1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مهاجرت به اروپا

کابوس و اخراج؛ یک سال با "بسته دوم پناهندگی"

حکومت آلمان درست یک سال پیش به هدف تسریع رسیدگی به تقاضاهای پناهندگی و افزایش اخراج پناهجویان ردشده قانون موسوم به «بسته دوم پناهندگی» را تصویب کرد.این قانون چه کارکردی برای آلمان و چه تاثیراتی بر پناهجویان گذاشته است؟ 

خالد یک پناهجوی سوریایی می گوید که آرزو دارد بتواند چهار ماه از زندگی اش را کاملا از خاطرش پاک کند که پر از کابوس و ترس از اخراج بود. در این دوره، اواخر سال ۲۰۱۶، به آخر رمق و توان خود رسیده بود و نمی توانست بر کارش به عنوان یک انجنیر تمرکز نماید. این پناهجوی ۲۷ ساله سوریایی می گوید: «من تقریبا دیوانه شده بودم».

خالد وقتی ماجرایش را قصه می کند، شدیدا متاثر می شود و حتا نفسش می گیرد. او قصه می کند که چطور همسرش از سوریه به طور غیرقانونی راه اروپا را در پیش گرفت، مانند بسیاری از انسان های دیگر؛ راه دشواری که در آن پناهجویان با قایق های کوچک از دریا می گذرند، کوه ها و دشت ها را طی می کنند و مدام با مرزهای بسته بر می خورند. برخی ها نمی توانند از این راه جان به سلامت ببرند.

خالد و همسرش خطر را به جان خریدند چون چاره دیگری نداشتند. او می گوید: «هیچ راه حل دیگری نبود». او به سرعت از تصمیم مقامات مطلع شد که به او "حق حمایت جانبی" داده بودند. خالد می گوید که او پس از آن که در تظاهرات ضد رژیم سوریه شرکت کرده بود و بارها زندانی شده بود، مجبور به فرار از کشورش شد.

پروازول "بسته دوم پناهندگی" را "مشکل ساز" می داند

طبق "بسته دوم پناهندگی" که یک سال پیش تصویب شد، پناهجویانی که به باور مقامات به صورت فردی در کشور شان تحت پیگرد قرار ندارند اما به دلایل وضعیت کنونی کشور شان پس فرستاده نمی شوند، «حفاظت فرعی» دریافت می کنند.  

کسانی که این نوع اقامت پناهجویی را دریافت می کنند، حق ندارند تا دو سال خانواده خود را به آلمان دعوت کنند. غالبا ادغام اعضای فامیل برای این افراد حتا بیش از دو سال طول می کشد.

"قانون تسریع روند پناهندگی" که نام مختصر آن "بسته دوم پناهندگی" است، روز ۱۷ مارچ سال گذشته به اجرا درآمد. حکومت آلمان در واقع می خواست تا با این قانون روند پناهندگی صدها هزار پناهجو را تسریع کند اما برند میسوویچ، مسئول حقوقی سازمان مدافع پناهجویان "پرو ازول" آن را "مشکل ساز" می خواند. او انتقاد می کند که با این قانون سعی می شود تا با "هر ابزاری" وضعیت دوسیه ها روشن شود.

حکومت آلمان با یک رویکرد جمعی در واقع با یک وضعیت استثنایی مقابله کرده است. در سال ۲۰۱۵، حدود ۸۹۰ هزار نفر به عنوان پناهجو وارد آلمان شدند. در ماه سپتمبر آن سال، انگلا مرکل صدراعظم آلمان اجازه داد تا هزاران تن که در مسیر بالقان گیر مانده بودند، به سوی آلمان حرکت کنند.

از تابستان و خزان همان سال، روزانه صدها نفر با قطارهای مملو از پناهجویان به جنوب آلمان رسیدند، برخی از آلمانی ها از جمله هواداران حزب راستگرای "بدیل برای آلمان" احساس ناخوشی کردند. در پی آن، حکومت در اوایل سال ۲۰۱۶ "بسته دوم پناهندگی" را تصویب کرد؛ اندکی پس از توافق جنجالی اتحادیه اروپا با ترکیه. 

افزایش اخراج و تصمیم گیری سریعتر 

پس از آن مقامات حکومت آلمان به طور قابل توجهی روند بررسی دوسیه ها را کوتاه ساختند تا تصمیمگیری سریع تر انجام شود. تقاضای پناهندگی مهاجران کشورهای «مبدائ امن» به صورت سریع در تاسیسات ویژه مورد رسیدگی قرار گرفتند. کشورهایی «مبداء امن» پنداشته می شوند که مقامات باور دارند در آنها پیگرد سیاسی یا نقش حقوق بشر وجود ندارد. 

این طبقه بندی که در گام اول باعث تسریع روند پناهجویی و در گام بعد اخراج پناهجویان می شود، هنوز هم در آلمان جنجالی است. هفته گذشته پیشنهاد حکومت برای طبقه بندی کشورهای حوزه مغرب، یعنی مراکش، الجزایر و تونس به عنوان "کشورهای امن" در شورای فدرال آلمان (بوندسرات) رد شد.

با این حال، پیش از این شماری از افغان ها به کشورشان بازگردانده شدند؛ اقدامی که مورد انتقاد سازمان "پرو ازول" و دیگر نهادهای مدافع حقوق پناهجویان قرار گرفت.

"فقط امید که حالشان خوب باشد"

منتقدان می گویند که با "بسته دوم پناهندگی" روند اخراج افراد مریض نیز آسان شده است. برند میسوویچ از سازمان "پرو ازول" می گوید که "اوضاع همچنان بدتر می شود". به عنوان مثال، در نسخه داکتران ذکر شده است که افراد بیمار می توانند ادامه تداوی را در کشور خود داشته باشند. میسوویچ انتقاد می کند و می گوید: «این از واقعیت دور است». اختلال روانی و استرس نیز دیگر به عنوان بیماری جدی در نظر گرفته نمی شوند.

آقای میسوویچ حتا وضعیت افراد معلول را در بسیاری از خانواده های پناهجویان "تلخ" می داند و می گوید: «این وضعیت بسیار بد و دشوار برای ما است». 

نهایتا این که خالد و پناهجویانی مثل او امیدوارند که وضعیت بهتر شود. پدر و مادر خالد هنوز در سوریه هستند و او می گوید که فقط امید دارد "حالشان خوب باشد"؛ کار دیگری از دستش نمی آید. بسیاری اوقات او کوشش می کند تا به خودش فکر کند، نه به سوریه؛ او می گوید که "در غیر آن دیوانه می شوم".
ناومی کونراد / ع. ح.

DW.COM