1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مهاجرت به اروپا

مسلمانان در آلمان و پناهجویان تازه وارد

مهاجران مسلمان در آلمان که برخی شان از دیر زمانی در این کشور زندگی می کنند، در مورد تازه واردان از افغانستان، کشورهای عربی، ترکیه و یا هم بوسنیا چگونه فکر می کنند؟

زمانیکه فتاح قیومی در مورد پناهجویان تازه وارد صحبت می کند، او تجاربی را که خوداش انجام داده به یاد می آورد: روند پناهندگی او وقت کمی را در بر گرفت که این امر در ادغام اش در جامعه آلمان تاثیر گذار بود. بعد از آن او توانست به کورس زبان آلمانی برود و کار را آغا کند. قیومی می گوید که "کار کردن بسیار، بسیار مهم است." او به این باور است که زمانیکه کشورها مانع کار کردن مهاجران می گردند، پناهجویان نیز استراحت طلب می شوند.

نزدیک به 30 سال است که قیومی از افغانستان فرار کرده است. او با خانم و دختر شش ماهه اش به آلمان آمد. در آلمان، پس از شش ماه پناهندگی شان قبول گردید و قیومی آغاز به کار کرد. در ابتدا پاک کاری می کرد، سپس به عنوان یک راننده تاکسی و بعد به عنوان پسته رسان کار کرد و بالاخره کار شخصی را آغاز کرد.

"یکباره فشار زیاد"

فعلاً قیومی 51 سال دارد و دارای پنج فرزند است. او در اطراف شهر گیسن آلمان در خانه شخصی اش زندگی می کند. قیومی شرکتی دارد که ساختمان ها و تجهیزات و تاسیسات فنی آنها را مدیریت می کند. در شرکت اش 70 نفر را کار داده است. می توان گفت که قیومی بیشتر از آنچه سیاستمدران و پژوهشگران بازار کار از مهاجران انتظار داشتند، بدست آورده است. چرا تازه مهاجران تازه وارد نیز به این امکانات دستررسی پیدا کرده نتوانند؟

Angela Merkel im Regen Porträt Berlin Deutschland

شمار بسیار اندکی از مسلمانان سیاست های انگلا مرکل صدراعظم آلمان در قبال پناهندگی را انتقاد می کنند



یکی از مشکلات به نظر قیومی این است که یکباره شمار زیادی از پناهجویان وارد آلمان شده اند. در این مسأله انگلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز مسئول است. نتیجه اعلام انگلا مرکل که "ما می توانیم موفق شویم!" این است که در حال حاضر همه می آیند، کسانی هم که "کشور شانرا واقعا به دلیل جنگ ترک نکرده اند". در پهلوی این مسأله قیومی از آمدن "پناهجویان اقتصادی از کشور های بالقان" و "مردم از پاکستان و افغانستان" نیز یاد می کند.

قیومی یکی از کم مسلمانانی است که موضع مرکل در قبال مسأله پناهجویان را انتقاد می کند. دیگران بیشتر از مرکل به عنوان "صدراعظم ما" ستایش می کنند.

یک زن جوان، دختر یکی از کارگران مهاجر ترکی از فرانکفورت می گوید: «من فکر می کنم که من می توانم و باید هم سهم ام را در این "دنیای کوچک" ادا کنم، تا اینکه زمانی بعد از سالهای زیاد گفته بتوانم که من هم بخشی از این چالش اجتماعی بودم، فعال بودم و کاری هم در این راستا انجام دادم."

این «ما» گفتن معلوم می شود که صدراعظم آلمان را در سیاست هایش در بخش پناهجویان تشویق می کند: در سراسر آلمان، بسیاری از جوامع مسلمانان در بخش کمک رسانی برای پناهجویان فعال اند. این فعالیت های جوامع مسلمانان به طور کامل داوطلبانه و بدون حمایت مالی نهاد های دولتی است. جوامع اسلامی بعد از اینکه مورد انتقاد قرار گرفتند که در بحران پناهجویان کمتر فعال اند، از خود واکنش نشان داده و شکایت کردند که این جوامع هیچ نوع حمایت بدست نمی آورند.

مساجد و دیگر جوامع مسلمانان فاقد کارکنان حرفه ای و منابع مالی اند. زیرا بر خلاف سازمان ها و جوامع خیریه مسیحی کمک های مالی دولتی دریافت نمی کنند.

ترس از اسلام هراسی در آلمان در حال رشد است

احمد ارایچی عضو هیئت مدیره یک اتحادیه مسجد مراکشی ها است. برای او فعالیت اتحادیه شان در بخش کمک رسانی برای پناهجویان مهم است. او می گوید که "اگر وضع آلمان خراب شود، پس ما مسلمانان نیز تحت تاثیر این وضعیت بد قرار خواهیم گرفت. بنابراین ما مکلفیت داریم که در این راستا فعال گردیم تا کشور ما از عهده این بحران برآید."

