مسوولين اقتصادي افغانستان ناکام اند | مصاحبه ها | DW | 10.03.2008
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مصاحبه ها

مسوولين اقتصادي افغانستان ناکام اند

بنابه گزارش جديد سازمان ملل متحد تقريباً 4 مليون افغان توانايي خريد غذاي کافي براي خود را ندارند. درگزارش آمده است که دست کم 2.5 مليون افغان ازگرسنگي رنج مي برند. سيف الدين سيحون استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه کابل ، رشد فقر درافغانستان را ناشي ازسياستهاي اقتصادي ناکام حکومت موجود مي داند. سيحون درمصاحبه اختصاصي اي که دراين مورد با راديو صداي آلمان انجام داده است، پيشنهادهاي دقيق ارائه نموده است که چگونه مي توان م

یکی از راههای ایجاد اشتغال برای جمعیت بزرگ بیکاران افغانستان ابتکار پروژه های بزرگی چون راهسازی می باشد

یکی از راههای ایجاد اشتغال برای جمعیت بزرگ بیکاران افغانستان ابتکار پروژه های بزرگی چون راهسازی می باشد

شکلات اقتصادي امروز افغانستان را حل نمود.

دويجه ويله: آقاي سيحون قسميکه شما خبر داريد، بنابر گزارش جديد سازمان ملل متحد دست کم چهار ميليون افغان توانايي تهيه غذاي کافي براي خود و خانواده هاي خود را ندارند، و دست کم دونيم ميليون افغان از گرسنگي در حال حاضر رنج ميبرند. به نظر شما اين همه فقر در افغانستان با وجوديکه حکومت از دست آوردهاي چشمگيرو بي نظير در طول تاريخ افغانستان صحبت ميکند، چه است؟

سيحون: دليل عمده نا رسايي و فقر گسترده در افغانستان برميگيرد به عقب ماندگي اقتصادي و تاريخي افغانستان که اين بحث جدا گانه است. اما در 6 سال اخير ميشد که کار هاي زيادي انجام بيابد. اين فقر روزافزون به عقيده من ناًشي ميشود از سياست هاي دولت. دستگاه دولت تا به حال از سياست هاي اقتصادي نيوليبرال پيروي کرده است بدون اينکه به فکر رشد اقتصادي در همه ساحات جامعه باشد. با نيوليبراليزم که نميشود فقرزدايي کرد.

دويجه ويله: آقاي سيحون شما اگر اين موضوع را ساده تر توضيح بدهيد . آيا هدف تان اين است که حکومت در قسمت خدمات اجتماعي توجه ي آنچنانکه بايد داشته باشد نکرده است؟

سيحون: دقيقا ً همين است. يعني در حقيقت دولت برنامه فقرزدايي و تاًمين معيشت پايدار براي مردم در برنامه هاي کاري خود ندارد. يا به عباره ديگر فقر به عنوان يک مساله عمده اقتصادي، اجتماعي مطرح نيست. از نظر دولت اعتقاد اين است که توجه به بخش هاي خصوصي به اصطلاح اشتغالزايي خصوصي يا بانکي، مالي پولي يا ساختن هوتل ها اين هم دستآورد است از نظر کاري، اين در حقيقت فقر را در جامعه ما کاهش نميدهد.

دويجه ويله: آقاي سيحون وقتي کارشناسان در مورد سياستهاي اقتصادي حکومت افغانستان صحبت ميکنند صحبت هاي شان هميشه پر از انتقاد است و برخلاف حکومت هميشه دستاوردهاي بزرگ خود را معرفي ميکند. در اينجا دو ديدگاه وجود دارد. بعضي ها ميگويند، که در افغانستان قسميکه شما هم گفتيد با وجود کمک هاي جامعه جهاني و سرازير شدن ميليارد ها دالر هنوز هم چهار ميليون انسان غذايي کافي ندارند. و برخي ديگر ميگويند که اگر همين کمکها نميبود امروز ما به جاي چهار ميليون، چهارده ميليون گرسنه ميداشتيم. بناءً کارهاي سود مند هم صورت گرفته است. نظر شما در اين مورد چه است؟

