1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

كهنه سربازان امريكایی، فراموش شدگان در خانه

کهنه سربازان امریکایی که در افغانستان و عراق خدمت کرده اند، در بازگشت به کشورشان متوجه می شوند که با حمایت کمتر مواجه اند و حتا از سوی جامعه طرد شده اند. آنها در ماموریت خارجی تحسین می شوند، اما در خانه فراموش شده اند.

بریدگی مارتین نایفس، از ماه جنوری سال 2011 که اردوی ایالات متحده امریکا را ترک گفت، دیگر آدم بی سرپناهی است. او برای مدت طولانی در واشنگتن زندگی کرد، بعداً به تگزاس، پنسلوانیا و نیویارک رفت. در این شهرها وی با خانواده و دوستانش زندگی کرد، البته تا زمانی که آنها او را تحمل می کردند. وقتی هیچ گزینه ای نداشت، می بایست در پناهگاه ها زندگی مي كرد. امروز او در «مسکن کهنه سربازان» در خیابان «بوردر» واقع در بخش "کویین" شهر نیویارک زندگی می کند. او می گوید: «این جا تنگ است، اما من با آن می سازم».

مطابق به آخرین شمارش وزارت امور کهنه سربازان، در ماه جنوری سال 2011 عیسوی شمار کهنه سربازان بی سرپناه امریکایی به 67495 تن می رسید. با این هم این تعداد دوازده درصد کمتر از سال 2010 است و نشان می دهد که تلاش برای برطرف ساختن این معضله تاثیرش را نشان می دهد.

اریک شنسکی، وزیر امور کهنه سربازان جنگی در سال گذشته منابع مالی برای برنامه کهنه سربازان بی سرپناه را به طور اساسی افزایش داد. حامیان کهنه سربازان تلاش های او را می ستایند اما می گویند کارهای بیشتری باید انجام شود.

اضطراب های بعد از ضربه روانی

مارتين نايفس از وقتي اردوي امريكا را ترك كرد، بي سرپناه است.

مارتين نايفس از وقتي اردوي امريكا را ترك كرد، بي سرپناه است.

نایفس در اردوگاه "تاجی" واقع در شمال شهر بغداد محافظ یک افسر بود. او حوادث آنجا را چنین به خاطر می آورد: «ما مورد شلیک قرار می گرفتیم. سه بار بر ما نارنجک پرتاب شد. خدا را شکر که ما کشته نشدیم». او به دلیل مشکلاتی در ناحیه گردن، ستون فقرات، زانو و مفصل هایش دیگر نمی تواند کار کند. نایفس می گوید: «این (تکلیف ها) ناشی از حمله ای است که علیه "سترایکر" (نوعی موتر زرهدار) ما صورت گرفت. بهترین دوستم، در برابر چشمانم بر اثر یک پارچه نارنجک، یک چشمش را از دست داد».

نایفس می گوید، بعد از برگشتش به کشور، روانشناسان در اولین معاینه تشخیص دادند که او به "پی. تی. اس. دی" یعنی اضطراب و روان پریشی مبتلا است. این تکلیف از اثر ضربه های روانی به وجود می آید. اما او همین که در ماه جولای سال 2011 می خواست برای تداوی از داکتر وقت بگیرد، او را به خانه فرستادند. قرار بر آن بود که در ماه دسمبر دوباره به داکتر مراجعه کند. نایفس به دلیل مشکلاتی که داشت، از وظیفه اش برکنار شد. او می گوید: «آنگاه من شروع کردم که قصداً ناوقت سر وظیفه بیایم، در نتیجه من پیش از وقت برکنار شدم». بنابراین، این کهنه سرباز اکنون صرف حمایت قسمی و نه کامل دولتی را به دست می آورد.

نایفس می گوید: «من همیشه بیدارم. در عراق ما تقریباً هر شب زیر آتشبار توپخانه قرار داشتیم. از این رو حالا دیگر شب ها نمی توانم بخوابم. در آغاز از این وضعیت خوشم می آمد. وقت زیادی را در بیرون منزل می گذراندم. فرصت آن را داشتم با خواهرزاده و برادرزاده هایم باشم. اما این وضع تغییر كرد. حالا با خودم تنها مانده ام. من مشکلات زیادی دارم و نمی خواهم دیگران را به آن سردچار سازم».

فرار از واقعیت

نایفس هشت خواهر و یک برادر دارد. او تا حال با کسی کدام رابطه دایمی ندارد و بیشتر آشنایی هایش کوتاه مدت است. شاد میشاد با چنین سرنوشتی به خوبی آشنایی دارد؛ سرنوشت مردان جوانی که زندگی شان غرق خاطرات جنگی و بیگانه از خویشان شان است. میشاد نیز کهنه سرباز است. او در ویتنام جنگیده است و پس از برگشت به ایالات متحده امریکا، "بنیاد ملی کهنه سربازان" را تاسیس کرد.

