1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

گزارش های بازسازی

زنبورداری؛ منبع جدید معیشتی برای زنان در بامیان

صنعت زنبورداری و تولید عسل در ولایت بامیان افغانستان رو به گسترش است. زنبورداری به ویژه برای زنان زمینه خوب معیشتی را فراهم ساخته است.

جمیله دستش را روی سینه اش می‌کوبد و با افتخار می‌گوید: «من برای خودم پول کمایی می‌کنم.» فارم کوچک زنبورداری و تولید عسل جمیله تنها منبع درآمد نیست، مایه افتخار نیز است.

در ولایت کوهستانی بامیان، یکی از کم‌توسعه یافته‌ترین و در عین زمان لیبرال‌ترین مناطق افغانستان، زنبورداری برای زنان فرصتی را مهیا ساخته است تا صاحب کسب و کار شوند.

در این ولایت در سال‌های اخیر به کمک سازمان‌های غیردولتی و حمایت خارجی چهار کوپراتیف زنبورداری ایجاد شده اند. این فارم‌ها فعلاَ ۴۰۰ کارمند دارند که نصف آن‌ها را زنان تشکیل می‌دهند و سالانه ۱۴ تن عسل تولید می‌کنند.

ولسوالی یکاولنگ که حدود ۱۰۰ کیلومتر از مرکز ولایت بامیان فاصله دارد، در ارتفاع ۲۶۰۰ متری از سطح بحر قرار دارد. باشندگان محل نگرانند که سرمای سوزان زمستان زنبورهای شان را خواهد کشت. آن‌ها روزانه یک ساعت راه‌های برفی را طی می‌کنند تا ظرف‌های خود را از عسل پر کنند و روی آن برچسب بزنند، در حالی که شمار کمی از آن‌ها می‌توانند بخوانند و بنویسند.

جمیله یک سال قبل به کمک همسایه‌اش سمیه زنبورداری را شروع کرد. سمیه که پنج سال پیش به تولید عسل شروع کرده بود و حالا یکی از افراد پیشقدم است، نخستین کالونی زنبور عسل را به جمیله داد تا این کسب و کار را شروع کند.

جمیله می‌گوید: «ماه اپریل بود و آن روز را دقیقاَ به یاد دارم. بسیار خوشحال بودم. وقتی که کار خانه را تمام کردم، همه روز را مصروف تماشای زنبورها بودم که چه رقم فعالیت می‌کردند.» با گفتن این کلمات هم خودش می‌خندد و هم زنان دیگر در اطراف‌اش به خنده می‌افتند.

هبت الله نوری، سوپروایزر این کوپراتیف در ولسوالی یکاولنگ می‌گوید که در سال جاری ۴۰۰ کیلوگرام عسل جمع آوری کرده اند. هر کیلوگرام عسل در بامیان ۸۰۰ افغانی و در کابل ۱۰۰۰ افغانی به فروش می‌رود.

جمیله مادر کلانی است که فرزندان‌اش خانه را ترک کرده اند. سمیه خودش به تنهایی هشت فرزند را کلان می‌کند. صدیقه که یتیم است و در این فارم کار می‌کند، از چهار برادر و خواهر خود نیز مراقبت می‌کند. هر کدام آن‌ها به صورت متوسط از یک تا چهار کندوی عسل را مراقبت می‌کنند و چند هزار افغانی برای خرج خانواده به دست می‌آورند.

جمیله می‌گوید: «هر وقت بخواهم خانه دخترم بروم، می‌توانم کرایه موتر را بدهم. می‌توانم برای دخترم چاکلیت سوغاتی ببرم.»

حلیمه که دو طفل دارد و در فارم زنبورداری کار می‌کند، می‌گوید: «می‌توانم برای کودکانم کتابچه بخرم.»

برای مرضیه که یک بیوه است، عسل تنها منبع معیشت برای بقا است. او از قریه کته خانه است که ۳۰ دقیقه از یکاولنگ فاصله دارد. این ولسوالی در اوایل  ۲۰۰۰ زیر کنترول طالبان بود و بعد از این که یک فرمانده طالبان به جنگجویان خود در این محل دستور داد «همه را به شمول سگ‌ها و مرغ‌ها بکشید» بسیاری باشندگان محل به قتل رسانده شدند.

شوهر او در نزدهم جنوری همان سال از مسجد بیرون کشیده شده و با شلیک گلوله طالبان کشته شد. او می‌گوید: «سابق زراعت می‌کردم، خامک دوزی می‌کردم، از کوه علف جمع‌آوری می‌کردم. برادرم به من کمک می‌کرد، اما بیشتر متکی به خود بودم.»

این خانم می‌افزاید: «حالا با تولید عسل می‌توانم خانواده‌ام را کمک کنم. حالا رئیس خود هستم.»

داوود موسوی، رئیس برنامه‌های زراعتی آژانس کمک‌های خارجی نیوزیلند در بامیان می‌گوید هر کسی که امسال در بخش زنبورداری سرمایه گذاری کند، سال آینده حاصل آن را می‌گیرد.

در قریه کته خانه، فاطمه و دخترش لباس‌های محافظتی پوشیده اند و کندوهای زنبور عسل را تنظیم می‌کنند. شوهرش احمد حسینی او را کمک می‌کند. حسینی تبسم کرده می‌گوید: «این نخستین باری است که ما باهم کار می‌‌کنیم.»

سعدیه فاطمی، مشاوری در سازمان‌های بین‌المللی می‌گوید: «این زنان وقتی نخستین درآمد خود را به دست بیاورند، ‌آن‌ها را در تثبیت موقعیت بهتر شان در امور خانواده کمک می‌کنند.» این کمک به ویژه برای دختران اهمیت زیاد دارد که در غیر آن در برخی خانواده‌ها به عنوان یک بار اضافی نگریسته می‌شوند.

۱۵ سال بعد از سقوط رژیم طالبان، افغانستان هنوز هم جای دشورای برای زنان است. در سال ۲۰۱۶ میلادی ۱۰ درصد از زنان کارمند معاش‌بگیر، در خارج از سکتور زراعت مصروف بوده اند و ۳۰ درصد کمتر از همکاران مرد شان درآمد داشته اند.

فاطمی می‌گوید: «تنها ۳۴ درصد زنان این کشور می‌گویند که اجازه دارند پولی را که به دست می‌آورند، خود شان به مصرف برسانند.»

مارک ژان ژان، متخصص زنبورداری که توسط یک موسسه فرانسوی برای احیای این صنعت به افغانستان فرستاده شده، می‌گوید: «عنعنه زنبورداری در افغانستان تا دهه ۱۹۶۰ وجود نداشت و آن زمان توسط ظاهرشاه اساس گذاشته شد.»

او می‌گوید: «ما وقتی در سال ۲۰۰۵ کار را شروع کردیم، چیزی باقی نمانده بود. اما زنبورداری در سال ۲۰۱۲ زمانی رونق یافت که وزارت زراعت آن را تقویت کرد.»

عبدالوهاب محمدی، رئیس زراعت بامیان می‌گوید: «اینجا جامعه با پیشانی باز حضور زنان در خط مقدم کمک به خانواده را می‌پذیرد. کار زنان رو به افزایش است. مردم قضایای موفق را می‌بینند و آن را تکرار می‌کنند.»

af/rr (AFP)

DW.COM

مطالب مرتبط