1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

قهوه ای با دو سلفی در شهر بن آلمان

اداره محافظت از قانون اساسی یا استخبارات داخلی آلمان در مورد گسترش افراط گرایی سلفی ها در این کشور هشدار می دهد. شهر بن آلمان یکی از مراکز اصلی فعالیت سلفی ها به شمار می آید.

در پیش روی یک تانک تیل در شهر بن، دو مرد جوان با لباس های بسیار گشاد ایستاده هستند. باران نم نم می بارد. برای ملاقات با دو واعظ سلفی قرار گذاشته ام. یک دقیقه بعد از ساعت پنج شام، مردی به استقبال من می آید.

او لبخند می زند و می گوید: «بلی، ما افراطی هستیم». مرد جوان که حدود بیست و چند سال دارد و موی سرش را از پی تراشیده، پس از یک وقفه کوتاه، اضافه می کند: «یعنی این که ما به صورت افراطی وقت شناس هستیم» و لبخندش به پوزخند تبدیل می شود. او با من دست نمی دهد و می گوید: «این را باید درک کنید». در کشورهای غربی خودداری از دست دادن به کسی، بی حرمتی است. اما تعبیر سختگیرانه او از آیه های قرآن، این اجازه را به او نمی دهد که با یک زن دست بدهد.

او به من می گوید که از این مصاحبه من، فلم برداری می کنند و می افزاید: «این برای تو مطمین تر است و برای ما نیز. اما تو احتمالا نمی خواهی که از تو نیز فلمگیری شود، یا که نه؟».

دو واعظی که قرار است از آن ها فلم برداری شود، در یک قهوه خانه کوچک در برابر تانک تیل نشسته اند. ما از سرک می گذریم و به سوی آن ها می رویم. از یک بلندگوی قهوه خانه صدای موسیقی ترکی می آید. ابراهیم ابونقی، واعظ کلان تر، قهوه اش را شور می دهد. ابو دوجانه، واعظ جوانتر با آی فون سفیدش بازی می کند. آن ها با خوشرویی سلام می گویند و خدمتکار را صدا می زنند: «خواهر، لطفا یک قهوه دیگر سر این میز بیاور».

بازگشت به اسلام «اولیه»

ابودوجانه، واعظ سلفی

ابودوجانه، واعظ سلفی

یک سخنگوی سازمان محافظت از قانون اساسی ایالت نورد راین وستفالن به من گفته بود که هر دو طرف مصاحبه من «واعظین سلفی هستند که خطرناک می باشند». اما الحاکام سوخنی، اسلام شناس در دانشگاه اسنابروک آلمان گفت که این دو واعظ «فرا سنتی» هستند، اما نمی توان با اطمینان گفت که «حتما خطرناک هستند».

سوخنی، دانشجوی دکترا در رشته الهیات اسلامی در انستیتوت اسنابروک است. او می گوید که سلفی ها یک جریان بسیار محافظه کار هستند که تنها اسلام اولیه را قبول دارند. منظور از آن به گفته سوخنی زمان حضرت محمد و نخستین مسلمانان می باشد: «سلفی ها احکام قضایی پس از آن و هرگونه تعبیر (از احکام اسلامی) را رد می کنند».

دوجانه: شما حتما حالا از شریعت می پرسید

ابونقی، واعظ سلفی ها در شهر بن، برداشت خود از اسلام را «اسلام واقعی» می نامد. او خود را فقط مسلمان می نامد و نمی خواهد که سلفی نامیده شود. ابونقی می گوید که سلفی عبارتی است که از سوی رسانه ها و سیاست استفاده می شود تا میان مسلمانان تفرقه بیاندازند.

ابودوجانه، واعظ دیگر نیز از «تحریک برنامه ریزی شده از سوی رسانه ها و سیاست» سخن می گوید. ابونقی به دنبال سخنان او می گوید که «مشاوران صهیونیستی» این توصیه را به حکومت آلمان نموده اند. او در سن 18 سالگی از غزه به آلمان آمده است و می گوید که در غزه رویای آلمان و تکنیک و انضباط را در این کشور در سر می پرورانده است.

