1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

فرهنگ و هنر

«آرزوی تو» و تجربه پیوند شعر معاصر فارسی با موسیقی جاز
گپی با رعنا فرحان

پیوند اشعار مولانا و خیام و نیز اشعار معاصر فارسی از جمله نیما و فروغ با موسیقی جاز و بلوز، سومین کار رعنا فرحان، خواننده‌ی ایرانی مقیم نیویورک است که در قالب آلبومی به نام «آرزوی تو» منتشر شده و ۹ قطعه را در بر می‌گیرد.

default

برای شنیدن فایل صوتی گفت‌وگو با رعنا فرحان و گوشه‌هایی از آلبوم جدید او، فایل صوتی پایان صفحه را کلیک کنید!

***********

دویچه‌وله: آلبوم «آرزوی تو»، سومین کار شما که به تازگی منتشر شده، به نوعی ادامه‌ی دومین آلبوم‌تان است که دو سال پیش منتشر شده و مشخصه‌ی بارز آن هم پیوند موسیقی بلوز و جاز با کلام فارسی است. در آلبوم قبلی، شعر یک قطعه از حافظ بود و شعر باقی قطعات از مولانا. در آلبوم جدید اما در کنار اشعار مولانا و خیام، شعر معاصر فارسی از فروغ فرخزاد، نیما یوشیج و فریدون مشیری را هم وارد کارهایتان کرده‌اید؛ چطور شد که این بار سراغ اشعار معاصر رفتید؟

رعنا فرحان

رعنا فرحان

رعنا فرحان : دلایل مختلفی داشت. یکی این که من از نوجوانی به فروغ خیلی علاقه‌ی شخصی داشتم. یادم هست که در دبیرستان یکی از دوستانم کتاب‌های فروغ را به مدرسه می‌آورد و با هم می‌خواندیم. مخصوصا برای ما به خاطر این که زن بود و حالت آزادی و خیلی پیشرو بودن را در ذهنمان زنده می‌کرد، جذاب بود. همین طور نیما و فریدون مشیری که من خیلی شعرهایش را دوست دارم. انتخاب این شعرها بیشتر از روی علاقه‌های شخصی بوده است.

دویچه‌وله: حس می‌کنید که پیوند اشعار کلاسیک فارسی با موسیقی جاز کم دردسرتر است یا اشعار معاصر و مدرن؟

رعنا فرحان : خب اشعار کلاسیک یک ذره کم دردسرتر است. به خاطر این که بیشتر برای موسیقی نوشته شده و قافیه دارد. شعرهای معاصر مدرن، شعر نو، یک مقدار مشکل بیشتری دارد، چون به صورت اشعار کلاسیک، سیستم خاصی را دنبال نمی‌کند. ولی ما از شعر معاصر یک به یک استفاده نمی‌کنیم، یعنی مثلا وقتی من از شعر مولانا استفاده می‌کنم، بیشتر موقع‌ها، تمام شعر را برمی‌دارم. ولی در ارتباط با اشعار مدرن بیشتر تأثیر و الهام گرفته‌ایم تا این که دقیقا آن شعر را دنبال کنیم.

دویچه‌وله: اولین آلبوم شما اجرای کارهای استاندارد جاز بود به زبان انگلیسی . بعد از آن بود که سراغ کلام فارسی رفتید . در فکر این نبودید که در آلبوم جدید، هم از کلام فارسی استفاده کنید و هم از کلام انگلیسی؟

رعنا فرحان : شاید در آلبوم بعدی‌مان این کار را بکنیم. البته این کار را بیشتر این روزها و این سال در کنسرت‌های اخیرمان انجام دادیم که با استقبال روبه‌رو شد. مردم خیلی تعجب می‌کنند و برایشان خیلی جالب است که ما چه جوری مثلا یک قسمت انگلیسی استفاده می‌کنیم و از یک استاندارد یکباره می‌رویم مثلا به تکه‌ای از شعر مولانا. داریم روی آن کار می‌کنیم و اگر واقعا موفق باشد، ممکن است در آلبوم بعدی این راه را پیش بگیریم.

