1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

افغانستان

ماموریت آلمان در افغانستان؛ تاثیرات و تجربه ها

اردوی آلمان 13 سال در افغانستان مأموریت انجام داد. اینک در مأموریت جدید شمار نیروهای آلمانی تا حد زیادی کاهش می یابد. بنابراین در افغانستان چه میراثی از آلمان ها باقی خواهد ماند؟

احمد جاوید از ولایت کندز یکی از خاطراتش را در قبال اردوی آلمان در افغانستان چنین تعریف می کند: «هنگامی که آن حادثه اتفاق افتاد، من پای پیاده روان بودم. یک موتر از کنترول خارج شد و تصادم کرد. خوشبختانه یک کاروان نیروهای آیساف آلمان در نزدیکی ها بود. بسیار سریع برخی از سربازان برای کمک به راننده آمدند». احمد جاوید به قول خودش این انسانیت را تا حال فراموش نکرده است. این یکی از خاطرات بسیار خوب جاوید است که از آلمانی ها با خود دارد.

احمد جاوید می گوید از ماه اکتوبر که آلمانی ها اردوگاهشان در کندز را ترک گفتند، بسیار تغییرات رخ داده است. وضعیت امنیتی بدتر شده است، بسیاری از مشاغل از بین رفته اند. او آرزو می کند که سربازان آلمانی این کشور را ترک نکنند و در آینده برای کمک باقی بمانند.

امنیت برای بازسازی


از آغاز سال 2014 این تصمیم که اردو آلمان افغانستان را ترک می کند، معلوم بود. اول آلمانی ها شماری از قرارگاه هایشان در شمال افغانستان را ترک گفتند. در حال حاضر آمادگی ها برای خروج از شهر مزار شریف آغاز گردیده است. مأموریت اردوی آلمان که بیش از یک دهه در افغانستان دوام پیدا کرد، در پایان سال روان میلادی خاتمه پیدا می کند. تا همین اواخر 4200 سرباز آلمانی در افغانستان مستقر بودند. از آغاز سال روان میلادی قرار است آلمان با 850 سرباز در مأموریت جدید ناتو زیر نام "حمایت قاطع" شرکت کند. این مأموریت، که برای دو سال در نظر گرفته شده است، جهت مشاوره دهی و آموزش نیرو های امنیتی ملی افغان می باشد.

در آغاز سال 2002 اولین سربازان آلمانی در چارچوب مأموریت آیساف برای حفظ امنیت و حمایت از بازسازی افغانستان وارد این کشور شدند. پس از سی سال جنگ و حاکمیت طالبان همه چیز به خرابه تبدیل گردیده بود. افغانستان به دست آورد های سریع نیاز داشت و برای رسیدن به این هدف نیروهای مسلح باید ساختارهای امنیتی لازم را فراهم می ساختند.

اهداف نامشخص در این مأموریت

فیلیپ مونش از مؤسسۀ علوم و سیاست به این نظر است که "مشکل اصلی برای سربازان اردوی آلمان در افغانستان این بود که رهبری سیاسی می خواست در قدم اول در صحنه بین المللی، نفوذ بیشتر کسب کند". به این اساس، به قول این کارشناس، استراتژی مناسب و جامع برای افغانستان وجود نداشت. مونش در ادامه می گوید: «بنابراین حکومت (آلمان)، روی شیوه های سنتی خود را تمرکز داده و به طور عمده در برابر تحولات در خود محل واکنش نشان می داد. و عدم آگاهی از این کشور مشکلات را شدت بخشید".

انتقال آخرین سربازان از کندز

انتقال آخرین سربازان از کندز

استراتژی واکنشی موفقیت آمیز بود، البته تا زمانی که شورشیان پس از حمله نیروهای آیساف خود را دوباره سازماندهی می کردند. اما از سال 2006، وضعیت تغییر کرده است. اردوی آلمان باید نیروی بیشتری را برای دفع حملات روز افزون طالبان استفاده می کرد. هدف واقعی این مأموریت محافظت از بازسازی ملکی بود نه جنگ علیه شورشیان.

تخصیص بودجه نیز تفاوت میان مأموریت واقعی و وظیفه سپرده شده را نشان می دهد. کونراد شیتر کارشناس امور افغانستان از مرکز بین المللی تغییر در بن (بی آی سی سی) در مورد می گوید: «در سطح ملی و بین المللی سهمیه نظامی در بخش مالی بیش از 90 درصد را دربر می گرفت». او در ادامه می گوید که "چنین نمی تواند باشد که بودجه تخصیص داده شده به این بزرگی باشد ولی مأموریت واقعی تنها ده درصد تطبیق گردد".

موفقیت ها

ملاقات خانم فون دیرلاین، وزیر دفاع آلمان با سربازان این کشور

ملاقات خانم فون دیرلاین، وزیر دفاع آلمان با سربازان این کشور

با این حال، شیتر نمی خواهد بگوید که این ماموریت شکست خورده است. او می گوید: "برخی ساحاتی وجود دارند که مأموریت در آن تأثیرات مثبت داشته است. حداقل به طور موقت، در سطح محلی در شمال افغانستان تا اندازه ای امنیت وجود داشت". با این حال او شک دارد که این مأموریت در درازمدت از خود تاثیراتی مثبتی بجا گذارد.

مونش نیز نظر مشابهی دارد. او به این عقیده است که به هر حال جلو یک جنگ داخلی جدید شبیه سالهای 1990، گرفته شد. او در ادامه می گوید: «حضور اردوی آلمان و سایر نیروهای آیساف باعث گردید که قوماندان های محلی گروه های مسلح، که شامل شورشیان نبودند، نسبتاً خود را به عقب بکشند و اغلب در برابر یکدگر و یا دولت برملا نمی جنگیدند».

تجدید نظر در اردوی آلمان

تا همین اواخر معلوم نبود که نیروهای مسلح جمهوری فدرالی آلمان در افغانستان کدام هدف را تعقیب می کنند. همچنین برای مردم آلمان این مسأله واضح نبود. مونش می گوید در نتیجه "با افزایش هزینه و تلفات انسانی، به خصوص در بین سال های 2009 و 2011، بیشتر و بیشتر مردم در آلمان مأموریت این کشور در افغانستان را رد می کردند".

اردوی آلمان نیز خودش را در نتیجۀ این مأموریت بطور قابل توجهی تغییر داد. کونراد شیتر می گوید: «تمامی منطق قابل درک از اردوی آلمان مورد سؤال قرار گرفت». چیتر می گوید که در دوران جنگ سرد، اردوی آلمان به عنوان یک اردوی دفاعی ساخته شده بود. مأموریت افغانستان این امر را تغییر داد. «این مسأله روشن گردید که سربازان به ماموریت های خارجی نیاز دارند تا باشد که جدی گرفته شوند». چیتر می گوید که اردوی آلمان به یک اردوی عملیاتی تبدیل گردید که این اردو نیاز به آموزش و تجهیزات کاملاً متفاوتی دارد. به عقیده شیتر این امر می تواند عواقب گسترده ای برای آینده داشته باشد.

اینکه این روند، با در نظر داشت چالش های جدید ناشی از بحران اوکرایین، می تواند پابرجا بماند، هنوز معلوم نیست. اما این مسلم است که اردوی آلمان با مأموریت افغانستان خود، یک بار دیگر با قوت بیشتر در ضمیر خودآگاه مردم نقش گرفته است.

DW.COM

مطالب مرتبط