ابودوجانه ادامه می دهد: «شما حالا حتما درباره شریعت از من می پرسید». ریش دراز و سیاهش را دست می کشد که به ریش یک چریک انقلابی کیوبایی شبیه است. او فردی تحصیل کرده و سخنور است و به من می گوید که در دانشگاه ثبت نام کرده است. ابودوجانه می گوید که البته بدش نمی آید، اگر که شریعت در آلمان اجرا شود، اما هنوز این امکان وجود ندارد. او در ادامه می افزاید که این طور نیست که در شریعت، همینطوری دست کسی را قطع کنند، قوانینی در این زمینه است و کارشناسان حقوقی وجود دارند.

«ما با نگرانی متوجه این روند هستیم»

اداره حفاظت از قانون اساسی آلمان یا استخبارات داخلی می گوید که در این کشور 3800 سلفی وجود دارند که حدود 1000 تن از آن ها در منطقه راینلند زندگی می کنند و شمار آن ها در این منطقه در حال افزایش است. این سازمان می گوید که تنها اقلیت کوچکی از سلفی ها طرفدار خشونت است، اما گذار از فعالیت های سیاسی به جهادگرایی، یعنی سلفیت آماده به خشونت، مرزی جاری است. به این دلیل ماموران این سازمان در ایالت نورد راین وستفالن می گویند که با نگرانی متوجه این روند می باشند.

سلفی ها چندی است که با توزیع قرآن در آلمان، بر سر زبان ها افتاده اند.

سلفی ها چندی است که با توزیع قرآن در آلمان، بر سر زبان ها افتاده اند.

الحاکام سوخنی، کارشناس اسلام تاکید می کند که سلفی های خشونت گرا یک «اقلیت در اقلیت» می باشند. به گفته او سلفیت به سه گروه تقسیم می شود که خشونت گرایان کمترین آن ها را تشکیل می دهند. سوخنی می گوید که بر علاوه آن ها، می توان از بنیادگرایانی نام برد که «زنان شان روبند دارند و مردان شان لباس های بلند» که به ندرت در ملاء عام ظاهر می شوند و در نهایت می توان از گروه هایی نام برد که دو واعظ سلفی، ابونقی و ابودوجانه جزو آن ها هستند و «چندی است که به خاطر تلاش برای تغییر مذهب به شدت جلب توجه می کنند».

ابونقی و ابودوجانه، در مسجدی در نزدیکی شهر کلن آلمان با یکدیگر آشنا شده اند. آن ها هشت سال است که به تبلیغ مشغول هستند و این کارشان را «دعوه» می نامند، یعنی دعوت به اسلام. ابراهیم ابونقی در این ارتباط از «تبلیغات» یا «محبت به هم نوعان» سخن می گوید. این دو مدتی است که سی دی های حاوی تبلیغ را تقسیم می کنند، آن را در انترنت آپلود می کنند، قرآن تحفه می دهند و همچنین سمینار برگزار می کنند. این فعالیت های آن ها، حس کنجکاوی بسیاری را برانگیخته و افراد زیادی را به سوی آن ها جلب کرده است.

سوخنی، کارشناس اسلام که ناظر این روند بوده است، می گوید: «این نخستین بار بود که به آلمانی وعظ می شد، به زبانی ساده و قابل فهم که البته جذاب و دلچسب بود».

ابراهیم ابونقی از یک خط تیلفون می گوید که او از این طریق به مشکلات روحی جوانان مسلمان در آلمان رسیدگی می کند. او می گوید که روزانه تا 200 جوان به او تیلفون می کنند. در بین آن ها دختران دانش آموز مسلمانی هستند که مثلا نمی خواهند در درس شنا شرکت کنند و به دنبال راه چاره ای می باشند. ابونقی می گوید که به این دختران نصیحت می کند تا به مدیر مکتب یک قرآن تحفه دهند و صبر داشته باشند.

جذابیت سلفی ها برای جوانان

چرا سلفیت به خصوص برای جوانان این قدر جذاب است؟ من چند قدمی بالاتر می روم و به یک مسجد می رسم که زیاد جلب توجه نمی کند. می خواهم جوابی برای این سوال بیابم.

در ماه می سال گذشته میان سلفی ها و پولیس درگیری های خشونت آمیز رخ داد.

در ماه می سال گذشته میان سلفی ها و پولیس درگیری های خشونت آمیز رخ داد.

