1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

منطقه

پیشینه دوستی و دشمنی ایران و اسراییل

کمتر رابطه ای میان کشورها به اندازه رابطه میان اسراییل و ایران پیچیده است. امروز میان این دو کشور خصومت عمیقی حاکم است؛ اما در پشت پرده، بعد از انقلاب ایران تا پایان دهه 1980 میان ایران و اسراییل همکاری هایی وجود داشت.

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل

آیا می توان به ایران اعتماد کرد؟ اگر این پرسش با شیمون پِیرس رییس جمهور اسراییل مطرح شود، مطمئناً پاسخ او "نه" خواهد بود. پیِرس در ماه جنوری در همایش اقتصادی در داووس هشدار داد: "ایران مرکز ترور در زمان ما است".

رییس جمهور اسراییل به این باور است که ایران باز هم به ملیشه های شیعی حزب الله در لبنان اسلحه ارسال می کند. او بازهم معتقد است که ایران سعی می کند به سلاح های اتومی دست یابد، باوجود آن که حسن روحانی رییس جمهور ایران مکرراً این ادعا را رد کرده است.

به این ترتیب، در اسراییل از سال ها به این سو مکرراً درباره امکان یک حمله پیش گیرانه علیه دستگاه های اتومی ایران گمانه زنی می شود. این گمانه زنی ها به ویژه در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بیشتر شنیده می شد.

اما رییس جمهور کنونی ایران، حسن روحانی با لحن ملایم در مقابل اسراییل سخن می گوید. با آن که روحانی نیز دولت اسراییل را به رسمیت نمی شناسد، اما او در این میان از اظهارات ضد اسراییلی رییس جمهور پیشین کشورش فاصله گرفته است. باوجود آن، سوء اعتماد عمیقی میان دو کشور حاکم است. اما روابط میان این دو کشور همیشه چنین نبوده است.

علاقمندی های مشترک

فقط یک روز بعد از تاسیس دولت اسراییل در 14 می سال 1948، این کشور خود را در جنگ با کشورهای همسایه عربی اش مواجه دید. با وجود آنکه اسراییل موفق شد تا حملات کشورهای عربی را عقب بزند، اما جنگ فلسطین به روشنی به داوید بن گوریون، موسس دولت اسراییل نشان داد که باید وجود خود را در ماحول کشورهای دشمن تثبیت کند. بنابراین او طرح سیاست "نظریه پیرامونی" را ریخت تا بر اساس آن اتحاد با کشورهای غیر عربی منطقه را جستجو کند. ترکیه، مسیحیان لبنان و نیز ایران در این جمله بودند.

سیاست گسترش شهرک سازی اسرائیل مورد انتقاد ایران است.

سیاست گسترش شهرک سازی اسرائیل مورد انتقاد ایران است.

حکومت شاهی ایران نیز در آغاز دهه 1950 رشد رو به افزایش ناسیونالیسم عربی را با بدگمانی می نگریست؛ به خصوص بعد از سال 1953 که دیکتاتور ایران شدیداً تحت تاثیر ایالات متحده امریکا قرار گرفت. برای ایران نیز دولت اسراییل که مورد حمایت امریکا قرار داشت، وزنه مقابل سیاسی را در برابر کشورهای همسایه عربی تشکیل می داد. هِنِر فورتیگ از انستیتوت گیگا در هامبورگ آلمان درباره روابط میان ایران و اسراییل در آن زمان می گوید: "این یک رابطه عالی بود و نیز در چارچوب سیاست به اصطلاح پیرامونی اسراییل؛ یعنی در چارچوب تلاش روابط ویژه خوب با دولت های پیرامونی مانند اتیوپیا، ترکیه و نیز با اهمیت مرکزی ایران. و این رابطه همواره جالب تر می شد، بعد از آنکه ایران ابراز آمادگی کرد که بزرگترین بخش مورد نیاز نفت اسراییل را تامین کند".

اسراییل در عوض کارشناسان امور زراعت ایران را آموزش می داد، فن آوری های نو را به این کشور صادر می کرد و در بازسازی و آموزش نیروی نظامی ایران کمک می کرد. شاه ایران این کمک ها را با ارسال نفت به اسراییل تمویل می کرد. فورتیگ در این باره می گوید: "اندکی پیش از سقوط شاه در پایان دهه 70، ایران 80 درصد نفت مورد نیاز اسراییل را تامین می کرد. این یک رابطه کاملاً مهم بود که میان این دو کشور ایجاد شده بود".

معامله مخفی در دهه 1980

انقلاب اسلامی ایران در آغاز سال 1979 به این همکاری ناگهان پایان داد. آیت الله خمینی رهبر مذهبی وقت ایران مکرراً اسراییل را به خاطر اشغال مناطق فلسطینی مورد انتقاد قرار داد. رهبر انقلاب در همان آغاز همه قراردادها با اسراییل را بی اعتبار اعلام کرد.

تنش در رابطه بین ایران و اسرائیل در دوره هشت ساله ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به اوج رسید.

تنش در رابطه بین ایران و اسرائیل در دوره هشت ساله ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به اوج رسید.

با وجود آن، حینی که روابط میان دو کشور آشکارتر می شد، بار دیگر همکاری مخفی میان دو کشور احیا شد. عامل آن آغاز جنگ میان ایران و عراق در سپتمبر سال 1980 بود. در همین حال تقریباً تمام جهان غرب با تاثیر از انقلاب ایران، به حمایت از عراق دست زدند که از جانب ایالات متحده امریکا شدیداً مسلح می شد.

برعکس، اسراییل در رژیم صدام حسین بزرگترین خطر را می دید و به این دلیل در این جنگ جانب ایران را گرفت. بر اساس یک بررسی انستیتوت برای مطالعات امنیت ملی در تل ابیت، اسراییل تنها در سه سال اول جنگ، به ارزش 500 میلیون دالر اسلحه به ایران صادر کرد.

در آغاز دهه 1980 شایعه ای پخش شد که عراق می خواهد بمب اتومی بسازد. برای ایران و اسراییل این یک تهدید بود. در این هنگام استخبارات ایران اطلاعات مهمی را به نیروی هوایی اسراییل ارایه داد که با کمک آن اسراییل توانست در سال 1981 راکتور اتومی عراق را در شرق این کشور بمباران کرد.

به قول فورتیگ، همکاری مخفی میان دو کشور جنجال برانگیز بود و "همه جوانب تلاش می کردند تا آن را مخفی نگهدارند"؛ اما در نوامبر سال 1986 "ماجرای ایران کنترا" ایالات متحده امریکا را به لرزه در آورد. آشکار شد که واشنگتن سال ها هزاران تانک و راکت های دفاع هوایی را به ایران می فروخته تا به این وسیله ضد شورشیان دست راستی در نیکاراگوا را تمویل کند. معاملات سلاح در مجموع از طریق اسراییل اجرا می شد.

با این افشا شدن ها و با پایان جنگ میان ایران و عراق در 1988، مناسبات میان ایران و اسراییل به صورت نهایی برهم خورد. از دید کاشناسان بعید به نظر می رسد که این مناسبات در زمان مشخصی بار دیگر بهبود یابد.