ريان چارلز، كهنه سرباز امريكايي

ريان چارلز، كهنه سرباز امريكايي

میشاد می گوید: «تو نمی توانی دیگر با دوستان نزدیکت رابطه داشته باشی، تو نمی توانی کار بکنی و پول داشته باشی. تو فقط خودت را عقب بکش، از خانه بیرون برو. به موترت سوار شو، اگر اصلاً موتری داشته باشی، و یا به سرویس بالا شو، بگذار برود و در افکارت غرق شو». او این وضع روانی را با طفلی مقایسه می کند که با والدین اش پرخاش داشته باشد و می خواهد از آنها بگریزد. به نظر میشاد، این در حالی است که طفل نیک می داند جایی برای پناه جستن ندارد. از نگاه او «فرق بین یک طفل و یک کهنه سرباز در این است که دومی یاد گرفته است زنده بماند. این که در عراق و یا افغانستان بوده است، در این جا یک بازی طفلانه است. من همیشه پناهگاهی می یابم».

«خواب شدن در موتر هم یک نعمت است»

چالش هایی که اداره امور کهنه سربازان با آن روبروست بزرگ است. تنها در سال 2011 حدود 1.3 ميليون امتياز برای اين افراد در نظر گرفته شده بود. لیون پنیتا، وزیردفاع ایالات متحده امریکا، اندکی قبل تر در یک جلسه استماعیه کانگرس گفت که «این سیستم از اندازه بیرون می باشد».

ریان چارلز یک سال ضرورت داشت تا از وزارت امور کهنه سربازان تقاضای کمک کند. او پس از اقامت در عراق و افغانستان، پیش از وقت از وظیفه اش برکنار شد. چارلز می گوید: «رهبرانم در ارتش پیشبینی می کردند که از من چیزی ساخته نیست و باید اردو را ترک گویم. آنها از من سوال می کردند که ما در رکود اقتصادی قرار داریم، تو چه می کنی؟»

ریان چارلز امروز بیکار است. پس از برکناری اش، به طور خستگی ناپذیری در صدد یافتن کاری است. شرکت های امنیتی به وی می گویند که او به یک شهادتنامه مقتضی ضرورت دارد. با آن که او با فصاحت صحبت می کند و آدم خوب صورتی است، مهمانخانه ها و مغازه ها به درخواست های او برای کار پاسخ نمی دهند. در زندگینامه او چیز زیادی نوشته نیست مگر این که فارغ مکتب عالی است، بعداً در عراق و افغانستان کار کرده و اکنون هم بیکار است. او می گوید: «گاهی این احساس به من دست می دهد که یک ورق پاره خالی را می برم».

جاتا سمود، یک کهنه سرباز امریکایی از 23 سال بدین سو با موتر جیپش دور دنیا را می گردد.

جاتا سمود، یک کهنه سرباز امریکایی از 23 سال بدین سو با موتر جیپش دور دنیا را می گردد.

در سال گذشته آمار کهنه سربازان بیکار که بین 18 تا 24 سال دارند، 29.1 درصد بود. چارلز یک بخش وسایلش را در خانه مادرش در محله "بروکلین" نیویارک نگهداری می کند و گاهی در آنجا حمام می كند. اما او در موترش که در سمت مقابل سرک این خانه قرار دارد، خواب می شود. چارلز می گوید: «من شب ها در پیشروی ساختمان متروکی به سر می برم. خواب کردن در موتر برای من نعمتی است».

داکتر چارلز در نخستین معاینه روان شناسی به وی گفت که احتمالاً مبتلا به ناهنجاری های روانی و روان پریشی می باشد. علاوه بر این، بسیار الکول می نوشد. او پس از آن که با چشمانش دید یک سرباز افغان فقط چند متر دورتر بر اثر انفجار یک ماین هر دو پایش را از دست داد، دچار سر چرخی و فرار حافظه شد. او اکنون می کوشد دریابد که چگونه دولت می تواند از وی حمایت کند. از نظر او به طور اوسط هشت ماه را در بر می گیرد تا استحقاق یک کهنه سرباز معلوم شود.

چاره جویی مشکلات - اما چگونه؟

اریک شینسکی، متصدی امور کهنه سربازان تلاش می کند که تا سال 2015 به بی سرپناهی کهنه سربازان پایان دهد. خطر افتادن در صف بیکاران درازمدت، برای کهنه سربازان نسبت به افراد ملکی دو برابر است. در سال گذشته حدود 150 هزار کهنه سرباز، دست کم یک شب را در اقامتگاه اضطراری گذراندند.

میشاد می گوید: «این وضعیتی است که کسی نمی خواهد در مورد آن گپ بزند، زیرا شرم آور است. در واقعیت امر بايد ما از قبول چنین چیزی در کشور مان وحشت زده می شدیم».

DW.COM