فرار هزاران باشندۀ مناطق قبايلي به راولپندي | آلمان و جهان | DW | 19.09.2008
  1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

فرار هزاران باشندۀ مناطق قبايلي به راولپندي

باجور در شمال غرب پاکستان، منطقه اي است که پاکستان مي خواهد به غرب نمايش دهد: نگاه کنيد که ما چه گونه عليه دهشت افگني مبارزه مي کنيم

اردوگاه های آموزش اسلامیست های تروریست در مناطق مرزی میان پاکستان و افغانستان

اردوگاه های آموزش اسلامیست های تروریست در مناطق مرزی میان پاکستان و افغانستان

شيرعلي با خانواده اش در جملۀ هزاران فراري هاي است که مجبور به ترک خانه هاي شان شده و به روالپندي آمده اند. اين مرد استخواني در حالي که به دورش مي چرخد، با دست اشاره به دوازده طفل مي نمايد: اين ها پسران و دختران کاکايم هستند. ده تن ديگر آنان در جاي ديگر پناه گزين شده اند. آنها همه از جنگ ميان طالبان و سربازان پاکستاني که همديگر را بمب باران مي کنند، فرار کرده اند. شير علي مي گويد:

"ارتش از سلاح هاي ثقيله کار مي گيرد و از مسافه هاي طولاني فير مي کند. ممکن است که بمب ها بر هر فردي و بر هر خانه اي اصابت کند. و نيز اگر در آن خانه ها افراد بي گناهي به سر برند. ما همه چيز هاي ما را به جا گذاشتيم تا زندگي ما را نجات دهيم."

او به اين سوال که آيا کسي از اعضاي خانواده اي او زخمي شده است، جواب داد که در اين جنگ آدم زخمي نمي شود، بلکه کشته مي شود.

طالبان به آساني قابل شناسايي نيستند. آنان صاحب ريش و مو هاي دراز، لنگي و سلاح هستند. اما ما همه اين ها را از نگاه عنعنوي نيز داريم...

"طالبان به آساني قابل شناسايي نيستند. آنان صاحب ريش و مو هاي دراز، لنگي و سلاح هستند. اما ما همه اين ها را از نگاه عنعنوي نيز داريم..."

اما شير علي اين خوش چانسي را داشت که با نجات جان خود و خانواده اش به راولپندي نزديک اسلام آباد پايتخت فرار کند. يکي از اطفال مي گويد:

"ما در آنجا ترس داشتيم که کشته شويم، ما در اين جا نيز ترس داريم."

در وطن شان آنان از بمب ها هراسناک بودند و در اين جا از سرنوشت نامعلوم. اطفال بيمار به نظر مي آيند. شير علي مي نالد:

"ما که پولي کافي براي خوردن نداريم، چگونه مي توانيم دوا خريداري کنيم؟"

باجور در شمال غرب پاکستان، منطقه اي است که پاکستان مي خواهد به غرب نمايش دهد: نگاه کنيد که ما چه گونه عليه دهشت افگني مبارزه مي کنيم. در اين جا سربازان ما در مبارزه عليه طالبان و القاعده جان شان را از دست مي دهند.

در افغانستان، يا در مناطق سرحدي در باجور وزيرستان پاکستان - مشکل براي سربازان ايالات متحده امريکا و پاکستان يکسان است. طالبان و دهشت افگنان از ديگر مردم در قدم اول قابل شناسايي نيستند. شيرعلي مي گويد:

"طالبان به آساني قابل شناسايي نيستند. آنان صاحب ريش و مو هاي دراز، لنگي و سلاح هستند. اما ما همه اين ها را از نگاه عنعنوي نيز داريم. گذشته از آن اگر طالبي برايت بگويد که ريش بگذار، در آن صورت کسي نمي تواند امر او را ناديده بگيرد، زيرا براي او ريش گذاشتن يک سنت اسلامي است."

تخریب یک مکتب دخترانه به وسیلۀ طالبان در پاکستان

تخریب یک مکتب دخترانه به وسیلۀ طالبان در پاکستان

"برگرديم" – کلمه اي است که همواره از اعضاي خانوده اش شنيده مي شود. مصارف زندگي براي آنان در راولپندي بسيار گران است. پسر کوچک کاکاي شير علي مي خواهد به زود ترين فرصت به خانه برگردد، او مي گويد:

"ما مي خواهيم به خانه برگرديم، ما نمي خواهيم در اينجا بمانيم ..." شيرعلي نيز مي خواهد به خانه برگردد، اما حالا اين کار ممکن نيست. او مي گويد که ما بايد صبر کنيم که جنگ خاتمه يابد، او تاکيد مي کند که صلح زماني عملي است که يکي از طرف هاي درگير شکست بخورد.