیش نامه ای را نوشته اند با عنوان «نامه ای به آزادگان جهان» و امروز ایشان خواست خودشان را تغییر داده اند و خواست خودشان را تبدیل کرده اند به «آزادی بی قید و شرط». آیا در این ارتباط نامه ی سرگشاده ای و یا بیانیه ای منتشر می کنند؟

معصومه شفیعی: من اطلاعی ندارم. چیزی به من نگفتند امروز. تمام اینها بخاطر برخوردهای ناعادلانه ای ست که صورت گرفته. اگر آقای مرتضوی با ایشان کمی مدارا می کرد و چندروز مرخصی به ایشان می داد، مثل دیگران، اصلا مسئله به اینجاها نمی رسید و آقای گنجی الان داشت زندانی اش را بطور عادی طی می کرد و ما هم زندگی مان را می کردیم و چندماه دیگر ایشان آزاد می شد. درواقع انگولک کردن و تحریک کردن از آنطرف کار را به جایی رسانده که شخص واکنش نشان می دهد. آنهم شخصی مثل گنجی که اصلا زیربار این حرفها نمی رود.

دویچه وله: خانم شفیعی، خودتان آیا امیدی دارید که مسئولان پاسخی بدهند به خواست جدید همسرتان؟

معصومه شفیعی: من از داخل کاملا قطع امید کرده ام. از داخل کاملا مایوسم. من ۵ سال و نيم است که دارم پیگیری می کنم و هیچ جوابی نشنیده ام. در حال حاضر فقط و فقط امیدم به فشارهای خارجی ست و این آقایان هم بارها و بارها نشان داده اند که فقط فشار خارجی سرشان می شود.

دویچه وله: خانم شفیعی حتما مطلع هستید که اخیرا پس از اقدامات بسیاری از نهادها و شخصیت های مستقل و حقوق بشری وزارت خارجه ی امریکا هم خواستار آزادی بی قید و شرط همسر شما آقای اکبر گنجی شده است. آیا فکر می کنید این امر در وضع آقای گنجی تاثیری داشته یا می تواند داشته باشد؟

معصومه شفیعی: از نظر من، خارج از موضعگیری های سیاسی و غیره، بهرحال من دوست دارم که همسرم صحیح و سالم باشد و به خانه برگردد و زندگی عادی مان ادامه پیدا کند. بخاطر همین، چون یک مسئله ی انسانی در میان است، من از هر تلاشی، از سوی هرکسی و از هر نهاد و دولتی، داخل یا خارج، که باشد من از این تلاش استفاده می کنم و این اطلاعیه ی دولت آمریکا هم مورد استقبال من است. اما یک بخش منفی یی هم هست و آن اینکه دولت ما متاسفانه در یک مسئله ای مثل معالجه ی بیماری یک زندانی آنقدر مقاومت کرده و آنقدر سرسختی نشان داده که چیزی که خیلی راحت و حتا گره هم نیست، این یک مسئله ای پیش پاافتاده است. نگاه کنید، در زندانهای کشور چندین فرد زندانی کارشان به بیمارستان می کشد و مسئولان اینکار را انجام می دهند و هیچ مشکلی هم پیش نمی آید. آقای گنجی هم می توانست یکی از اینها باشد. منتها حکومت ایران آنچنان سرسختی نشان داد و آنچنان راهها را بست که یک دولت خارجی مجبور می شود در اینمورد یک واکنش نشان بدهد، واین باعث تاسف است که در قرن بیست و یکم ما فقط مشکل مان این است که چه جوری به یک زندانی مرخصی بدهیم یا ندهیم، بیماریش معالجه بشود یا نه. این است که از این جهت باعث تاسف است. حالا، اینکه این مسئله تغييری در وضعیت آقای گنجی حاصل می کند یا نه، فکر می کنم در کوتاه مدت تغییری حاصل نکند. بهرحال آقایان خیلی سفت و سخت با دولت آمریکا هم سر جنگ دارند و در کوتاه مدت فکر می کنم این مسئله پاسخ ندهد، ولی در بلند مدت خیلی می تواند اثر داشته باشد.

دویچه وله: کلا واکنشهای، تلاشهایی که نهادها و شخصیت های مستقل و حقوق بشری در سطح جهان کرده اند چگونه بوده در ایران؟

معصومه شفیعی: اینها همه فشار ایجاد کرده، تمام این نهادهای حقوق بشری و بین المللی و حقوق بشری. چون به هیچ جایی و به هیچ دولتی وابسته نیستند این موجب فشاری شده که بهرحال ما آثارش را می بینیم درداخل.

دویچه وله: آقای گنجی اشاره کرده بودند به اینکه سوء قصدی به جان ایشان می خواسته در زندان انجام بگیرد. آیا مشکلاتی از ایندست برای ایشان در این مدت دیگر بوجود نیامده است؟

معصومه شفیعی: بعد از آنكه آقای گنجی در مقابل این مسئله ایستادند و نگهبانان بند هم خیلی هوشیارانه عمل کردند، بعد از ۴ روز این زندانی را از انفرادی منتقل کردند به جای دیگر، ولی الان آقای گنجی فعلا به بند عمومی منتقل شده اند، یعنی همانجای سابق خودشان و در اینجا، از این جهت که یک بند عمومی ست و دیگرانی هم هستند که با آقای گنجی مراوده داشته باشند، لذا فکر می کنم که امکان این مسئله دیگر کم باشد. اما از آن به بعد دیگر چیزی پیش نیامد.

دویچه وله: خانم شفیعی، گام بعدی شما و یا وکلای مدافع آقای گنجی چه خواهد بود؟

معصومه شفیعی: تمام تمرکز ما در خارج از مرزها و نامه نگاری هایی ست که فکر می کنیم که این نامه نگاری ها می تواند توجهی را حاصل بکند.

  • تاریخ 04.07.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A60t

مطالب مرتبط

  • تاریخ 04.07.2005
  • چاپ چاپ مطلب
  • لینک کوتاه شده http://p.dw.com/p/A60t