دویچه‌وله: مخاطب غیرفارسی‌زبان با توجه به آشنایی‌ای که معمولا به موسیقی جاز یا بلوز دارد، خیلی راحت می‌تواند علی‌رغم این که شاید مضمون شعرها را نشناسد یا نفهمد، با این قطعات و با این موسیقی ارتباط برقرار کند. خیلی از شعرهای مولانا، خیام یا حتا بعضی از کارهای شاعران معروف معاصر مثل فروغ یا نیما یوشیج به انگلیسی هم ترجمه شده‌اند و در دسترس هستند. فکر می‌کنید بشود این ترجمه‌ها را با موسیقی جاز پیوند داد؟ اصلا چنین چیزی ذهنتان را به خود مشغول کرده است؟

رعنا فرحان : بله، مثلا ترجمه‌ها را خوانده‌ام. منتها وقتی خود شعرها را به فارسی می‌خوانم، یک حالت خیلی نزدیکتری به روح آدم دارد. یعنی شعرها را بیشتر و نزدیکتر احساس می‌کنم. این احساس در ترجمه یک مقدار دورتر می‌شود و آن حالت اصلی را از بین می‌برد. حتا در شعرهای مولانا وقتی خود شعر را می‌خوانید، یک قسمت از شعر می‌تواند خیلی ساده باشد و قابل فهم و بر دل تأثیر بگذارد، ولی وقتی ترجمه می‌شود، یک حالت ثقیل‌تری پیدا می‌کند. این است که اگر هم بخواهم مثلا تکه‌ای را ترجمه و با یک قسمت انگلیسی ترکیب کنم، سعی می‌کنم که بیشتر از کلام امروزی‌تر استفاده کنم.

رعنا فرحان به همراه استیون توب

رعنا فرحان به همراه استیون توب

دویچه‌وله: شما از علاقه‌تان به اشعار فروغ، نیمایوشیج و مشیری گفتید . شعرهای معاصری که مشخصا برای آلبوم «آرزوی تو» انتخاب کردید، به خاطر علاقه‌ای بود که به آنها دارید، یا بیشتر به خاطر این بوده که از لحاظ ریتم و آهنگ راحت‌تر می‌شد روی آنها کار کرد؟

رعنا فرحان : بیشتر از روی علاقه بود. بالاخره روی همه‌شان باید کار کنیم، ولی بودند شعرهایی که مثلا من دوست داشتم و وقتی روی‌شان کار می‌کردیم، زیاد به نظر جالب نمی‌آمد و آنها را کنار می‌گذاشتیم.

دویچه‌وله: در آلبوم قبلی همه‌ی کارها برعهده‌ی شما و استیون توب بود، در آلبوم جدید اما جمع شما گسترش پیدا کرده و تراویس سالیوان نوازندگی ساکسیفون را عهده‌دار است.

رعنا فرحان : سالیوان ساکسیفونیست خیلی خیلی عالی‌ای است، از بچه‌هایی است که توی نیویورک زیاد کار می‌کند. او با ما در این آلبوم همکاری کرده و در کنسرت‌هایمان هم حضور دارد.

دویچه‌وله: از همان اول هم می‌خواستید که این عناصر را وارد کنید؟ یعنی از پیش خلایی را حس می‌کردید، یا اینکه یکباره تصمیم گرفتید و گفتید، خب مثلا در این قطعه از ساز بادی ساکسیفون استفاده کنیم؟

رعنا فرحان : این آلبوم به‌قول معروف یک ذره "جازی‌تر" از آلبوم قبلی است و بیشتر از موسیقی سوینگ و موسیقی آمریکای لاتین تاثیر قرار گرفته‌ایم و این خودش باعث می‌شود که آدم بیشتر به سازی بادی مثل ساکسیفون فکر کند، چون در چنین طرح و پروژه‌ای بهتر جا می‌گیرد.

دویچه‌وله: مثلا در قطعه‌ی شماره‌ی ۴ آلبوم، «سرود زندگانی»، یک قسمت‌هایی سوال و جواب بین آواز و ساکسیفون است . این کارها به طور اتفاقی در حین تمرین شکل گرفت، یا اینکه از پیش قصد داشتید چنین عناصری را وارد کنید؟

رعنا فرحان

رعنا فرحان

رعنا فرحان: ما در ضبط‌هایمان آن حالت سوال و جواب آزاد موسیقی جاز را باز گذاشتیم، به این صورت که فرض کنید ما آواز را ضبط می‌کنیم و وقتی ساکسیفون را ضبط می‌کنیم، نوازنده با آزادی کامل و هر چه به ذهنش می‌رسد می‌زند، در واقع چیزی نیست که نوشته شده باشد یا مثلا قرار گذاشته باشیم.