سيحون : بلي کار هايي در اين چهار سال صورت گرفته است.شاهراه و سرک هايي که از بين رفته بود دوباره به گونه ي بي کيفيت ساخته ميشود. از نظر خدماتي، فعاليت هاي خدماتي صورت گرفته است و شرکت هاي خدماتي وجود دارد. از نظر ساختماني هم بخصوص در شهر ها کار هايي شده است. به اين شکل برخي ها به بازار کار جذب شده اند. اين کارها درآمد دارند. در حدود 60 هزار نفر نيروي متخصص در حال حاضر جذب کرديده اند.ولي ماميگويم که اقشار آسيب پذير در روند توسعه خصوصي سازي يا روکرد محافظه کارانه؛ کمتر به بازار کار راه دارند. کسانيکه توانايي مالي دارند، تخصص دارند شرايط شان بکلي فرق ميکند. ببينيد در دولت هم کساني کار ميکنند و در آمد خوب دارند که مربوط به اقشار بالاي جامعه ميباشند. محافظه کاران تقسيم منابع کاري و اقتصادي را در بين يک قشر کوچک از نظر اقتصادي - خودشان - يک دست آورد تلقي ميکنند. البته اين نظريه از خارج تحميل شده از خارج هم مورد حمايت قرار ميگيرد.

دويچه ويِله: آقاي سيحون، از کمک هايي که به افغانستان صورت ميگيرد خبر داريد و از توانايي هاي حکومت امروز واز فقر در جامعه هم. حال حکومت چه بايد بکند و يا چه انجام داده ميتوانيست که انجام نداده. شما اگر مسوول ميبوديد چه ميکرديد؟

سيحون: اول اينکه فقر زدايي برنامه کوتاه مدتي نيست، برنامه درازمدت اقتصادي و اجتماعي است. در مورد فقر زدايي اين است که ما بايد به سکتور ها و بخش هايکه بيشترين اشتغال را تامين ميکنند توجه کنيم. يعني پرداختن به توسعه زراعت در افغانستان و تقويه زير ساخت هاي زراعتي تا حد اقل مواد غذايي ارزان در دسترس افراد قرار بگيرد. گرسنگي به عنوان يک پايه بسيار زياد دردآور و رنج آور در افغانستان از بين برود. و ديگر اين که يک بخش عايداتي را ايجاد کند. دولت ميتواند خود موسسات وتصدي هاي مثل سرک سازي را تاسيس را کند که تاثيرات عايداتي داشته باشد. دولت بايد به زيرساخت ها توجه بيشتر کند. به گونه ديگر تربيه کدر ها که بتواند در افغانستان به سرعت وارد کار و بازار شود.

در افغانستان 30 هزار خارجي کار ميکند و قراردادها را موسسات بين الملي ميبرند. افغانستان فاقد يک نيروي کارگر فني و فعال ميباشد. به اين دليل است که در حدود 30 هزار کارگر پاکستاني در افغانستان کارميکنند. افغانها توانائي کار کردن در بازار رقابتي را ندارند اين مشکل بايد به سرعت حل گردد. اما دولت به اين مسائل کمترين توجه ندارد. به نظر من مسووليين اقتصادي افغانستان تا به حال ناکام اند.

دو پيشنهاد مشخص است: اول اينکه پروژه هاي تامين عايدات روي دست گرفته شود. صرف نظر از پيامد و ظرفيت هاي آنها. بلاخره دولت ميتواند از احداث يک پارک به هزاران نفر کار بدهد و برايشان عايدات تامين بنمايد که آنها از گرسنگي نميرند. باوجوديکه تاثير يک پارک ساخته شده نظر به يک سرک ساخته شده از نظر ظرفيتي براي وطن ما خيلي تاثير اقتصادي ندارد، اما در حال حاضر ما ميتوانيم براي يک عده مردم درآمد تعين نمائيم تا از فقر بدر آيند. و همچنان زير ساخت ها را ايجاد کردن، انرژي برق، سرک و بلاخره زراعت و معيشت پايدار از طريق بعضي برنامه هاي ديگر مثل صنعتي سازي افغانستان به پايه صنايع اصيل و قديمي و بلاخره بازار يابي براي اينها؛ از پايه هاي هستند که ميتوانند در آمد برخي بزرگ مردم افغانستان را تامين کنند.