وحدت:عدالت است که صلح را مي آورد . | مصاحبه ها | DW | 07.11.2006
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

وحدت:عدالت است که صلح را مي آورد .

وحدت : التبه تجربه نشان مي دهد که منظورآقاي حکمتياروخيلي ازهمفکران ديگرش تعبيروتفسيرآنها ازجهاد شايد اين باشد که ، يعني رسيدن به قدرت . هرگاه اين خواسته برآورده شود ضرورت جهاد هم رفع مي شود.

سیدنظام الدین وحدت تحلیگرمسایل سیاسی افغانستان

سیدنظام الدین وحدت تحلیگرمسایل سیاسی افغانستان

دويچه ويله : آقاي وحدت اين روزها درحالي که جنگ وحملات انتحاري درافغانستان ادامه دارد ونيروهاي آقاي حکمتياربا طالبان يکجادربرابردولت افغانستان مي جنگند ؛ سخن ازعفوآقاي حکمتيارگفته مي شود. آنچه ازقرينه پيداست احتمال مذاکرات پشت پرده است. درابتدامي خواستم بپرسم که با توجه به حملات که خود آقاي حکمتيارهم آن را تاييد مي کند ؛ جايگاه آقاي حکمتيار را دربين مردم چگونه ارزيابي مي کنيد؟

وحدت : عرض کنم که آقاي حکمتياريک شخصيت کاملاً چند بعدي هست . ازسي سال به اين طرف به عنوان يکي ازچهره هاي بسيارپروسروصدا درجريان جهاد افغانستان وبعدازآن درسالهاي بعداز1371 هميشه به عنوان يک شخصيت که معمولاً حرکت هاي شگفتي ازخود تبارزونشان داده است، درذهن مردم افغانستان تداعي شده است که گويا اين شخصيت داري يک نوع خلاقيت ؛ به معناي منفي کلمه – خلاقيت سياسي – که مي تواند درهرنوع شرايط با عوض کردن شگردهايش بالاخره يک فصل وباب جديدي را ازکارنامه هايش ويا ازعملکردش باز بکند. اين بارهم مردم افغانستان به درستي مي دانند که حکمتيار گذشته مثبت ندارد. مخصوصاً سال پس ازسال 1371 همانطورکه همه درجريان هستيم ،سهم بسيارعمده اي را درجنگهاي داخلي داشت وبعد ازآن هم درائتلاف واتحادي که باحزب وحدت اسلامي وبا جنبش ملي داشت درحقيقت ازمواضع قبلي خود به يکباره عقب نشيني بسياردراماتيک داشت ودوباره شرکتش در دولت آقاي رباني وبالاخره تا امروز وحد اقل درسي سال اخير درافغانستان يک چهره وشخصيت جنجالي است.

دويچه ويله : اقاي وحدت ؛با توجه به عملکرد چند دهه ي آقاي حکمتيار ؛ چقدرآقاي حکمتيارظرفيت پذيرش مقوله هاي دموکراسي ، حقوق زنان وحقوق بشر را که يکي ازشعارهاي اساسي دولت کنوني افغانستان است ، دارا مي باشد؟

وحدت : پيش ازاين که درمورد افکارآقاي حکمتيارگپ بزنيم بايد گفت عملکرد آقاي حکمتياردرذهن مردم يک عملکرد کاملاً منفي است. فکرمي کنم کمترکسي مي تواند به آقاي حکمتيار؛ يعني به کارهاي آقاي حکمتيار،برباورها واعتقادات آقاي حکمتيار،اعتماد بکند.

