1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

"سیاست صادرات اسلحه آلمان تغییر کرده است"

سال گذشته حکومت آلمان فدرال به طور قابل ملاحظه ای صادرات کمتر اسلحه را تصویب نمود. آنچه به اصطلاح تصویب موارد منفرد صادرات خوانده می شود نزدیک به چهار میلیارد یورو می شود. یک سال پیش از آن این رقم شش میلیارد یورو بود.

زیگمار گابریل، وزیر اقتصاد آلمان فدرال اعلام کرده است که در صدور اسلحه به خارج به ویژه به کشورهای غیردموکراتیک مانند عربستان سعودی، با محدودیت برخورد می شود. آیا این نشان دهنده تغییر در سیاست صادرات اسلحه است؟

میشاییل بروسکا، مدیر بنیاد تحقیقات صلح و سیاست امنیتی در دانشگاه هامبورگ آلمان به این نظر است که کاهش صادرات اسلحه آلمانی دودلیل دارد. ابتدا این که تقاضا در میان متحدان اروپایی کاهش یافته است و دوم این که حکومت آلمان فدرال در سال گذشته در قبال مجوز صادرات سلاح به ویژه سیستم های قیمتی و بزرگ تسلیحاتی با محدودیت برخورد کرده است.

بروسکا افزود: «همیشه معاملات انفرادی بالغ بر چندین صد میلیون یورو وجود دارند. این احصاییه ها از یک سال تا سال دیگر بسیار تغییر کرده می توانند. اما تصویب صادرات به پیمانه بزرگ در سال 2014 بسیار زیاد نبوده است. با وجود این با احتمال زیاد می توان گفت که این اعلام آقای گابریل در سال گذشته نیز به اجرا در آمده است و در حقیقت امر یک تغییر در سیاست صادارات تسلیحات آلمان دیده می شود.»

به نظر این کارشناس، با در نظر داشت مجموع صادرات آلمان، صادرات اسلحه اهمیت بسیار اندک دارد. از مجموع 1.1 هزار میلیارد صادرات، تنها 7 تا 8 میلیارد آن (کمتر از یک درصد) از صادرات اسلحه است. صادرات اسلحه صرف برای برخی از شاخه های خاص صنعتی و بعض مناطق دارای اهمیت می باشند.

موقعیت جیوپولتیکی عربستان سعودی نیز فکتوری است که ایجاب ملاحظه را می کند. متحدان آلمان در ناتو و اتحادیه اروپا جانبدار ارسال اسلحه به عربستان سعودی می باشند. زیرا در ارتباط با عربستان سعودی پای ایران مطرح می شود که گفته می شود، می تواند برای عربستان سعودی خطرآفرین گردد و به این دلیل این کشور باید بتواند از خود دفاع کند.

همچنان باید اهمیت عربستان سعودی را در ارتباط با بازار جهانی نفت در نظر گرفت. در حالی که کشوری مانند افریقای جنوبی می تواند نظم را در جنوب افریقا نگهدارد و یا هندوستان می تواند در آسیای جنوبی پاسدار نظم باشد. اما هنگامی از صدور اسلحه انتقاد صورت می گیرد که پای کشورهایی در میان باشد که آلمان نتواند بر نتایج صدور اسلحه کنترول داشته باشد. به عنوان مثال می توان از ارجنتاین یاد کرد که در سال های هفتاد و اوایل سال های هشتاد بزرگترین وارد کننده اسلحه از آلمان بود و بعداً با این اسلحه جنگ فالکلند را علیه بریتانیای کبیر به راه انداخت.

میشاییل بروسکا در مورد این که آیا آلمان به صدور اسلحه برای روی پا نگهداشتن صنایع تسلیحاتی اش نیاز دارد، می گوید: «صادرات اسلحه به دو دلیل برای حکومت آلمان فدرال مهم است. از یک طرف باید ظرفیت صنایع تسلیحاتی اش را مورد استفاد قرار دهد. سفارش های تسلیحاتی که از جانب اردوی فدرال آلمان صورت می گیرد، به تنهایی کافی نیستند، و همیشه در حدی نیستند که اشتغال در این شاخه را تضمین کنند. اما استفاده از این ظرفیت ها برای صادرات خود یک ساحه مشکل آفرین می باشد. سفارش برای خریداری تحت البحری ها موازی به سفارش اردوی فدرال برای این منظور از خارج نیز می رسد. بنابراین، ظرفیت تولید کنندگان تحت البحری در آلمان، بیشتر از نیازمندی نیروی بحری آلمان می باشد.

دلیل دوم را این کارشناس چنین شرح می دهد: «دلیل دوم همکاری های بین المللی می باشد. بسیاری تسلیحات به تنهایی در سطح ملی تولید نمی گردند، بلکه تولیدات مشترک اروپایی و یا دوسوی اوقیانوس اطلس می باشند. می توان استدلال نمود که دیگر کسی به یک کشور بدون آنکه صنایع تسلیحاتی خودش را داشته باشد، به مثابه یک شریک در همکاری ها علاقه نخواهد گرفت. و این کشور وابسته به آن می گردد که چیزی را خریداری کند که دیگران تولید می کنند.»

بعد از پایان جنگ سرد مخارج نظامی در اروپا و متحدانش کاهش یافت و صنایع تسلیحاتی در آلمان به طور معتنابهی کوچک گردید. اما از اوایل سال های نود به این سو تقریباً آلمان میزان ثابت تولیدات اسلحه داشته است، البته فراز و فرود هایی وجود داشته اند، اما نمی توان گفت که گرایش به کاهش یا افزایش تولیدات به وجود آمده باشد.

DW.COM