دویچه‌وله: قطعه‌ی پنجم که اگر اشتباه نکنم شعرش از فریدون مشیری‌است. حداقل آن چیزی که در ذهن ما تداعی می‌شود با سروصدای خفیف ماشین شروع و با همین صدای خفیف هم تمام می‌شود. علت خاصی داشت که از این افکت و فضا استفاده کردید؟

رعنا فرحان : ما داشتیم تجسم می‌کردیم که این محتوای شعر فارسی قدیم و یا معاصر ایرانی را امروز آن طوری که ما الان در نیویورک داریم زندگی می‌کنیم، بشنویم؛ همان طوری که صدای خیابان می‌آید، همان طوری که مثلا در صداهای نیویورک همیشه صدای ساکسیفون، صدای موسیقی آمریکای لاتین، اینها همیشه همه‌شان جزو صدای نیویورک است و ما داشتیم به این محتوای شعر فارسی در فضای امروزی نگاه می‌کردیم. مثلا یک طوری مثل این که فرض کنید، بیلی هالیدی و الا فیتزجرالد با مولانا و خیام و فریدن مشیری یک شیشه‌ی شراب باز کرده‌اند و با همدیگر دارند می‌نوشند.

دویچه‌وله: یکی از قطعات دیگر هم که در واقع با خود عنوان آلبوم است، قطعه‌ی هشتم «آرزوی من»، شعری از فروغ فرخزاد است. اما شعر فروغ «بلور رؤیا» نام دارد . چه طور شد که همین اسم را روی قطعه نگذاشتید اسم دیگری انتخاب کردید؟

رعنا فرحان : به خاطر این که این تکه‌ی «عشق بود، آرزوی تو» به عنوان ترجیع‌بند استفاده می‌شود و ما هم چون از تنظیم این قطعه خیلی خوشمان آمده بود، آن را به عنوان آهنگ اصلی آلبوم استفاده کردیم. همانطور که گفتم، ما شعر فروغ را برنداشتیم دقیقا اجرا کنیم. قسمت‌هایی را برداشتیم و از آن بیشتر الهام گرفتیم.

دویچه‌وله: هنوزهم به فکر این نیستید که از سازها و عناصر موسیقی ایرانی در کارها استفاده کنید؟

رعنا فرحان : به فکر این هستیم، به این صورت که از موزیسین‌های ایرانی به عنوان نوازنده‌ی میهمان دعوت کنیم. هر موقع که فرصت مناسبی پیش بیاید که ما بنشینیم با آنها کار کنیم، حتما این کار را انجام خواهیم داد.

دویچه‌وله: شما خودتان تفاوت آلبوم «آرزوی من» با آلبوم قبلی را در چه می‌بینید؟

استیون توب

استیون توب

رعنا فرحان : تفاوتش در این است که یک مقدار بیشتر به طرف موسیقی جاز رفته. چند قطعه هست که حالت «سوینگ» دارد، از موسیقی آمریکای لاتین تأثیر گرفته و از "جیبسی جاز" یا "جاز کولی‌ها".

دویچه‌وله: چند قطعه‌ی اول آلبوم جدید از لحاظ حال و هوا می‌توانست بخشی از آلبوم قبلی باشد. یعنی تفاوت زیادی حس نمی‌شود. آن قطعاتی که روی شعر معاصر کار شده، آنها تازگی دارد و در عین حال، تا اندازه‌ای هم ثقیل است.

رعنا فرحان : من فکر می‌کنم که این به نوعی به کمپوزیسیون آهنگ‌ها ربط دارد. مثلا آخرین آهنگ که شعرش از نیمایوشیج است، ساختار و تنظیمی دارد که خیلی عادی‌تر و روان‌تر است. در قطعه‌ی «آرزوی تو» گوشه‌هایی هست که آدم انتظارش را ندارد. گوشش مثلا عادت ندارد که به آنجا برود. و من فکر می‌کنم بعداز مدتی که آدم گوش می‌دهد، این قضیه فرق می‌کند. دفعه‌های اول ممکن است که مثلا از آهنگ آخری بیشتر خوشت بیاید، ولی مثلا اگر بیشتر گوش بدهی، در طول زمان ممکن است که کم کم خودشان را نشان بدهند.