اما همانطورکه مي دانيد آقاي حکمتيارگويا ازسال اول يا دوم دانشگاه کابل ( پوهنتون) وپيش ازهفت ثورافغانستان را ترک گفت. وبه پاکستان پناه برد ودرآنجا دست به تشکيل حلقه اي زد. آقاي حکمتيارباسازمان جوانان مسلمان افغانستان درآن زمان همکاري وعضويت داشت که يک سازمان وابسته به جريان بين المللي اخوان المسلمين بود. طبعاً همان افکار را تا به امروز مدعي است که دارد. اما آقاي حکمتياردربرخورد با دموکراسي که درگذشته ها به گونه اي معيوب ومبهم مدعي برگزاري انتخابات ، مثلاً پس ازسال 71 بود. درحالي که درعمل با هرنيرو يا هرفردي که به دموکراسي اعتقاد وعلاقه ي داشت ويا جرياني که به دموکراسي مي انديشيد، درتضاد عام وتام بود. تعدادي زيادي ازبهترين فرزندان افغانستان که درنظروعمل به دموکراسي اعتقاد داشتند توسط آقاي حکمتيارترور ازپاکستان متواري شدند.

بناءً کسي که درافغانستان هنوزبه اين اعتقاد باشد که آقاي حکمتيارنسبت به دموکراسي حسن نيت وصداقت دارد ، فکرمي کنم بسيارکم کسي پيداشود که اين توقع را ازآقاي حکمتيارداشته باشد.

دويچه ويله : آقاي وحدت؛ درحال حاضرآقاي مجددي گفته است که عفوآقاي حکمتياردرصلاحيت شوراي ملي است . اما همانطورکه شما فرموديد وقتي که يک شهروند افغانستان يا يک باشنده ي کابل اسم آقاي حمکتيار را مي شنود راکت باران کابل به يادش مي آيد . با اين ، چه توجيه براي مردم افغانستان دارند؟

وحدت : اگرمنظور ازپارلمان موجوده ي افغانستان باشد من شک ندارم که آقاي حکمتيار ازطريق اين پارلمان حضورش دردولت تاييد خواهد شد،که حتماً مي شود؛اگرچنين ضرورتي ديده شود. با توجه به ترکيب که در درون اين پارلمان است ؛ اکثراً کساني دراينجاهستند که باافکارآقاي حکمتياروبا گذشته آقاي حکمتيارنه تنها مشکل ندارند بلکه عين افکارو گذشته را خودشان هم دارند. ازاين جهت هيچگونه ترديدي نيست که پارلمان ممکن به نفع آقا حکمتيارراي بدهد وآقاي حکمتيار را به عنوان يک چهره ي مطرح سياسي حضورش را در دولت بپذيرند. اما آنچه مهم است ؛ اگربه اذهان وافکارمردم افغانستان وبه قضاوت مردم افغانستان بخواهيم مراجعه بکنيم . نه تنها براي آقاي حکمتياربلکه براي بسياري کساني که همين حالا دردرون پارلمان نشسته اند ، دردرون همين دولت درطول پنج سال بوده اند براي اينها ديگرهيچ جايي براي ادامه ي سياست ، حداقل درافغانستان نيست. براي اين که اينها عملاً درسي سال گذشته ومخصوصاً درپانزده سال اخيرنقشي را درافغانستان بازي کرده اند ويا سهمي را درمصيبت ها مشکلات داشتند که ديگر درافغانستان کسي اين باور اين اعتقاد را ندارند که ازاينها مي شود توقع داشت. فقط اينها مهره هاي سوخته ودرعين حال مهره هاي که دردست دستگاههاي استخباراتي خارجي اند وتوسط آنها تمويل مي شوند.

