1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

چرا بهار عربی به زمستان عربی تبدیل شد؟

پنج سال پیش زین العابدین بن علی رئیس جمهور تونس از ترس مردمش به خارج فرار کرد. این نخستین پیروزی انقلاب های موسوم به "بهار عربی" بود که تبدیل به "زمستان عربی" گردیده است.

انقلاب ها در کشورهای عربی به خواست هایی که در ابتدا مطرح بود دست نیافتند. در بسیاری کشورها وضعیت بدتر از پیش از بروز اعتراض ها است. دلایل آن چیست؟ داکتر موریل اسیبورگ، کارشناس خاور نزدیک و خاور میانه در بنیاد علم و سیاست در برلین است در مصاحبه ای با دویچه وله دلایل آن را شرح می دهد. او در ماه دسمبر کار تحقیقی مشترکش را با عنوان "میوه تلخ بهار عربی" انتشار داده است.

دویچه وله: در آغاز 2011 یک سلسله امواج اعتراضی بخش گسترده جهان عرب را در هم نوردید. نیروهای انقلابی اعتراضاتی را در تونس، مصر، بحرین، لیبیا، یمن و سوریه برپا کردند. در عین زمان خوش بینی و نشاط مفرط در جاده ها و میدان ها موجب توهم زدایی، همچنان در قضاوت بسیاری ناظران شد. آیا کشوری هست که در آنجا انقلاب پیروز شده باشد و اوضاع در آنجا امروز بهتر از پنج سال پیش باشد؟

موریل اسیبورگ: تونس کشوری است که در آنجا پیشرفت های زیادی به وجود آمده است. اما من فکر نمی کنم بتوان گفت که انقلاب در آن جا پیروز شده است. خواست های انقلابیون در تونس به هیچ صورت برآورده نشده اند. درست آنچه مربوط به مسائل اقتصادی- اجتماعی می شوند، تا کنون اصلاً برآورده نشده اند. مثلاً در ساحات عدالت توزیعی، رابطه مرکز و حاشیه، فساد و اقتصاد مبتنی بر خویشخواری هیچ پیشرفت اساسی ای به وجود نیامده است.

با این هم تونس کشوری است که در نتیجه انقلاب پروسه تحول دست کم روی کاغذ آغاز گردیده است و ما یک نظم سیاسی داریم که نسبت به گذشته بسیار مشارکتی تر، فراگیرتر و دموکراتیک تر می باشد.

دویچه وله: در سایر کشورها ترازنامه آن مایوس کننده است. چنان که لیبیا از درون انفجار کرد، یمن و سوریه نیز در جنگ فروغلتیدند و مصر یک دیکتاتوری نظامی دارد. آیا غرب ساده اندیشانه از این انقلاب ها حمایت می کرد؟

موریل اسیبورگ: غرب در حمایت از جنبش اعتراضی و پروسه تحولی که شروع شده بود، ساده انگار نبود. این انتظارات از آن جهت ساده انگارانه بود که چنین پروسه ای به زودی می تواند منجر به دموکراسی، دولت قانونمدار و ثبات گردد. این درست بود که از خواست های معترضان علیه قشری بودن، حاکمیت خودکامه و بر ضد تبعیضات قومی و مذهبی حمایت کرد. سوال این است که آیا این حمایت کافی بوده است؟ اگر چنین است، آیا غرب به اولویت های بسیار مهمتر دیگر بی اعتنایی نکرده است و می بایست با تمام قوا از این جنبش به ویژه پروسه ناشی از آن حمایت می کرد؟

Dr. Muriel Asseburg

داکتر موریل اسیبورگ، کارشناس خاور نزدیک و خاور میانه در بنیاد علم و سیاست در برلین

دویچه وله: به ویژه در کدام بخش ها؟

موریل اسیبورگ :علامتی که به طور مثال اروپایی ها به منطقه فرستاده بودند به قدر لازم کافی نبود. اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن قبلاً گفته بودند که ما از دموکراتیک سازی، دولت قانونمدار و ... دفاع می کنیم. اما در عین زمان آن ها آماده بودند با نیروهای کهن و یا دستگاه های امنیتی که در آن ها اصلاحات به جود نیامد بود همکاری کنند تا جلو مهاجرت غیر منظم را بگیرند و بتوانند علیه تروریسم بجنگند تا موجب تقویت تجارت خارجی شان گردد.

