1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

آلمان و جهان

سؤ استفاده جهادگرایان خود خوانده از اسلام و قرآن

آیا اسلام در ارتباط با خشونت مشکل دارد؟ جهادگرایان خود خوانده با سوء استفاده از اسلام و قرآن، به شهرت این دین جهانی زیان رسانده اند. این امر نیازمند یک برخورد انتقادی به این مساله است.

جهادگرایان اسلامگرا در حملات تروریستی در پاریس و بروکسل به نام اسلام، به کشتن شمار زیادی از مردم بیگناه دست زدند. آن ها با اعمال وحشیانه شان، تمام یک دین جهانی را بدنام می کنند.

این جهادگرایان به اسلام استناد می کنند و کشتار های شان را با آیاتی از قرآن توجیه می نمایند. برای اکثریت 98 درصدی مسلمانان صلحجو که شمار آنها به 1.6 میلیارد می رسد، سوء استفاده از دین شان، بسیار دردناک است، زیرا به این وسیله دین شان مورد شک و سؤظن همگانی قرار می گیرد که گویا اسلام، در ارتباط با خشونت مشکل دارد.

منتقدین اسلام و بخش بزرگ عامه غرب به این نظر هستند که اسلام اساساً خاصیت جنگجویانه دارد. آنها مثلاً به سوره 2 آیه 191 استناد می کنند که کافران را بکشید.

اما مساله به این سادگی نیست. در میان عالمان دین این مورد مناقشه وجود دارد که اسلام در آموزه ای اساسی اش، در مقایسه با انجیل و تورات از خشونت بیشتر ستایش می کند و یا خشونت را توجیه می کند.

توماس فولک اسلام شناس از بنیاد کونراد ادینهاور می گوید: «جملات توجیه کننده خشونت تنها در اسلام وجود ندارد، بلکه در یهودیت و مسحیت نیز چنین جملاتی وجود دارند.»

او می افزاید که همه ادیان وحدانی، قسماً متونی را در بر می گیرند که برای خواننده مدرن ناخوشایند است، زیرا جملات یا از خشونت ستایش می کند یا در خصومت با زنان قرار دارند. برای این اسلام شناس شیوه برخورد با این متون تعیین کننده است.

Belgien Brüssel Eingang zur Metro Station Maelbeek

بلجیم مدخل قطار زیر زمینی میل بیک

استناد به چنین آیاتی نیز نمی تواند این مساله را توضیح دهد که چرا مردان جوان در نشئه خشونت، اعمال تروریستی شان را – فرقی نمی کند در سوریه، عراق یا در بروکسل- به نام اسلام انجام می دهند. زیرا چنین آیاتی در ارتباط با خشونت که از 14 قرن به این سو در قرآن و سنت وجود دارند، باعث به وجود آمدن تروریسم مانند داعش یا دولت خود خوانده اسلامی نشده است. اما چرا امروز؟

متن تاریخی

بکیم آگای پروفیسور اسلام شناس در دانشگاه گویته فرانکفورت تاکید می کند که اسلام در کل تحت شرایط تاریخی کاملا متفاوت از امروز ظهور کرد. در آن زمان «جنگ، نه صلح میان قبایل، مردم، امپراتوری ها امر عادی بود. دین تمام بخش های زندگی را زیر تاثیر قرار می داد، طوری که دولت، جامعه، جنگ و صلح در آن زمان، باید براساس دین توجیه می شدند.»

او می افزاید که در قرآن دستوراتی برای جنگ و صلح وجود دارد و این وظیفه عالمان دین بود که این دستورات را طبق وضعیت وقت تفسیر کنند. اما این در آن زمان روشن بود که دولت و نه هر مسلمانی (به شیوه تروریست های امروزی) در مورد اِعمال قهر مشروع و غیر مشروع تصمیم می گرفتند.

این پروفیسور اسلام شناس تاکید می کند: «مسلمانان از همان آغاز تجارب منفی در این مورد داشتند که افراد ( مسلمانان منفرد) خود در باره اِعمال خشونت تصمیم بگیرند.»

Symbolbild - Koran

جهاد گرایان با قرآن آشنایی ندارند و بی سواد دینی اند

پروفیسور بکیم آگای توضیح می دهد: «سنت اسلامی خیلی زود به این امر آغاز کرد تا میان شرایط تاریخی متون و حوادث اجتماعی زمان حاضر تمایز قایل شود.» هدف این بود که به «متون معنای زمان حاضر داده شود، براین اساس تفسیر شود، که به این وسیله میان قهر مشروع و غیر مشروع تفاوت گذاشته شود. نقل قول های خودسرانه بدون درنظرداشت شرایط به وجود آمدن متون، در این سنت بیگانه است.»

بی سواد ها در دین جهاد گرا می شوند

امروز پیش شرط های سیاسی و فرهنگی کاملاً طور دیگری است. در عصر مدرن و جهانی شدن، بخش هایی از این متون مورد مناقشه توسط افراط گرایان به دور از متن تاریخی آن ها مطرح می شوند. ارتباط با سنت های علمی و دانش اسلامی در جهان عرب وسیعاً از میان رفته است. تروریست های جهادگرا از این سنت علمی به کلی جدا شده اند. بسیاری از آن ها بی سوادان دینی هستند؛ آنها بدون تحصیل دقیق و چندین ساله قرآن می کشند و ترور می کنند.

پروفیسور آگای می گوید که این جهادگرایان خشونت های شان را به صورت عصر حجری به نمایش می گذارند، اما پدیده ترویسم اسلامگرا، یک پدیده مدرن است.

برای این اسلام شناس فرانکفورتی، این جهادگریان در زمینه تفسیر متون دینی و قرآن بی سواد هستند و صلاحیت آن را ندارند، گرچه این «جهادگرایان خودخوانده خود شان در امور دینی با صلاحیت فکر می کنند، به قرآن استناد می جویند، اما برداشت آنها از متن قرآنی به شکلی است که در غیر آن داوری در باره آن وظیفه داشمندان و دولت ها است.»

دید انتقادی به متون

افزون برآن زیر تاثیر تشنج های خشونت آمیز در جهان عرب از سوریه گرفته تا مصر، عراق، یمن و مراکش، یک روند سیاسی شدن دین رخ داده است و عالمان سنی، که مذهب حاکم رسمی می باشد، هیچ چیزی اساسی در برابر این پدیده عرضه نکرده اند.

این اسلام شناس می گوید که این بسنده نیست تا بخش های مورد منازعه متون مذهبی را از مفهوم روشن آن حذف کرد، چنانچه شمار زیادی از مسلمانان به این امر دست می زنند که برای آنها باور دینی رهنمایی برای شکل دادن یک زندگی صلح آمیز را تشکیل می دهد، بلکه: "مسلمانان باید به صورت انتقادی با متون مقدس شان بپردازند و از دید دانش تاویلی و تفسیری (هرمنویتیک) با متونی کار کنند که فکر می کنند پرسش ناپذیر هستند.

DW.COM