1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه و فرهنگ

من قانون اساسی استم

پروفیسر پوران مضمون تاریخ قانون اساسی را درس می دهد. او برای محصلین پیشنهاد می کند که نه او بلکه محصلین تاریخ قانون اساسی افغانستان را معرفی کنند و برای ارایه آن ، صنف را به دو گروه تقسیم می کند.

من قانون اساسی استم

محل : دانشگاه کابل ـ فاکولته ی حقوق

مژده و دیگر محصلین بی قرار اند و بی صبرانه انتظار پروفیسری را می کشند که تازه منحیث استاد در فاکولته ی حقوق وعلوم سیاسی آمده است و امروز برای نخستین بار در صنف آنها درس دارد. پروفیسر ار چند جوان است اما میتود های تجربه یی اش او را به شهرت رسانیده اند و آوازه ی شخصیت و سیستم درسی اش در محیط فاکولته ی حقوق بر سر زبانها اند.

پروفیسر پوران مضمون تاریخ قانون اساسی را درس می دهد. محصلین این مضمون را دوست ندارند زیرا برای آنها بسیار مضون خشک و خسته کننده است. پروفیسر پوران اما برای محصلین پیشنهاد می کند که نه او بلکه محصلین تاریخ قانون اساسی را معرفی کنند. وی محصلین را در صنف به دو گروه تقسیم می کند، رهبریت یک گروه را برای مژده، بهترین محصل رشته ی حقوق و رهبریت گروه دیگر را برای بشیر میدهد که وی نیز یکی از محصلین ممتاز است. بشیر که سخت عاشق مژده است، می خواست که با وی در یک گروپ بیاید اما چاره ی دیگر جز اطاعت نداشت. مژده نیز به بشیر علاقمند است و او نیز می خواست با بشیر در یک گروپ باشد اما او نیز چاره ی دیگری جز اطاعت نداشت. هر دو گروپ در رقابت با هم وظیفه می گیرند که تا هفته ی آینده یکی از قوانین اساسی را که در تاریخ افغانستان وضح گردیده است، در متن تاریخی اش معرفی کنند و جوانب مثبت و منفی آنرا نشان بدهند. هر گروهی که بهتر باشد، نتنها برنده ی این مسابقه می شود بلکه نمره بهتر نیز می گیرد. بشیر از یکسو می خواهد که گروه اش برنده شود ولی از سوی دیگر نمی خواهد که مژده ببازد. دوست بشیر برایش می گوید که منحیث یک مرد، نباید در مقابل یک زن ببازد. روز معرفی گروه ممتاز فرا می رسد و گروه مژده برنده می شود. اعضای گروه بشیر از این نتیجه مایوس و عصبانی است. محصلینی که در گروه بشیر اند، بشیر را ملامت می کنند که عمداً آنها را به باخت سوق داده است. بعضی از محصلینی که در گروه مژده بودند، بشیر را مسخره می کنند و او را احمق صدا می زنند. بشیر اما می خواهد ثابت کند که او تمام نیرویش را به خرچ داده است تا برنده شود و باز هم این کار را خواهد کرد.

Bild der afghanischen Autorin Razia Etemadi Copyright: DW/Rohullah Yaser Projekt: LBE, Learning by Ear Bild geliefert von Waslat Hasrat-Nazimi am 13.04.2011

راضیه اعتمادی ، نویسنده این داستان

بشیر برای مسابقه ی بعدی آمادگی کافی می گیرد. وی در این مدت رفته رفته به جای احساس محبت برای مژده یک نوع احساس رقابت پیدا می کند. فریدون دوست بشیر، بیدون اینکه به بشیر چیزی بگوید، کوشش می کند برای مژده مشکل تراشی کند. گروه مژده مسابقه ی بعدی را می بازد زیرا فریدون تمام اوراق مژده را دزدی می کند (در اینجا می توان از اعمال بد دیگری نیز استفاده کرد). گروه بشیر موفقیت شان را جشن می گیرند. آهسته آهسته میان محصلین یک نوع دشمنی ایجاد می گردد. احساسات عشق و رفاقتهای قبلی دیگر وجود ندارند. در دور بعدی، زرغونه دوست مژده کوشش می کند مانند فریدون هر طوری که شده، مانع موفقیت گروپ مقابل گردد.

بالاخرا پروفیسر پوران محصلین را متوجه می سازد که مقصد از این تجربه برد و باخت گروها نبود و نیست بلکه مقصد اصلی این است که مفکوره های مختلف بتوانند در فضای صلح آمیز با هم رقابت کنند و به نتیجه برسند. برای محصلین روشن می شود که تاریخ قانون اساسی در افغانستان به همین شکل بوده است که عده ی از منورین قانون اساسی را پیشکش کرده اند و عده ی دیگر کوشش کرده اند تا آنرا نادیده گرفته و فسخ کنند بجای اینکه جناح های مختلف، در فضای صمیمیت، بهترین اندیشه ها را برای یک هدف نیک مورد استفاده قرار دهند.

در مسابقه ی بعدی، هر دو گروه در تفاهم و همآهنگی با همدیگر کار های شان را معرفی می کنند و متوجه می شوند که اینبار بیشتر از آنچه فکر می کردند، نه تنها در رابطه با تاریخ قانون اساسی، بلکه برای زندگی خود نیز آموخته اند.

در پایان درس بشیر عشقش را برای مژده بیان می کند و مژده با لبخندی که رضایت در آن هویدا است به چشمان بشیر نگاه می کند.

نویسنده : راضیه اعتمادی

ویراستار : نصرالله نوری

DW.COM

مطالب مرتبط