1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

جامعه و فرهنگ

فرهاد دریا: باید به نسل نو هنرمندان میدان داد

فرهاد دریا، هنرمند مشهور افغانستان در مصاحبه ای با دویچه وله به مناسبت عید فطر، برعلاوه صحبت از چگونگی وضعیت موسیقی امروز افغانستان، از هشت آهنگ تازه اش سخن می گوید که در ماه های پیش رو به بازار می آید.

فرهاد دریا در حال انجام کنسرت

فرهاد دریا در حال انجام کنسرت

دویچه وله: روز عید برای یک هنرمند خصوصاً اگر در خارج از کشور باشد، چطور می گذرد؟

دریا: با سلام و محبت، عيد خجسته ى رمضان را، جشن بزرگ اجابت را به تمام مسلمانان جهان و خاصتاً وطنداران مومن خود مبارك مى گويم!

سوال شما، بستگى به هنرمند دارد. كسى كنسرت مى دهد، كسى هم در محافل و مجالس خوشى وطنداران اشتراك مى كند. شمارى هم به منظور اشتراك در برنامه هاى موسيقى به افغانستان سفر مى كنند. كسانى هم كه تقاعد كرده اند، عيد را در كنار خانواده و عزيزان خود مى مانند. اگر از خودم بگويم، با حفظ آنكه هنوز تقاعد نكرده ام، اين اولين عيد است كه سعادت آن را دارم تا اين جشن بزرگ اجابت را در كنار خانواده ى عزيز خودم باشم. در غير آن، بيشتر وقت من در افغانستان سپرى مى شود.

دویچه وله: در این اواخر رابطه شما با دوست داران هنر تان از طریق شبکه های اجتماعی خیلی گسترش یافته است. چه باعث شد که فعالیت شما در شبکه اجتماعی فیس بوک افزایش یابد؟

دریا: موسيقى يگانه پل رابطه ى من با انسان ها نيست. من به عنايت شِگردهاى متعددى با كتله هاى وسيع مردم رابطه برقرار مى كنم. امروز در ميان اين همه تَرفَندِ وصل كننده، شبكه هاى اجتماعى از بلندترين نِرخ وصل كردن برخوردار است. من كه دغدغه هايم بيشتر "انسان محور" است، اين پديده ى فراگير را موثرتر و دگرگون كننده تر از آن يافتم كه بتوانم از آن بگريزم. به عبارت ديگر، شبكه هاى اجتماعى براى من آموزشگاه بزرگ و رايگانِ خود شناسى و انسان شناسى است و حيف است از آن غافل بمانم.

دویچه وله: ساخت آهنگ های زیبای تان، تماس با علاقمندان در انترنت، همکاری با هنرمندان جوان و مسوولیت های دیگر، شما این همه فعالیت ها را چگونه برنامه ریزی می کنید تا به همه آنها رسیدگی کنید؟

دریا: اى كاش يك شبانه روز بيشتر از ٢٤ ساعت مى داشت و يك هفته مثلاً بيشتر از هفت روز مى بود ... نفسم از جَور فرصت كوتاه اين عمر در سينه گره شده! چه چُرت ها و چه آرزوها و چه برنامه هاى كه در سر دارم! هنوز اميدوار سال هاى استم كه بتوانم شِمّه ى از آنچه را كه در سينه دارم، در جاىِ بكارم و از خود باقى بگذارم.

دریا: در تلاش تکمیل هشت آهنگ تازه استم.

دریا: در تلاش تکمیل هشت آهنگ تازه استم.

دویچه وله: آقای دریا، دوست داران هنر شما منتظر آهنگ های جدید تان می باشند. کدام آلبومی روی دست دارید؟ و اگر بلی، چه وقت به بازار خواهد آمد؟

دریا: به قول معروف، "كورى و كبودى" خود را جمع كرده ايم! اين اواخر سخت در تلاش تكميل هشت آهنگ تازه استم كه قرار است از ميانه ى ماه سپتامبر، يكى يكى به بازار آيد. براى سرخرويى اين ترانه ها، تشنه ى دعاى مردم باصفاى خودم.

دویچه وله: شما زمانی به کودکان افغان کمک می کردید، حالا هم این پروژه ها را روی دست دارید؟

دریا: آرى، حمايت از كودكان نيازمند، از شاهبيت هاى آرزوهاى عمر من است. با اين تفاوت كه امروز شمار مردمِ توانمندى كه در گذشته دست مرا در اين امر صواب مى گرفتند، روز تا روز كم تر مى شود. مى ترسم يك روزى در تنهايى نتوانم به چنين پروژه ها بيانديشم!