دویچه وله: آیا در کشورهای مختلفی که این بهار عربی صورت گرفته است، می توان نقطه مشترکی را تشخیص کرد که موجب ناکامی این انقلابات گردیده باشد؟

موریل اسیبورگ: با همه اختلافاتی که وجود دارند، مشخصات مشترکی نیز دیده می شوند: به این معنا که در همه آن ها یک جو یا محیط منطقه یی وجود دارد که علاقه مندی به مشارکت سیاسی بیشتر ندارد. این نیروها در کشورهای مربوط شان با نیروهایی متحد شده اند که قدرت صرف می خواهند و یا دو باره به حصول قدرت می پردازند تا اینکه خواهان یک گذار دموکراتیک باشند.

دویچه وله: هرگاه مشخص تر بپرسیم آیا می توان به طور مثال عربستان سعودی را از این نیروها به شمار آورد؟

موریل اسیبورگ: کشورهای محافظه کار خلیج و از همه جلوتر عربستان سعودی جزء کشورهایی می باشند که از آن نیروهایی دفاع کرده اند که مخالف انقلاب بوده و کدام علاقه مندی به گذار دموکراتیک ندارند. با اینهم در کل چنین نیست. در سوریه آن ها از شورشیان در برابر حکومت موجود حمایت کرده اند.

دویچه وله: این مسأله مربوط به جیواستراتژی است. یعنی اسد که به حیث متحد ایران شناخته می شود باید از قدرت دور گردد.

موریل اسیبورگ: این درست است اما تنها این نیست. برای سعودی ها مهار زدن به ایران همان قدر مهم بود که ممانعت از سرنگونی رژیم های دوست به طور مثال در بحرین و یا به طور خاص ممانعت از اصلاحات دموکراتیک در مصر، زیرا در آنجا یک رقیب ایدولوژیک عمده یعنی اخوان المسلمین می خواست سر بلند کند.

دویچه وله: می خواهم این موضوع را دقیقاً در مصر ببینم زیرا پر جمعیت ترین کشور منطقه است و اعتراض در میدان تحریر در غرب با همنوایی خاصی بدرقه می شد. چه خطایی در آن جا اتفاق افتاد؟ کی انقلاب را به گروگان گرفت؟

موریل اسیبورگ: نزد ما برای مدت درازی در رسانه ها و در مباحثات سیاسی این عبارت غالب بود که «اسلامگرایان انقلاب را به گروگان گرفتند». من این را اشتباه می دانم. زیرا در مصر رژیم هیچگاه از هم نپاشید. تنها مبارک رهبر ارشد، حواریون و حزب او سلب قدرت شدند. اما مهم ترین ستون این دولت یعنی نیروهای مسلح دست نخورده باقی ماند. رهبر نظامی خود مبارک را خلع کرد و در آغاز فکر می کرد که می تواند با چهره دیگری یعنی اخوان المسلمین کار کند. وقتی که متوجه شد این به سودش نیست، دوباره آن را نیز از بین برد.

Symbolbild - Riad

عربستان سعودی علیه اعتراض های محلی مبارزه کرد

دویچه وله: آیا می توان با جرأت گفت که «دولت عمیق» جان به در برده است؟

موریل اسیبورگ: دقیقاً. چنین دولتی در مصر قبل از همه نیروهای مسلح است. اما ساختارهای آن در دستگاه اداری، امنیت داخلی و دستگاه قضایی نیز یافت می شوند.

دویچه وله: شرایط برای بسیاری از مردم خراب تر گردیده است. در عین زمان عللی که پنج سال پیش مردم به سرک ها برآمدند هنوز وجود دارد. امروز این نارضایتی ها چه طریقی را می پیماید؟

موریل اسیبورگ: عجالتاً ما شاهد سه پدیده استیم. نخست اینکه اپوزسیون یا نیروهای مخالف سیاسی از صحنه توسط خشونت کنار زده شده است. بخش اعظم کشورهای منطقه به طور نهایت زیادی بی ثبات گردیده اند. این تنها در مورد کشورهایی اعتبار ندارد که در آن ها جنگ داخلی حاکم است. این امر برای مصر نیز صادق است. چنانکه در این کشور خشونت تنها محدود به شبه جزیره سینا نیست، بلکه خود را در پایتخت و قلب کشور نیز نشان می دهد.

ما در کشورهای دیگر با خطر زیاد بی ثباتی و خشونت مواجه استیم. من می توانم از عربستان سعودی نام ببرم. پدیده دومی عبارت است از اینکه پیوسته افراد جوان بیشتری به جهاد گرایی می پیوندند. و سومین پدیده تصمیم بسیاری جوانان منطقه برای ترک کشورشان در جستجوی خوشبختی در اروپا و یا جای دیگری است.

DW.COM