1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مهاجرت به اروپا

چگونه می توان آوارگان را به بازار کار جذب کرد؟

اگر آلمان قصد دارد تا شمار بزرگی از پناهجویان کم مهارت از خاورمیانه، افریقا و آسیا را جذب بازار کار خود کند، نیاز دارد تا طرح جدیدی را پیاده کرده و تغییرات بنیادینی را پیش رو بگیرد.

مارکوس شتیب، نانوا و شیرینی پز، یکی از کسانی است که قصد دارد تا کارش را با موج بزرگی از آوارگان که به آلمان سرازیر می شود، هماهنگ کند. از آغاز ماه سپتمبر، او سه پناهجو را از کشورهای سومالیا، ارتیریا و پاکستان به کار گرفته است. او از این اقدامش بسیار خوش است و می گوید: «خوب کار کرده ایم؛ چرا که خردترین اینها 25 ساله و کمی بزرگتر از دیگر شاگردان است. دیگر شاگردان غالبا بین 16 تا 18 هستند، اما این سه پخته سن هستند».

در چند سال اخیر، شتیب که نانوایی و شیرینی پزی بزرگ او 400 کارگر دارد، مشکلاتی در پر کردن جاهای کارآموزی در شرکت خود داشته است. طرح او برای آوردن کارگر از کشورهای حاشیه مدیترانه اتحادیه اروپا مانند یونان و ایتالیا به شهر "سوابیا"، علیرغم همکای نزدیک اتاق تجارت شهر "اولم"، هیچ وقت عملی نشد. پس از آن، آنها به این فکر افتادند که فرصت های کارآموزی را با پناهجویان پر کنند. پنج هفته پس از آغاز تجربه کاری، آقای شتیب فکر می کند که این طرح خوب بوده است. او می گوید: «واقعیت این است که تا حالا خوب بوده است و کار کردن با آنها جالب است».

با این همه، وقتی یکی می خواهد در این شرکت نان و شیرینی پزی ارتباط برقرار کند، با اشاره و یا انگلیسی دست و پا شکسته انجام می دهد؛ چالشی که در مکاتب فنی و حرفه ای وجود دارد، به پیمانه دیگری است. شتیب این را می داند. او می گوید: «ما این مشکل را می بینیم. مکتب جای دانش تئوری، توجه و گوش کردن، و از همه بیشتر، فهم مطلب است. من فکر می کنم که مکتب رفتن بسیار مشکل تر از کار کردن در نانوایی باشد». شاید به همین دلیل باشد که جای این سه آواره سومالیایی، اریتریای و پاکستانی در مکتب فنی کنار شاگردان آلمانی است تا از آنها کمک بگیرند.

مارکوس شتیب، صاحب کارخانه نان و شیرینی پزی در آلمان

مارکوس شتیب، صاحب کارخانه نان و شیرینی پزی در آلمان

راه حل "3+2" برای کارآموزان پناهجو

چیزی که بیش از همه صاحب نان و شیرینی پزی از آن خوشش آمده، انگیزه پناهجویان است؛ تمام کسانی که حدود یک سال می شود در آلمان هستند، اجازه کار نداشته اند. آقای شتیب می گوید: «جوانان آلمانی غالبا از چیزی که تو برایشان یاد می دهی، سپاسگزاری نمی کنند؛ اما از آنجایی که آوارگان از کشورهایی می آیند که در آنجا نتوانسته اند آموزش ببینند، آنها علاقمند هستند تا بیشتر یاد بگیرند. به همین خاطر ما هر دو طرف به یکدیگر به نوعی لطف می کنیم».

آقای شتیب می گوید تمام آوارگانی که در شرکت او آموزش می بینند، اسنادی را در پاسپورت خود دارند که نشان می دهند این افراد در یک دوره سه ساله کارآموزی می باشند. آنها همچنان موظف هستند تا هر شش ماه به اداره اتباع خارجی گزارش بدهند که هنوز مشغول دوره کارآموزی هستند.

