1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

منطقه

قدرت، راهی برای رسیدن به ثروت در چین

کانگرس حزب حاکم کمونیست چین روز پنج شنبه برگزار شد و قرار است در این نشست، رهبری این حزب تغییر کند. این تغییرات در حالی ایجاد می شود که نگرانی از فساد و نابرابری در این کشور افزایش یافته است.

در مورد فعالیت های تجارتی قشر سیاسی در چین اطلاعات دقیقی در دسترس نیست. اما روشن است که مقام های حکومتی و حزبی و خویشان آنها به سرعت ثروتمند می شوند. به گزارش روزنامه امریکایی نیویارک تایمز، خانواده ون جیاوباو، نخست وزیر چین 2.1 میلیارد یورو ثروت اندوخته است. چند ماه پیش فرستنده تلویزیونی «بلومبرگ» درباره دارایی های خانواده خی جین پینگ، جانشین احتمالی هوجین تاو، رییس جمهور کنونی چین گزارش داد. گفته می شود که بسیاری از خانواده های قدرتمندان سیاسی بخش های اقتصادی مختلف را در کشور تماما قبضه کرده اند. خانواده های سیاستمداران چینی به خصوص از شرکت های دولتی برای زراندوزی استفاده می کنند.

این که قدرتمندان در چین از اموال عمومی استفاده می کنند و ثروتمند می شوند، یک راز سرگشاده است. به طور مثال یک راننده تاکسی در ناحیه شی ژاژونگ واقع در پکینگ به هنگام گذر از یک نیروگاه سوخت فوسیلی به طور ضمنی می گوید که اینجا متعلق به خانواده لی پنگ است که تا سال 1998 نخست وزیر چین بود.

چین سه دهه است که شکوفایی اقتصادی را تجربه می کند. به نظر می رسد که هیچ کس به اندازه قدرتمندان و نزدیکان شان از این وضعیت سود نبرده است. راه های رسیدن به پول متفاوت است. اما ظاهرا یک پایه اساسی آن در زمانی گذاشته شد که انبوهی از شرکت ها و کارخانه ها در سال های 90 به بخش خصوصی واگذار شدند.

گو خویوو، دانشمند علوم سیاسی دانشگاه بن آلمان می گوید: «ده تا 15 سال پیش اشخاصی که بر سر قدرت بودند، شرکت ها و کارخانه های دولتی را به قیمت بسیار کم به نزدیکان شان فروخته و به این ترتیب صاحب این شرکت ها شدند. نخبه های سیاسی ثروت شان را در بازار سهام و یا با داد و ستد به دست نیاورده اند. دارایی آن ها به سهم شان در شمار زیادی از شرکت ها برمی گردد».

اکثر مقام های ارشد در چین به اعضای حزب کمونیست و خانواده قدرتمندان داده می شود.

اکثر مقام های ارشد در چین به اعضای حزب کمونیست و خانواده قدرتمندان داده می شود.

اما ثروت اندوزی تنها به سهام شرکت هایی که پیش از این دولتی بودند، بر نمی گردد. اقارب و دوستان قدرتمندان در بخش های اقتصادی خصوصی سرمایه گذاری کردند و یا در این بخش ها منصب های مهم دریافت کردند. در گزارش نیویارک تایمز در مورد پسر وین جیاوباو آمده است که او افزون بر فعالیت های بی شمار دیگر در یک شرکت تولیدی لباس های ورزشی سرمایه گذاری کرده است. گفته می شود که پسر ژو رونگی، نخست وزیر پیشین چین، ریاست یکی از بزرگترین بانک های این کشور را بر عهده دارد. در در بخش های مالی، انرژی، مخابرات و سرگرمی نیز وضعیت به همین منوال است. گفته می شود که در تمام این بخش ها اعضای خانواده های سیاستمداران چینی سهم دارند. گو خوو اضافه می کند که اهمیت شرکت هایی که هنوز خصوصی نشده اند در چند سال گذشته افزایش یافته است و آنها به هر حال در دست نخبه های سیاسی هستند.

این کارشناس مسایل چین می گوید: «تمام اعضای خانواده سیاستمداران چینی از فرزند پسر گرفته تا عروس خانواده و نواسه، پست های ارشد شرکت های دولتی را اشغال کرده اند. رؤسا و مدیران در همه 134 شرکت بزرگ دولتی که زیر نظر مستقیم حکومت مرکزی می باشند، مناصب شان را به خاطر روابط شخصی به دست آورده اند».

برخی از شرکت های دولتی چینی از بزرگترین شرکت ها در سراسر جهان به شمار می آیند. آن هایی که در این بخش ها سمت های کلیدی دارند، درباره مبالغ هنگفت پول و سفارش ها تصمیم می گیرند. در این سیستم شفافیت وجود ندارد و فرد را به استفاده شخصی وسوسه می کند. گفته می شود که هر کدام از طایفه ها بخش های مختلف اقتصادی را قبضه کرده است. در یکی از اسناد ویکی لیکس آمده است که خانواده لی پنگ، بخش برق و خانواده ژو یونگ کانگ بخش نفت را کنترول می کنند.

لی وایزن، دانشمند علوم اقتصادی از شانگهای می گوید: «شرکت های خصوصی کوچک در چین جزو ثروتمندان به شمار نمی آیند، بلکه اشخاص بر سر قدرت و نزدیکان آن ها ثروت چین را در دست دارند. قدرت راه رسیدن به پول است، به این دلیل که ساختار قدرت در چین هنوز توازن نیافته است».

در صورت ایجاد تغییرات، نخبه های سیاسی بر سر قدرت در چین ممکن است اندوخته های شان را از دست بدهند. به این ترتیب امکان اصلاحات در این کشور چندان قوی نیست.

گو خویوو، کارشناس امور سیاسی دانشگاه بن آلمان می گوید: «چین باید ساختار سیاسی اش را اصلاح کند. این را تا به حال همه درک کرده اند. دلیل این که تا به حال در این زمینه اتفاقی نیفتاده است، این است که در این صورت ثروت باید از نو تقسیم شود. اشخاص بر سر قدرت که دارایی مملکت را در دست دارند، نمی خواهند که این تغییرات اعمال شود».

DW.COM

مطالب مرتبط