دویچه وله: در سال های اخیر شاهد نوآوری هایی در موسیقی افغانستان می باشیم. موسیقی افغانستان به کدام سمت روان است؟ آیا این فصل جدیدی از اعتلای موسیقی افغانستان است یا بیراهه ای در این عرصه؟

دویچه وله: بدون شك، جريانات جديد موسيقى افغانى، گذشته از شكست و ريخت نه چندان كم آن، يك روزى ارزش هاى نوينى را به اين هنر به ارمغان آوردنيست. من اين فصل را از نگاه "شكلى"، صاحب دست آورد مى بينم؛ با آنكه در مورد محتواى آن هنوز برخورد محطاطانه اى دارم. فصل جديد، از نظر من به يك گشايش عظيم مى ماند كه براى سنجش ارزش ها و كم و بيش آن، به زمان بيشترى ضرورت است. بايد منتظر بمانيم تا ببينيم واقعاً اين موج به سوى چه ساحلى در شتاب است. اگر كوتاهش كنم، خواهم گفت:

بايد به نسل نَو، ديد نَو، فكر نَو، معيارهاى نَو و باورهاى نَو ميدان داد تا تجربه هاى تازه آغاز شده ى شان را به منزل برسانند. آنگاه مى توان در پرتو آن، قضاوت عادلانه تر نمود.

دویچه وله: شما در یکی از مقاله های تان از بخشی از هنرمندان تازه کار افغانستان انتقاد کرده اید، آنهایی که به گفته شما برای تجارت به افغانستان بازگشتند. چرا هنرمندان پرسابقه افغان در خارج از این کشور کم کار شده اند؟ بعضی از آنها برای سال ها حتی یک آهنگ هم ندارند.

دریا: گزارش از وضعيت موسيقى روز، به معنى نقد آن وضعيت نيست. من در آن نوشتار، در رابطه با بخشى كه شما به آن اشاره كرديد، بيشترينه گزارش داده بودم. به وضاحت مى گويم كه من امرار معاش كردن از راه موسيقى را يك امر طبيعى مى دانم كه كاملاً حق يك هنرمند است؛ چنانكه حق يك طبيب، حق يك مهندس، حق يك تاجر ... است!

و اما اينكه چرا سابقه داران اين هنر، در خارج از كشور، كم كار و كم اثر شده اند؛ دلايل فراوانى دارد كه از آن جمله مهاجرت ها و عقوبت هايش، دور افتادن از محراق فرهنگ، ناگذيرى هاى اقتصادى و پديد آمدن جهانى از دغدغه هاى تازه و متفاوت از خاستگاه آن هنر را مى توان به عنوان يك فهرست خيلى شتابزده مطرح نمود.

دویچه وله: آقای دریا، به عنوان یک هنرمند، از موسیقی امروز افغانستان چقدر راضی هستید؟ اگر احتمالاً موسیقی امروز افغانستان برای تان رضایت بخش نباشد، کی ها مسوول این نارسایی در وضعیت هنری اند؟

دریا: در پاسخ قبلى خود، به نحوى به اين سوال پرداخته ام. براى راضى و ناراضى بودن، كمى ديگر نيز صبر بايد كرد و ديد كه از اين جرقه ها چه دست آوردى گل مى كُنَد. در ايجاد چنين وضعى، عوامل زيادى چون جنك و ناامنى، سياست هاى نه تنها نادرست بلكه بازدارنده، ناكافى بودن سطح دانش كتله ى عظيمى از هنرمندان و گيرندگان آثار آنان، محدوديت هاى جامعه ى سنّتى افغانى و ... وجود دارد. در نهايت امر، من نه تنها به فرداى موسيقى افغانى، بلكه به آينده ى موسيقى افغانستان نيز اميدوارم.

دریا کنسرت های بزرگی در افغانستان برگزار کرده است.

دریا کنسرت های بزرگی در افغانستان برگزار کرده است.

دویچه وله: آیا رجوع هنرمندان جوان به ابزار تکنولوژیک منجر نمی شود که موسیقی و ابزارهای موسیقی افغانستان به فراموشی سپرده شود؟

دریا: تا حد زيادى با شما موافقم و اين نگرانى، سال هاست نَشتَرَم مى زند. علاوتاً حقيقت زمان را نيز نبايد منكر شد كه از آن جمله، به گونه ى مثال نمى توان تكنولوژى را به عنوان يكى از عظيم ترين دست آوردهاى عصر حاضر از نظر دور داشت.

دویچه وله: و سرانجام اینکه مردم برای بهتر شدن وضعیت موسیقی و حفظ داشته های این عرصه، از کی باید انتظار داشته باشند؟ بیشتر انتقادها متوجه نهادهای فرهنگی دولت است، اما فکر نمی کنید مسوولیت اصلی متوجه آنهایی است که در این عرصه مصروفند؟

دریا: غنامندى موسيقى با حفظ اصالت ها و گنج ديروزين اين هنر، رابطه ى تنگاتنگ دارد. انسان نمى تواند هر روز همه چيز را از نو براى خودش تجربه كند. داشته ها و تجربه هاى گذشته، همچنانى كه آب و نان سفر فرداى اين هنر است؛ سير طبيعى و توالى را نيز در پروسه ى رشد و حركت به جلوىِ اين هنر تامين مى كند. به عقيده ى من، حفظ سنّت ها و داشته هاى موسيقى بومى و اصيل، بيشتر وظيفه ى نهادهاى مسوول يك نظام است؛ در حالى كه هنرمند و مردم نيز تا حدودى در تامين اين امر موثر اند. و اما در رشد و بهشد وضعيت اين هنر، بدون شك كه هنرمندان نقش سازنده، تكان دهنده و مسير دهنده دارند.

DW.COM