1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

مانورهای بحری مشترک روسیه و چین

برای نخستین بار کشتی های جنگی چین در یک مانور بحری در بحیره شرق شرکت می کند. این نشان می دهد که چین با بلند پروازی های جیوپولتیکی اش چقدر جدی است.

هیچ قدرت جهانی بدون قدرت بحری وجود ندارد. بنابراین سه کشتی جنگی چین در مانورهای بحری با روسیه در بحیره شرق سهیم اند. به گزارش ناتو روز جمعه گذشته یک ناو شکن، یک ناوچه یا کشتی سُبک جنگی و یک کشتی تامیناتی اردوی آزادیبخش خلق چین به بندر روسی کالیننگراد مواصلت کرد. این ها تا ۲۷ ام جولای در مانور "همکاری بحری ۲۰۱۷ " شرکت می کنند. بدین ترتیب قرار است روابط دیپلوماتیک دو کشور نیز تعمیق یابد.

روسیه  در سال های اخیر یک سیاست خارجی سخت سرانه را در قبال اروپا و ناتو در پیش گرفته است، چنانکه در منازعه اوکرائین و سوریه دیده شد، می خواهد با این مانور ها در آنجا ها قدرت نمائی کند که نگرانی از ناحیه توسعه جوئی بیشتر روسیه بسیار است. مثلاً در سواحل کشورهای حوزه بالتیک، پولند و فنلند. نقش چین در این مانورها و به ویژه  در منازعه شرق و غرب حاکی از بلند پروازی های جیوپولتیکی جمهوری خلق چین می باشد. دست کم  از زمانی که شی جین پنگ رئیس جمهور چین است، جمهوری خلق چین خواهان اعمال نفوذ بیشتر در جهان است.

اهداف استراتزیک چین

   نیروهای بحری یک نقش کلیدی بازی می کنند. این مساله به خصوص از زمانی کسب اهمیت می نماید که کتاب الفرید تی یر ماهنس به نام "تاثیر نیروی بحری برتاریخ" در سال ۱۹۸۰ انتشار یافت و آن را یک شاخص تعیین کننده نفوذ جیوپولتیکی یک کشور عنوان نمود. تی یر، مدعی شد که سلطه بر بحرها و تجارت ماورای بحار تاثیر قاطعی بر انکشاف سیاسی، نظامی و اقتصادی  ملت ها دارد.اهمیت مرکزی را در اینجا کنترول تنگه های استراتژیک مانند گذرگاه بحری ملکه دارد که امروز ۲۵ در صد تجارت جهان از این طریق صورت می گیرد.

Russland Wladimir Putin empfängt Xi Jinping (Reuters/S. Chirikov)

چین و روسیه اکنون رقابت استراتژیک گذشته را به کناری گذاشته و از روابط ویژه دو کشور سخن می گویند

در سال ۲۰۱۵ چین یک گزارش رسمی دولتی انتشار داد که در آن به اهمیت خاص نیروی دریائی آن کشور در آینده اشارت شده بود. در این گزارش آمده بود که:« ضرور است که چین یک نیروی بحری مدرن تشکیل دهد که در انطباق با امنیت ملی و علایق انکشافی این کشور باشد.» رونالد او رورکه کارشناس نیروهای دریائی،در یک تحقیق که برای کانگرس امریکا انجام داده است، این اهداف ذیل استراتژیک را برای نیروهای بحری چین مطرح نموده است. این پیش بینی بر مبنای "وایت پیپر" یا گزارش رسمی دولتی چین و سائر نشرات حکومتی و اردوی چین بر آورد شده است: 

ـ مساله تایوان در صورتی که ایجاب  یک راه حل نظامی را بکند

- تامین ادعای حاکمیت چین بر بحیره جنوب و شرق چین

-اعمال کنترول نظامی موثر بر ۲۰۰ میل ساحه اقتصادی منحصر به فردش

-عقب زدن نفوذ ایالات متحد امریکا در غرب پاسفیک

-تحکیم موقعیت چین به مثابه یک قدرت منطقه ئی و قدرت جهانی

ایجاد یک نیروی بحری آب های عمیق

در حالیکه سه هدف استراتژیک نخستین چین به مسائل کوتاه مدت ارتباط دارند، سه هدف آخرین آن فقط می تواند با ایجاد یک نیروی بحری آب های عمیق برآورده شود تا بتواند در سطح جهانی دست به عملیات بزند. در شرایط موجود این کار را تنها ایالات متحد امریکا انجام داده می تواند. تنها آن کشور منابع مالی و انسانی کافی و همچنان پایگاه ها برای کشتی هایش دارد.این امر برای فرانسه و بریتانیا نیز واقعیت دارد. چین و روسیه در آب های بحری ساحلی شان محدود می باشند.