اما او هچنین معتقد است که در آلمان در یک سطح بسیار بالا مردم شکایت می کنند و از وضعیت ناراضی اند. "ما باید همه، حاضر باشیم که از بعضی چیزها صرف نظر کنیم تا به مردم نیازمند کمک کرده بتوانیم." ارایچی به این نظر است که آلمان از لحاظ اقتصادی یک کشور قوی است، شغل و سرمایه در اینجا به اندازه کافی وجود دارد.

از مشکلات اقتصادی و آینده نامشخص اقتصادی شمار بسیار اندکی از مسلمانان صحبت می کنند.

با این حال، نزد برخی از مسلمانان ترس بیشتر شدن اسلام هراسی وجود دارد. برخی زنان مسلمان که چادر می پوشند، این احساس نزد شان پیدا شده است که در ماه های اخیر در جامعه آلمان تا اندازه ای با شک و تردید با آنها برخورد صورت می گیرد و بیشتر جامعه برخورد خصمانه دارد. بسیاری از ازدست دادن جایگاه شان به دلیل تازه واردان که به نظر آنها حدود 80 درصد مسلمان اند، ترس دارند.
در مورد اینکه تا چه حد این پناهجویان تازه وارد واقعا مذهبی اند، ارزیابی در دست نیست. کارشناسان براین باورند که بخشی از کسانی که از کشورهای شان به دلیل تروریسم اسلامی فرار کرده اند، یک رابطه نزدیک با اسلام ندارند و بسیار مذهبی نیستند.

عایشه ایروگول یکی از دانش آموزان 28 ساله ترکی می گوید که "ما در این سالها بسیار سخت برای به رسمیت شناختن و موقعیت ما در جامعه کار کردیم." او ترس دارد که اینک با آمدن مسلمانان تازه وارد در آلمان، ادغام اجتماعی و سیاسی مسلمانان کند تر گردد، زیرا تازه واردان با آداب و رسوم کشور آشنایی ندارند و برخورد ناسلم می کنند.

همدلی با مهاجران

سلما ایستورک پینار که دختر یکی از کارگران مهمان ترکی است می گوید که ما همیشه مشکل به رسمیت شناختن در جامعه آلمانی را داشتیم. او که 37 سال دارد و در شهر انوفر آلمان زندگی می کند در ادامه می گوید که این یک مسأله پوچ است که فعلاً مسلمانی که از دیر زمانی در آلمان زندگی می کنند این ترس را داشته باشند که به دلیل مسلمانان تازه وارد موقعیت آنها نیز صدمه می بیند. سلما خوداش چادر به سر می کند و وکیل مدافع است و طرفدار همدلی با مهاجران تازه وارد است. او می گوید که این پناهجویان از لحاظ روانی شدیداً تحت فشار قرار دارند، خانه و زندگی شانرا از دست داده اینجا فرار کرده اند، شدیداً به کمک و حمایت نیاز دارند. او می گوید که به مقایسه نسل پدران و مادران ما، مهاجران تازه وارد از امکانات بیشتر برخوردار هستند. سلما در ادامه می گوید که ادغام آنها در جامعه می تواند سریع تر انجام پذیرد، زیرا "در حال حاضر زیرساخت ها وجود دارد." این شامل مساجد و دیگر جوامع اسلامی و هم شمار زیادی سازمان های کمک خودی اند که به نیازمندی های مهاجران مسلمان رسیدگی می کنند.

Moscheegemeinden engagieren sich für Flüchtlinge

مساجد نیز در کمک رسانی برای پناهجویان فعال اند

میرسودین سیاداریویک به این نظر است که پناهجویان در اینجا از وضعیت خوبی برخوردان اند و مورد توجه قرار دارند. او که 42 سال دارد، در سال 1989 به عنوان بخشی از الحاق به خانواده از بوسنیا به آلمان آمد. فعلاً او خود اش یک خانواده دارد و صاحب یک شرکت موتر فروشی است. همچنین به عنوان رئیس هئیت مدیره یک انجمن مساجد در فرانکفورت فعال است.

او می گوید که در ابتدا در انجمن شان در مورد پناهجویان زیاد صحبت می گردید و حتی پول برایشان جمع آوری گردید. اما فعلاً یک موضوع مطرح نیست. اگر چه او به طور فعال در بخش رساندن کمک ها به پناهجویان کار نمی کند، اما این موضوع او را بسیار نگران کرده است. او نمی تواند درک کند و برایش یک راز باقی مانده که چرا "شیعه و سنی، کردها و ترکها به سر همدیگر شان می زنند." به قول او "احمق ها با مغزهای میان خالی شان" از خود ادعا می کنند که مسلمان اند و مردم را به قتل می رسانند. او که پدر چهار فرزند است از همه آنچه در جهان اتفاق می افتد خود را تحت فشار شدید احساس می کند. در اینجا او را یک چیز کمک می کند: او در وقت نماز این دعا را می کند: "خداوندا، مردم را به این اندیشه برسان که در کنار هم در صلح زندگی کنند."