دویچه‌وله: مسئله‌ی گوش را مطرح کردید . موسیقی جاز در مقایسه با پاپ و راک مخاطبان کمتری دارد. فکر می‌کنید گوش ایرانی تا چه اندازه با کارهای این دو آلبوم مانوس است؟ یا به نظرشما خیلی مانده تا این ذهن به آن آموزش لازم برسد؟

رعنا فرحان : نه، من فکر می‌کنم که مثلا جاهایی که بیشتر حالت موسیقی آمریکای لاتین را دارد، ما خیلی بیشتر عادت داریم و این قبلا خیلی بیشتر در موسیقی ما تأثیر خود را گذاشته است. این است که هضم آنها کمی آسان‌تر است. ولی ممکن است آنهایی که حال و هوای موسیقی سوینگ را دارد، یک ذره عجیب‌تر بیاید. به هر حال ما باید صبر کنیم و ببینیم که واکنش‌ها در طور زمان چطور خواهد بود!

دویچه‌وله: واکنش‌ها تا به حال چه طور بوده‌اند؟

«باز آمدم»، دومین آلبوم رعنا فرحان در سال ۲۰۰۷ منتشر شد

«باز آمدم»، دومین آلبوم رعنا فرحان در سال ۲۰۰۷ منتشر شد

رعنا فرحان : تا حالا خیلی خوب بوده و خیلی‌ها هیجان‌زده‌اند. خب این یک چیز کاملا تازه است و دوست دارند که مثلا بنشینند گوش بدهند و داشته باشند. آهنگ‌های آلبوم چیزی نیست که مثلا توی میهمانی یک لحظه بشنوند و... یعنی کسانی که علاقه‌مند می‌شوند، شدیدا به آن علاقه‌مند می‌شوند.

دویچه‌وله: اگر مخاطب ایرانی و غیرفارسی زبان را کنار هم بگذاریم، وقتی این دو یکی از قطعات آلبوم را گوش می‌کنند، به چه چیزهایی بیشتر توجه می‌کنند؟ چه چیزهایی بیشتر جذبشان می‌کند و چه چیزهایی بیشتر اذیت‌شان می‌کند؟

رعنا فرحان : این بستگی به این دارد که به چه جور موسیقی‌ای علاقه دارند، به چه موسیقی‌ای گوش می‌دهند. برای شنونده‌ی ایرانی فهم شعر چیزهای تازه‌ی بیشتری را باز می‌کند و او بیشتر می‌تواند از این نظر رابطه برقرار کند. این است که یک مقدار شاید بیشتر هم لذت ببرد.

دویچه‌وله: در عوض کسی که غربی است گوشش به موسیقی جاز یا بلوز خیلی خوب آشناست، یعنی ذهنش موسیقی را دائم تجزیه و تحلیل نمی‌کند و مطلب را در همان لحظه می‌گیرد.

رعنا فرحان : یا کمتر تجزیه و تحلیل می‌کند. بالاخره شنیدن زبانی که تمام حالت‌هایش متفاوت است و گوش به آن عادت ندارد، ... خب اینها همه کاملا فرق می‌کند. همان‌طور که مثلا من اگر به انگلیسی می‌خواستم همین آهنگ را بسازم، لابد یک ملودی دیگر انتخاب می‌کردم. یعنی آدم باید بسته به زبان آهنگ را بسازد و این خودش باعث می‌شود که قطعه بیشتر حال و هوای بلوز و جاز را داشته باشد که شنونده‌ی غیرفارسی‌زبان نشنیده یا کمتر شنیده است.

دویچه‌وله: اگر می‌شود یک قدم جلوتر برویم. پیوند موسیقی جاز و بلوز با شعر معاصر در آلبوم جدید یک قدم جدید بود. دوست دارید در آینده چه تجربه‌هایی را کسب کنید و چه چیز‌هایی را آزمایش کنید؟

رعنا فرحان : من دارم سعی می‌کنم که شعرهای جدید و خیلی امروزی‌تر را به کار ببرم یا خودم هم کارهایی بنویسم و از آنها استفاده کنم. به هر حال باید این‌ها را تجربه کرد، ولی چیزی که مطمئنا انجام خواهیم داد، اجرای یک‌سری از استاندارهای جاز و بلوز آمریکایی است که می‌خواهیم در خود همان قطعه، شعر فارسی را اضافه کنیم. یعنی فرض کنید مثلا قطعه با همان شعرهای انگلیسی شروع می‌شود و ممکن است یک قسمت‌اش فارسی باشد.

مصاحبه‌گر: شهرام احدی

تحریریه: بهنام باوندپور

در همین زمینه:

مطالب صوتی و تصویری مرتبط