1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

هلموت کوهل و وحدت آلمان

سی سال پیش از امروز (اول اکتوبر 1982) هلموت کوهل صدر اعظم آلمان شد. او 16 سال حکومت کرد که طی همین مدت جمهوری فدرالی آلمان و جمهوری دموکراتیک آلمان دوباره متحد شدند.

سوم اکتوبر 1990 که روز وحدت مجدد آلمان است، مطمیناً نقطه اوجی در مقام سیاسی این سیاستمدار منسوب به حزب دموکرات مسیحی (سی دی یو) می باشد.

آنچه هلموت کوهل به حیث دولتمرد بزرگ انجام داد این بود که رزمندگان مختلف را به یک موضوع محراقی یعنی وحدت آلمان متمرکز کرد. یک روز پیش از آن که دیوار برلین باز شود، هلموت کوهل از بالکن شاروالی "شونه برگر" در برلین غربی، همراه با ویلی برانت، صدر اعظم اسبق از حزب سوسیال دموکرات و هانس دیتریش گنشر، وزیر خارجه اش سرود ملی آلمان را می خواندند که با اشپلاق های سرسام کننده چپ های الترناتیف در میدان شهر همراهی می شد.

گنشر و برانت که سخنران های قبلی بودند، در بیانیه های شان گفتند که آزادی مسافرت در جمهوری دموکراتیک آلمان باید به آزادی سیاسی بیانجامد و مردم بتوانند خود شان سرنوشت شان را تعیین کنند. هلموت کوهل که آخرین سخنران بود، یک گام پیشتر گذاشت.

کوهل گفت: «این کاملاً طبیعی است که ما بنا بر وجیبه اخلاقی مان برای اتحاد ملت آلمان، از پیشرفت اصلاحات با هدف آزادی های بیشتر در جمهوری دموکراتیک آلمان حمایت می کنیم. در این جا مساله وحدت، حق و آزادی مطرح است. زنده باد سرزمین آبایی آلمان، زنده باد اروپای آزاد و متحد».

سرزمین آبایی آلمان، تحریکی بود در گوش بخشی از چپ ها که آلمان بزرگ نزد شان خاطرات نامیمون را مجسم می ساخت. این نگرانی در همسایگان اروپایی هم دیده می شد، اما از سقوط دیوار برلین خشنود بودند. مارگرت تاچر، نخست وزیر بریتانیا حتا یک کنفرانس کارشناسان آگاه در مورد آلمان را فراخواند. با این هم هلموت کوهل موفق گردید تا این نگرانی ها را از بین ببرد. او با راهپیمایی در جنگل همراه با میخاییل گرباچوف فرمانروای کرملین، بالاخره توانست موافقت وی را برای وحدت آلمان و بیرون رفتن نیروهای شوروی از جمهوری دموکراتیک آلمان به دست آورد. کمتر از یک سال پس از باز شدن دیوار، در شب های دوم و سوم اکتوبر سال 1990 توانست در «دروازه براندنبورگ» که نماد تقسیم آلمان بود، وحدت مجدد آلمان را با آتش بازی تجلیل کند.

هلموت کوهل شجاعانه با رخدادهای تاریخی برخورد می کرد. اما پیوسته هدف وی یک اروپای واحد بود. این مرد جوان که از اهالی "لودیگ هافن" در "راین" بود، اندکی پس از جنگ همراه با همفکران اش به فرانسه سفر کرد، سپس این سیاستمدار که دکتورای تاریخ داشت، کمتر سخنرانی ای داشت که بدون جملات مشابه این باشد: «برای ما آلمانی ها، نمی توان به طور کاملاً مشخص تاکید نمود که پیامد ادامه این سیاست وحدت اروپا مطلقاً سرنوشت ساز است. در قبال سیاست وحدت اروپا، برای ما کدام بدیل مسوول دیگر وجود ندارد».

دومین مساله برای کوهل موضوع قدرت بود، قدرت برای تحقق آنچه او درست می پنداشت و شاید هم قدرت به مثابه هدف. درست 29 ساله بود که در پارلمان منطقه یی "راینلندفالز" داخل شد. در 33 سالگی رییس جناح پارلمانی حزب اش بود. در این زمان او جوانترین فرد رییس یک فراکسیون در یک پارلمان منطقه یی آلمان به شمار می رفت. شش سال بعدتر او نخست وزیر ایالت اش شد.

در سال 1971 او نامزد ریاست حزب دموکرات مسیحی (سی دی یو) در سطح عمومی آلمان شد، اما موفق نشد. در سال 1973 رییس حزب دموکرات های مسیحی ( سی دی یو) گردید و برای 25 سال دیگر این مقام را داشت.