یک دختر دانش آموز که با یک دوستش مشغول صحبت است، از جا می خیزد و دستش را دراز می کند. او می پرسد: «تازه به دین اسلام روی آورده ای؟». این دختر جوان لبخند ملایمی بر لب دارد. انبوه جانمازهای فرسوده در روی زمین، مانند نوعی موزاییک به نظر می آید. سرمای زمستان از پنجره ای که به خوبی عایق بندی نشده، به داخل نفوذ می کند و صدای موترها را می توان شنید که در حال گذر هستند.

یک زن کلان تر به زبان عربی خطاب به دختر جوان می گوید: «انشاالله، او دین حقیقی را خواهد شناخت». زن جوان به علامت تایید سر تکان می دهد و می گوید: «انشاالله». چادر سیاه که تنش را می پوشاند، او را پیرتر نشان می دهد. برای دختر جوان فرقی نمی کند، هرچند گاهی مردم به او خیره می شوند و برخی اوقات در مکتب دچار مشکلاتی می شود. او معتقد است که خداوند بعدها پاداش زحماتش را به او خواهد داد.

سوخنی می گوید: «بیشتر نوجوانان میان 15 تا 20 سال هستند که جلب جریان سلفی می شوند». به گفته او، آن ها اغلب ادعای دانستن حقیقت مطلق را دارند. او در ادامه می گوید، البته این خطر وجود دارد که یک اقلیت بسیار کوچک از آن ها طرفدار خشونت باشد.

به گفته سوخنی، ابونقی و ابودوجانه دعوت به خشونت نمی کنند. شاید تنها گناه آن ها این باشد که موقف خود را در مخالفت با خشونت نیز روشن نمی کنند.

مساله خشونت

دو واعظ از شهر بن که من با آن ها در قهوه خانه دیدار دارم، نیز همین طور برخورد می کنند. ابودوجانه دوباره دستی بر ریشش می کشد و می گوید که اگر متوجه شود نوجوانان به خشونت علاقه نشان می دهد، البته که با آن ها صحبت می کنند: «این یک تابو نیست». او می افزاید، البته جوانانی که زیاد پای شان به این قضایا کشیده شده، دیگر پیش آنها نمی آیند.

ابودوجانه می گوید که پیش از تظاهرات گروه راست گرای «طرفدار نورد راین وستفالن» در ماه می سال گذشته که به عمد با نشان دادن کاریکاتورهای حضرت محمد، قصد تحریک را داشت، به مسجدها می رفته است: «من به مردم می گفتم: بیرون نشوید، نگذارید که شما را تحریک کنند». با این وجود بسیاری از سلفی ها در بن به سرک ها برآمدند و تظاهرات کردند که به برخوردهای خشونت آمیز با پولیس انجامید. یک پولیس به ضرب چاقوی یک سلفی از پا درافتاد و برای معالجه زخم های جدی اش راهی شفاخانه شد.

ابو دوجانه اذعان می کند که در بین آن ها افرادی هستند که دست به خشونت می زنند. او که کمی عصبانی است، می گوید که در بازی های فوتبال و یا در تظاهرات دیگر گروه های سیاسی نیز در آلمان، پیوسته درگیری هایی رخ می دهد. ابودوجانه می گوید که نمی فهمد، چرا سیاستمداران آلمانی به جای این حرف ها با آن ها سر یک میز نمی نشینند و همراهشان صحبت نمی کنند. ابونقی به علامت نفی سر تکان می دهد و می گوید که با سیاستمداران دیدار نخواهد کرد، حتی اگر که انگلا مرکل صدر اعظم آلمان باشد، «مگر این که او بخواهد به اسلام روی آورد». این حرف او دیگران را به خنده می اندازد.

ابودوجانه یک قرآن به من می دهد. ابونقی با لبخندی می گوید: «این که من پیام خدا را به شما می سپارم، بزرگترین خوشی برای من است». سپس به آی فونش اشاره می کند و می گوید که اداره حفاظت از قانون اساسی آلمان، او را شنود می کند. این مساله ناراحتش نمی کند، بلکه برعکس «ساعتش تیر است!». او می گوید که در مکالمه های تیلفونی اش اغلب از عشق خداوندی صحبت می کند و مطمین است که حتما برخی از مامورانی که سخنان او را شنود می کنند، به اسلام گرویده اند.

ابونقی هنگام خداحافظی از من می پرسد که آیا نمی خواهم چند جلد از قرآن شریف را بین همکارانم تقسیم کنم؟ او می گوید که چندین جلد در موتر دارد که من می توانم همراه ببرم.

DW.COM