US Flugzeugträger - USS Gerald Ford (Getty Images/U.S. Navy)

کشتی هواپیما بردار جدید امریکائی یو اس اس جرالد فورد

  جمهوری خلق چین برای نیل به اهداف استراتژیک جهت عملیات در سطح جهانی و در آبهای عمیق ، منابع زیادتر را در نیروهای بحری اش به تناسب همه ساحات دیگر نیروهای مسلح اش اختصاص داده است. او رورکه، می نویسد:« مدرن سازی نیروهای بحری چین دارای قاعده وسیع بوده و شامل عناصر زیادی می شود.»  این امر تنها شامل نوسازی و مدرن سازی کشتی هایش نیست، بلکه بیش از همه به بهبود حفط و مراقبت و لوژستیک، دکترین نظامی و همچنان آموزش دادن به پرسونل و توسعه آموزش های آن ها معطوف می باشد.« با وجود پیشرفت های عظیمی که چین در سال های اخیر بدان نائل آمده است، هنوز در آنجا نقاط ضعیفی وجود دارد، مانند همکاری با سائر بخش های نیروهای مسلح، محافظت تحت البحری ها و وابستگی به اجزای خارجی برای به کار انداختن برخی کشتی ها و فقدان دقت برای سفر های طولانی.» چین سرمایه گذاری سنگینی انجام می دهد، اما تفاوت ها با ایالات متحد امریکا بسیار زیاد است.این مساله به خصوص در پروژه های بزرگ اخیر مشهود است. البته نیروی بحری چین در لیائونینگ  از سال ۲۰۱۲ به اینسو برای خودش دارای یک هواپیما بردار می باشد، اما مبتنی بر یک مودل روسی متعلق به سال های ۱۹۸۰ است. در همین تازگی ها ایالات متحد امریکا یک کشتی هواپیما بردار جدید  یو اس اس  جرالد فورد را معرفی نمود که یک نمونه نخستین از نسل جدید هواپیما بردار ها بوده و ۱۳ میلیارد دالر قیمت دارد.  

حضور در مقیاس جهانی

چنانکه یوجی کودا، معاون نیروهای دفاع از خود جاپان در مقاله ای برای موسسه پژوهشی "مرکز برای امنیت جدید امریکا" نوشته است، این ترازبندی جدید چین بیانگر حضور جهانی بحریه چین است و « یک گرایش چشمگیر در سال های اخیر اینست که بحریه چین هرچه بیشتر در بیرون از آب های عنعنه ئی دست به عملیات می زند.» از سال ۲۰۰۸ به اینسو ماموریت ضد دزدان دریائی را در خلیج عدن انجام می دهد. در سال ۲۰۱۵ این نیرو در مانور چین و روسیه در مدیترانه و بحیره سیاه شرکت نمود. در بحرهند، بحرالکاهل مرکزی، سواحل جنوبی امریکا، هرچه بیشتر کشتی های جنگی چین دیده می شوند. با این فهرست طولانی فعالیت ها باید تاسیس یک پایگاه جدید در جیبوتی علاوه شود.رسانه های هندی نیز گزارش داده اند که چین برنامه ای برای توظیف واحد های نیروی بحری اش در بندر گوادر پاکستان دارد.

Russland Chinesiche Kriegsschiffe (picture alliance/AP Images/Sheng Jiapeng/ColorChinaPhoto)

مانور نیروهای بحری روسیه و چین در آب های بحیره جاپان در سال 2016

اما به گفته کودا، چالش اصلی این بلند پروازی چین در جای دیگریست:«چین از مدتی به اینسو تمایل فوق العاده به اقدامات یک جانبه در امور بحری نشان داده است.»  این کشور به طور مکرر معیارات جا افتاده بین المللی(UNCLOS) را به چالش فراخوانده است.

چین از امضا کنندگان (UNCLOS) است . اما در بحیره جنوب و بحیره شرق چین به طور منظم از آن تخطی می کند. به طور مثال جمهوری خلق چین ادعای ملکیت بر بخش گسترده بحیره جنوب چین می نماید، در حالیکه چنین ادعائی مخالف با قوانین بین المللی است. چنانکه محکمه دایمی حکمیت در دن هاگ در سال ۲۰۱۶ در یک داوری در این مورد حکم صادر کرده است.

    چین همچنان به طور منظم علیه مانورهای ایالات متحد امریکا « برای حفاظت از آزادی کشتیرانی» اعتراض کرده و آن را جنگ زرگری نظامی خوانده است. کشتی های جنگی ایالات متحد امریکا در آن مناطق بحری داخل می شوند که مطابق به قوانین بین المللی مجاز می باشند، اما جمهوری حلق چین در ضمن سائر موارد، با آن موافق نیست. در سال ۲۰۱۶ وزیر دفاع فرانسه در دیالوگ شانگریلا یا کنفرانس امنیتی در سنگاپور اعلام  نمود که بحیره جنوب چین می تواند مطابق قوانین بین المللی یک حوزه گزمه برای اتحادیه اروپا باشد. هدف این مانور ها آنست تا معیارات معمول در قوانین بین المللی را حفظ نمود.

شرکت چین در مانور بحیره بالتیک  در این سیاق یک نوع برگشت به این اصل مروج است. میشائیل پاول از گروه "سیاست امنیتی" در بنیاد علم و سیاست برلین  می گوید:«  این مانور بیانگر آنست که چین در حال تشکیل بحریه ای با ظرفیت ابراز قدرت در سطح جهانی می باشد.انکشاف صلح آمیز به طور فزاینده ای خصلت نظامی به خود می گیرد که موجب نگرانی بین المللی می شود.علایق چین گسترش می یابد و اروپا نیز  شروع به احساس آن می نماید.»

طرفه آنست که چین برای سفر کشتی های جنگی اش در بحیره بالتیک همین حالا به قوانین بین المللی ای تمسک می جوید که برای تطبیق آن در بحیره جنوب چین مناقشه به راه می اندازد.

rr/af(Ebbighausen, Rodion)

DW.COM