چنانکه کوهل خود با اشتیاق می گفت، حزب پایگاه قدرت و ماوایش بود. با همه انشعاب های درون حزبی، کوهل بازهم می توانست به کارش ادامه بدهد و به رهبران حلقه های حزبی پیام تبریک به مناسبت تولد شان می فرستاد. باری در سال 1989 پس از شکست های پیهم در پارلمان های منطقه یی، اقدام به کودتای درون حزبی هم صورت گرفت که به شکست محکوم گردید.

همین که کوهل در اوایل سال های هفتاد به ریاست حزب دموکرات مسیحی آلمان (سی دی یو) رسید، یگانه هدف اش را چنین بیان داشت: «من می خواهم صدراعظم شوم. من می خواهم انتخابات را ببرم و صدر اعظم شوم».

در سال 1976 نزدیک بود که موفق گردد، اما با اندک رای زیاد، ایتلاف هلموت شمیت که متشکل از حزب سوسیال دموکرات (اس پی دی) و حزب دموکرات آزاد (اف دی پی) بود، موفق گردید. در سال 1980 فرانس یوزف شتراوس، رییس سخنور حزب بایرنی اتحاد سوسیال مسیحی (سی اس یو) که یک حزب خواهری دموکرات های مسیحی می باشد، به حیث نامزد مشترک هردو حزب خود را برای صدارت آلمان نامزد نمود. کوهل از وی حمایت کرد، اما شتراوس ناکام شد.

از آن به بعد کوهل رهبر بلامنازع نیروهای مخالف حکومت بود. هنگامی که در سال 1982 کانگرس حزب سوسیال دموکرات (اس پی دی) نخواست در مسایل مهم سیاست خارجی و مالی از هلموت شمیت حمایت کند، در نتیجه حزب دموکرات آزاد (اف دی پی) که شریک حکومت هلموت شمیت بود، از حکومت بیرون رفت. در همین جا است که کوهل به قدرت نزدیک می گردد. او ایتلافی با حزب دموکرات آزاد (اف دی پی) به وجود آورد و هلموت شمیت را از قدرت انداخت. هلموت کوهل در سال 1982 در اعلامیه حکومت اش با یک لحن «معنوی و اخلاقی» گفت: «ما به این حقیقت باور داریم که ابتکار و تشبث آزاد برای جمع مانند فرد، بهتر از سیستم فرماندهی دولتی و پدرسالاری است. ما به شهروندانی اعتماد می کنیم که خودشان سرنوشت شان را به دست گیرند».

هلموت کوهل در ماه جنوری سال 1983 بعد از یک انتخابات پیش از وقت برای بوندستاگ یا پارلمان فدرال آلمان، پس از یک مبارزه دشوار انتخاباتی توانست پیروزی چشمگیری به دست آورد. در نتیجه این انتخابات حکومت وی لحن جدیدی را در قسمت سیاست اقتصادی و اجتماعی در پیش گرفت. قرضداری های دولتی بسیار زیادی که در گذشته وجود داشت، کاهش یافت. با این هم کوهل نتوانست بیکاری را مهار بزند. نارضایتی های رو به افزایش موجب آن گردید که کوهل در انتخابات سال 1987 نتیجه بسیار خراب به دست آورد و در انتخابات سال 1990، اگر پای وحدت دو آلمان در میان نمی بود، او بازنده می شد.

کوهل که در بخش وحدت آلمان دست آورد بسیار زیاد داشت، هزینه این وحدت را کمتر تخمین کرده بود. بنابراین منابع مالی دولتی زیادی صرف گردید و به دنبال یک دوران کوتاه رونق بعد از وحدت آلمان، بیکاری به اوج خود رسید. در انتخابات پارلمان فدرال آلمان در سال 1994، کوهل با وجود این که با رقیب ضعیفی رو به رو بود، بازهم فقط اندکی از وی پیشی گرفت. در انتخابات سال 1998 دیگر کوهل امکان کامیابی نداشت.

او گفته بود: «ما در این انتخابات شرکت کردیم و من در این انتخابات شرکت کردم تا برنده شویم. ما انتخابات را باختیم. این کاملاً روشن است که سوسیال دموکرات ها وحزب سبزها انتخابات را بردند. در نتیجه اصلاً چیزی برای مباحثه وجود ندارد. بنابراین با استفاده از فرصت می خواهم به نخست وزیر گرهارد شرویدر بگویم، در آرزوی منافع کشور ما، برای شما در این مقام جدید مهم، کامیابی می خواهم».

درست یک سال پس از شکست در انتخابات و استعفایش از ریاست حزب، بی نظمی های گذشته در مورد اعانه های حزب برای مدت ها دامن کوهل را نیز گرفت. حزب دموکرات مسیحی می بایست مجازات مالی سنگینی بپردازد. در اخیر به کوهل عنوان افتخاری رییس حزب داده شد، شاید این دشوارترین گام در روند زندگی کاری طولانی او بوده باشد.

پیترشتوتسل/ رسول رحیم

ویراستار : عارف فرهمند

DW.COM