در همین حال، سیاستمداران نیز به این نتیجه رسیده اند که امنیت قانونی را هم برای مربیان و هم شاگردان کارآموزی مهیا کنند. طرح "3+2" در واقع تضمین می کند که کارآموز حداقل دو سال پس از دریافت تصدیق و یا سپری کردن امتحان مهارت، از آلمان اخراج نشود.

آقای شتیب تاکید می کند: «به دید من، درست به نظر می رسد که ما نه تنها این افراد را آموزش دهیم، بلکه از آنها چیزی نیز به دست آوریم. به همین دلیل ما فقط کارآموز نداریم، بلکه بعدا آنها کارگر ماهر خواهند بود».

بسیاری از شرکت های تجاری در منطقه "اولم" جداگانه در جستجوی شاگرد هستند. اتاق تجارت "اولم" که مسئول کار 200 هزار تن در منطقه است، یکی از 54 اتاق تجارت در آلمان می باشد. آقای شتیب می گوید که 1000 فرصت کارآموزی در سال روان در "اولم" خالی ماندند. او می افزاید: «اگر تمام اتاق های تجارت آلمان را یک جا کنیم و حساب کنیم چقدر فرصت خالی می ماند، یقینا 1.5 میلیون نخواهد شد؛ اما از فرصت هایی که وجود دارند، چرا ما استفاده نکنیم».

راه دشوار تبدیل یک پناهنده به کارگر ماهر

دیتریش ترینهارت، دانشمند علوم سیاسی که سال ها مسئله ادغام پناهجویان را بررسی کرده، مانند آقای شتیب یک نگاه عملگرایانه به موضوع دارد و می گوید: «تمام کسانی که اینجا می آیند، علاقه زیادی به کار دارند. آنها می خواهند کمک شوند اما زمان کار دارد تا واقعا بتوانند این کار کنند. یکی از دلایل، یاد نداشتن زبان آلمانی است. دلیل دیگر بروکراسی و مسائل اداری آلمان است».

برای ترینهارت، مهمترین مسئله این است که مردم بتوانند به زودترین فرصت کار بیابند. او می گوید: «کار به آدم عزت نفس و جایگاهی در جامعه می دهد، و به ادغام اجتماعی کمک می کند. به خاطر این دلایل، ممنوعیت کار باید برداشته شود، چرا که به شدت می تواند غیر سازنده باشد».

قابل یادآوری است که پناهجویان تا مشخص نشدن سرنوشت شان و اقامت در کمپ آوارگان اجازه کار ندارند. "اداره فدرال مهاجرت و آوارگان" که ترینهارت فکر می کند "کاملا ناکارامد" است، باید به ادغام در بازار کار توجه نماید. ترینهارت می گوید که طرح رئیس جدید، فرانک یونگر وایز که بر اساس آن قرار است، هزاران کاگر از "آژانس کار فدرال" به "اداره مهاجرت و آوارگان" انتقال یابند، گامی بزرگ در مسیر درست می باشد.

با این همه، کارشناسان مهاجرت می دانند که شمار اندکی کاگر ماهر و متخصص بین صدها هزار آواره وجود دارند. در گزارش اخیر "انستیتوت مطالعه کار" آمده است که "به طور عموم، آن مهاجرانی که در آلمان پناه می گیرند، از میان کم درآمدترین افراد در بازار کار آلمان هستند". ترینهارت تاکید می کند که برای تغییر دراز مدت در این زمینه باید سرمایه گذاری وسیع در بخش تحصیل و ادغام بازار کار انجام شود. او می گوید: «ما به معلمان بیشتر نیاز داریم. ما به مراقبان کودکان در کودکستان ها نیاز داریم؛ این چیزهایی هستند که به لحاظ کمی می توان ذکر کرد. ما نیاز به کار شدید در مورد کورس های زبان آلمانی داریم؛ همه چیز باید در این بخش متمرکز شود. و مقامات فدرال باید به وظایف خود عمل کنند».

DW.COM