دويچه ويله : آقاي وحدت ؛ يکي ازشرايط آقاي حکمتيارخروج نيروهاي خارجي ازافغانستان بود ودربرابر نيروهاي خارجي اعلام جهاد کرده بود . فکرمي کنيد که آقاي حکمتيارازموضعش عقب نشيني کرده است يا دولت افغانستان ازمواضع وازشعارهاي دموکراسي ، حقوق بشروامثال آن کمي کنار آمده است؟

وحدت : التبه تجربه نشان مي دهد که منظورآقاي حکمتياروخيلي ازهمفکران ديگرش تعبيروتفسيرآنها ازجهاد شايد اين باشد که ، يعني رسيدن به قدرت . هرگاه اين خواسته برآورده شود ضرورت جهاد هم رفع مي شود. اين بارهم با همان برداشت وبا همان منطق ممکن است براي آقاي حکمتيارضرورت جهاد با قبول حضورش در دولت وبراي او اين امکان را بدهد که به اين دولت بپيوندد وبالاخره قبولش توسط ناتو وجامعه بين المللي که درافغانستان فعلاً مصروف اند؛ فکرمي کنم براي آقاي حکمتيارديگراين ضرورت جهاد را رفع بکند .

دويچه ويله : آقاي وحدت؛ فکرمي کنيد آمدن آقاي حکمتياردردولت وپيوستن آنها به دولت ، يک راه بيرون رفت ازبحران کنوني است؟

وحدت : ببيند؛ تجربه پنج سال اگريادمان نرفته باشد؛ براي اولين بارآقاي لخضرابراهيمي نماينده سرمنشي ملل متحد مطرح کرد که صلح مهمترازعدالت است . يعني صلح است که عدالت را مي آورد. اما امروزثابت شد که نه؛ عدالت است که صلح را مي آورد . نه صلح است که عدالت را مي آورد . وشما ديديد که با جمع کردن گروههاي ذيدخل دربحران وکساني که به دنبال تفوق طلبي وبه دنبال امتيازطلبي بودند مثل آقاي حکمتيارکساني ديگري هم بودند که درطول پنج سال نه تنها که اينها به آمدن صلح وامنيت ونظام سازي درافغانستان کمک نکردند بلکه عمده ترين مانع چالش دربرابرمردم افغانستان وجامعه ي بين المللي همين ها بودند وهمين ها هستند وآمدن حکمتياربه اين دولت درحقيقت به اين معناست که يک سنگ ديگرهم پيش ارابه ي دموکراسي درافغانستان گذاشته خواهد شد ونه تنها اين نتيجه مثبت نخواهد داد بلکه وضع را بحراني تروبدترخواهد کرد.

دويچه ويله : درنتيجه به نظرشما؛ فکرمي کنيد با آمدن آقاي حکمتيارحداقل جنگها کاهش پيداخواهد نمود وجنگجويان ونيروهاي طالبان که حالا گفته مي شود که ازطرف خارجي ها دستورمي گيرند ، اينها حداقل ازجنگ وازحملات انتحاري دست خواهند کشيد؟

وحدت : ببينيد؛ شناخت وتجربه اي که ازجنگها، مخصوصاً از جنگهاي داخلي درافغانستان داريم براي مانشان مي دهد که ممکن است بصورت کوتاه مدت وممکن است دريک گوشه ي ازمملکت تغييرات وتفاوتها يا کاهش دربرخوردها وجنگها بوجود بيايد . ولي هيچگاه اين حل مساله نيست. اشتباه بزرگي که جامعه بين المللي درافغانستان کرده وتا امروزاشتباه مي کند اين است که مهارکردن بحران را به اشتباه،حل بحران تلقي مي کنند. درحالي که حل بحران اين است که عوامل به اصطلاح ادامه ي بحران ،عوامل اساسي که يکي از آن وعمده ي آن مداخله خارجي است ومراکزمداخله ودومش عناصر اند که با اين مداخله خارجي ازيک طرف دررابطه وازطرف ديگر در درون مرزهاي ملي ، مردم را به دسته هاي اجتماعي وسياسي ، قومي وتباري تقسيم کرده اند واينها هستند که خط ها ومرزهاي را ميان جامعه افغاني خلق کرده اند واصطکاک را بوجود آورده اند . تازماني که همه اينها کنارنروند هيچ مشکلي درافغانستان حل نمي شود.

دويچه ويله : آقاي وحدت تشکرازشما .

صدا و ویدیوهای مرتبط با این موضوع