1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مهاجرت به اروپا

سرنوشت خانواده های مهاجری که از هم جدا شده اند

جنگ سوریه بسیاری خانواده ها را از همدیگر جدا ساخته است. پدر در آلمان، مادر در سوریه و فرزندان شان در لبنان و ترکیه.

هزاران خانواده از این نوع انتظار ویزا را می کشند تا دوباره همدیگر را ببینند و مشترکاً در صورت امکان در آلمان آینده ای برای زندگی شان بسازند. اما این خانواده باید نخست کار شان را در ادارات آلمانی به پیش ببرند. همه این خانواده ها باید تصدیق ادارات ترکی را داشته باشند که آن ها به حیث پناهنده ثبت دفتر شده اند. آن ها اسناد معتبر سوریایی و ویزا برای آمدن به آلمان به کار دارند.

اما قبل از همه آن ها به صبر و شکیبایی نیاز دارند، زیرا برای تهیه همه این اسناد شاید سال ها وقت لازم باشد. و این کار پرهزینه است. توماس بورمان یک خانواده جدا شده از همدیگر را در استانبول ملاقات کرده است. مادر و اولادش در آنجا اند، اما پدر خانواده در آلمان است.

مریم یک سال است که در ترکیه می باشد. او که 13 سال دارد، به هنگام ترک سوریه هنوز در مکتب بود.

مریم می گوید:« ما مجبور شدیم از سوریه فرار کنیم، زیرا در آنجا جنگ بود. و حالا من تمام روز در اینجا در خانه نشسته ام.»

خانه ها متشکل از دو اتاق در یک ناحیه ساحلی ترکیه است. در این خانه مریم با مادرش و چهار خواهر و برادرش به سر می برد. مریم می کوشد از وقتش به ترتیبی استفاده کند.

مریم می گوید:« من آلمانی می آموزم ... صبح شما به خیر، چه طور هستید؟»

فصل اول را نزد خود فرا گرفته است. این خانواده همه امید شان را به آلمان بسته اند. پدر شان قبلاً در سال گذشته در آنجا پناه جسته است. اکنون او در فرایبورگ ام برایسگاو زندگی می کند. فاطمه مادر مریم آن وقت فکر می کرد که در نهایت در ظرف چند هفته او و اطفال اش به شوهرش می پیوندند.

فاطمه می گوید:«شوهرم از یک سال به اینسو در آلمان است. ما می خواهیم نزد او برویم، اما به ما اجازه نمی دهند، این ناممکن است.»

در عین زمان فاطمه می فهمد که موعدی وجود دارد و زمانی برای انتظار کشیدن لازم است تا آلمان برای پیوستن خانواده با هم ویزائی صادر کند. اما فاطمه از یک مشکل کاملاً دیگری به ستوه آمده است.

برای سفر کردن از ترکیه به آلمان او به یک پاسپورت معتبر ضرورت دارد. او حتماً می تواند این پاسپورت را از قونسلگری سوریه در استانبول به دست آورد. اما فاطمه می گوید:«تنها برای تعیین یک وقت ملاقات با قونسلگری سوریه که ما یک درخواست برای گرفتن پاسپورت بدهیم، باید 300 دالر رشوت بدهیم. و این کار را برای هر پاسپورت جداگانه باید بکنیم. من اینقدر پول ندارم.»

قونسولگری سوریه این پول رشوت را برای صکوک یک پاسپورت به طور منظم مطالبه می کند و بار دیگر 400 دالر می خواهد که سر جمع 700 دالر می شود. کدام تخفیفی بر اولادها قایل نیستند. فاطمه باید برای خود و پنج فرزندش شش چند صکوک بپردازد که جمعاً 4200 دالر می شود. فاطمه شک دارد. او نمی داند که چگونه محمد طفل هشت ساله اش را راحت نگه دارد.

محمد می گوید:« من نمی توانم به مکتب بروم. من می خواهم به آلمان بروم. پدرم در آنجاست و من می توانم در آنجا چیزی بیاموزم.»

اما به نظر می رسد که آلمان دور از دسترس است.

فاطمه می گوید:«بسیار مشکل است. اطفالم در اینجا نمی توانند به مکتب بروند. پدرشان نیست. اما ما یک خانواده استیم. پول ما برای کرایه و خوراک ما به مشکل کفایت می کند.»

پسر 15 ساله اش با کارهای موقتی یک مقدار پول به خانه می آورد، گاهی در رستورانت گارسون می شود و گاهی کارگر فابریکه می شود. برعلاوه، این خانواده یک مقدار حمایت مالی از آلمان به دست می آورد. به آن ها انجمن کلیسائی از فرایبورگ کمک می کند که از پدرشان نیز حمایت می نماید.

تنها آرزوی قلبی آن ها این است که مادر و خانواده بتوانند به فرایبورگ بروند که این هنوز هم معلوم نیست. این وضعیت هزاران خانواده مهاجر سوریایی در ترکیه است. با اینهم مریم 13 ساله هنوز امیدش را از دست نداده است.

مریم امیدوار است که یک روز در فرایبورگ به مکتب رفته بتواند و قبل از همه خانواده یعنی مادر و پدرش دوباره با هم یکجا شوند.

DW.COM