1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

مهاجرت به اروپا

زندگی پررنج ستاره فیلم اسامه در کمپ نمناک پناهجویان در فرانسه

مارینا گلبهاری، هنر پیشه زن سینمای افغانستان که به خاطر یک فیلم مشهورش در سطح بین المللی مورد تقدیر قرار گرفته بود، به دلیل یک عکس سر برهنه مجبور به ترک کشورش شده و حالا در یک کمپ نمناک مهاجران در فرانسه زندگی می کند.

آن ها که پنج ماه پیش برای شرکت در جشنواره ای به فرانسه آمدند، از ترس جان شان کمتر در ملأعام ظاهر می شوند.

عزیزی، شوهر خانم گلبهاری می گوید: «ما هیچگاه به ماندن مان فکر نمی کردیم. ما چیزی را با خود نگرفته بودیم.» او ادامه می دهد که تهدید به مرگ خود شان و خانواده شان در وطن، موجب شد که از برگشت منصرف شوند.

در اواخر سال 2001، مارینا گلبهاری که صرف ده سال داشت، در نقش قهرمان فیلم "اسامه" که برنده جایزه گلدن گلوب شد، تبدیل به یک ستاره مشهور سینما گردید.

او در سرک های پایتخت افغانستان مجله می فروخت و شاهد عینی سرنگونی رژیم طالبان بود که در پیش چشمش پدرش را لت و کوب کرده بودند.

در این فیلم او نقش دختری را بازی می کند که در زمان حاکمیت طالبان لباس پسرانه می پوشد تا بتواند آزادانه در سرک ها گشت و گذار کند.

گلبهاری که اکنون 24 سال دارد، به خبرگزاری فرانس پرس گفت: «سینما زندگی من است. در یک فیلم من همه چیز را در مورد مردمم می گویم.»

Afghanistan Marina Gulbahari Schauspielerin in Paris

مارینا گلبهاری در پاریس

نورالله عزیزی شوهرش نیز راهی جهت بیرون رفت از فقر از طریق صنعت فلیمبرداری در حال شگوفا شدن افغانستان جستجو کرد. او از جمله میلیون ها افغان مهاجر است که در سال های 1980 از دست جنگ شوروی ها به پاکستان فرار کرده بودند.

عزیزی که اکنون 28 سال دارد، طفلی اش را به یاد می آورد که در زیر خیمه ای می گذرانید و پیش از آنکه به کابل برگردد و دست به هزار و یک کار بزند، در یک شرکت بوت دوزی کار می کرد.

سرانجام او به بازیگری پرداخت که بدن عضلاتی اش برای وی نقش های افسر پولیس و سربازی را فراهم ساخت که علیه طالبان می جنگند. او می گوید: «من خوشحال بودم. من همه چیز داشتم.»

عزیزی و گلبهاری از طریق فیسبوک با هم آشنا شدند و به زودی عاشق همدیگر گردیدند، اما این رویداد مورد پسند خانواده عزیزی قرار نگرفت و آن ها در ماه سپتمبر گذشته از شرکت در محفل ازدواج آنها خودداری کردند.

عزیزی می گوید: «آن ها خجالت می کشیدند که او همسر من است، زیرا او هنرپیشه سینما بود و همه جهان می توانستند عکسش را ببینند.»

زمان زیادی سپری نشد که دردسر جدی برای آنها پیش آمد. یک عکس گلبهاری در حالی که سرش برهنه بود و در یک فیستوال در کوریای جنوبی گرفته شده بود، خشم محافظه کاران را برانگیخت.

Filmszene OSAMA Afghanistan

گلبهاری هنگامی که صرف ده سال داشت در فیلم اسامه

ملا امام یک مسجد محلی کاپیسا اعلام نمود که گلبهاری باید برنگردد. عزیزی می گوید که حرف های آن ملا به این مفهوم است که «او باید کشته شود».

اندکی پس از آن بمبی در باغچه حویلی شان در کابل پرتاب شد که انفجار نکرد. آنها پیهم تهدیدهای تیلفونی دریافت می کردند و این زوج مجبور گردیدند از خانه ای به خانه دیگری بروند.

در اواسط ماه نوامبر آن ها به "نانت" واقع در غرب فرانسه آمدند که گلبهاری در جشنواره ای باید ظاهر می شد. اما خانواده های آن ها که خود شان نیز تهدید به مرگ شده بودند، به آن ها گفتند که باید در همانجا بمانند.

این زوج در یک اقامتگاه فرتوت برای پناهجویان در "درو" واقع در 90 کیلومتری پاریس اسکان یافتند. اتاق سبز و بنفش کوچک شان تا به سقف پر از مواد بیکاره به نظر می رسد. گلبهاری کوشید در برابر این تبعید اجباری ایستادگی نماید، اقدام به خودکشی کرد و اکنون دوای ضد "دپریشن" یا افسردگی می گیرد.

Siddiq Barmak

صدیق برمک کارگردان فیلم مشهور اسامه

او می گوید: «من آرزو داشتم در فرانسه زندگی کنم، اما نه اینطور.»

آن ها به طور خاص از رفت و آمد با افغان های خود شان تشویش دارند. عزیزی که هر لحظه به همسرش نگاه می کند تا به وی اطمینان بدهد که نمی گذارد کسی نزد وی آمده و حکم مرگ ملای محافظه کار را در مورد او اجرا کند، می گوید: «این بسیار مهم است که مارینا ناشناس باقی بماند.» به این منظور، گلبهاری در ملاء عام جداً خود را می پوشاند.

صدیق برمک، کارگردان فیلم "اسامه" که سال گذشته به فرانسه پناهنده شد، می گوید: «وقتی که شما در افغانستان بازیگر و یا بخشی از فیلم هستید، شما متهم به کافر بودن می باشید، شما همیشه در خطر قرار دارید.»

بیرون رفتن بخش اعظم نیروهای بین المللی در اواسط سال 2014 از افغانستان به آن اقدامات محافظتی پایان داد که به طور نسبی به یک مدرنیته لیبرال مجال می داد تا در کابل و برخی شهرها شگوفا شود. برمک می افزاید که از آن به بعد یک موج محافظه کاری دینی، «البته نه تنها از جانب طالبان» کشور را در نوردید.

گلبهاری وقتی که دوباره به اتاق نمناک شان بر می گردد، در آخر تونل کدام روشنایی نمی بیند. او گفت: «پیش از این به آینده فکر می کردم، حالا من تنها به گذشته می اندیشم.»

DW.COM