1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

منطقه

رنج‌نامه دختر جوانی که اسیر داعش شده بود

شیرین (نام مستعار) 18 سال دارد و توسط " دولت اسلامی" یا داعش به بردگی کشانده شده و مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بود. او از دست این دهشت افگنان به آلمان فرار کرد. اکنون کتابی در مورد سرنوشت این خانم نگارش یافته است.

شیرین ایزدی باور در کتابش نوشته است: «من 18 ساله ام. من هنوز زنده ام. از این بابت خدا را شکرگزارم. من یک دختر روشنایی باقی می مانم». روشنایی نماد خدا برای ایزدی هاست. ایزدی ها در عبادت شان به افتاب و مهتاب رجوع می کنند. نگرانی شیرین پس از این همه این بود که با برگشت دوباره اش به دلیل از دست دادن بکارتش در اثر تجاوز جنسی «بی عفت» پنداشته شود. زیرا دوشیزه ای که بکارتش را از دست داده باشد ولو در نتیجه تجاز جنسی باشد، در تصادم با جناح محافظه کار ایزدی ها قرار می گیرد که یک فرقه دینی کهن تر از مسیحیت می باشد.

زندگی صلح آمیز در شمال عراق

شیرین تا 17 سالگی اش در قریه هردان واقع در شمال عراق در مرز با سوریه یک زندگانی کاملاً عادی داشت. کتاب وی گاهنامه ای است که نشان می دهد چگونه گروه تروریستی داعش روند زندگانی او را برهم زد. او می نویسد: «مسلمانان کرد و عرب و ایزدی ها برای من همه متعلق به خانواده بزرگی استند. همین که این تروریست ها قدرت را در دست گرفتند، دیگر نمی خواستند که همسایگان ما با ما یک جا نان بخورند».

Shirin Buch Ich bleibe eine Tochter des Lichts

این کتاب حاوی خاطرات تکان دهنده دختری است که اسیر داعش بود

شیرین می خواهد بی نام بماند

بهترین دوستان شیرین دوشیزگان عربی بودند. او طرح بزرگی در سر داشت. می خواست مکتب عالی را به پایان برساند و وکیل مدافع گردد. خانواده اش او را در تصمیمش برای تحصیل حمایت می نمودند. اما همین که ملیشه های داعش در سوم ماه آگست سال 2014 قریه آن ها را متصرف شدند، زندگانی وی دگرگون شد. ساعت هفت صبح او را به گروگان گرفتند. همچنان همین که تروریست ها قریه شان را محاصره کرد، برای مادر، دو خواهر و برادرش هیچ راه فراری باقی نمانده بود.

او می نویسد: برایم این بسیار تکان دهنده بود که «همه همسایگان عرب ما قطع نظر از این که کسبه کار، معلم و یا طبیب بودند، به نظر می رسید که همه به داعش پیوسته اند» و این برای وی شوک بزرگی بود که افراد مورد اعتمادش به مجرم مبدل می گردند. او می گوید ایزدی ها از نگاه اسلام کافر شمرده می شوند، «زیرا ما کدام کتاب مقدس مانند تورات و یا انجیل و قرآن نداریم، مسلمانان تندرو ما را کافر می دانند». خانم الکساندرا کافیلیوس که این سرگذشت شیرین را نوتشه است، برای روزهای پیهم با این دوشیزه که ضربت روانی دیده است، مصاحبه داشته است. کافیلیوس ضمن مصاحبه ای با دویچه له گفته است که میل شیرین برای زندگی کردن از بین رفته است.

الکساندرا کافیلیوس، رنج نامه نویس شیرین

پس از نوشتن کتاب نیز او تماس با شیرین را ادامه داده است. زیرا این خانم ایزدی می خواسته است تا جهان از سرنوشت مردمش آگاه گردد. بنابراین او به طور مشروح رنجنامه زندگی اش را به وی بازگو کرده است. هنگام حکایت سفر پرماجرایش از عراق اشک های زیادی جاری شده اند. ایزدی های ربوده شده که شامل زنان و اطفال بودند، یک جا با هم در مکتبی زندانی بودند. با آن ها بدرفتاری صورت می گرفت و مورد تجاز جنسی قرار می گرفتند. شیرین در امان قرار داشت تا اینکه روزی توسط یکی از جنگجویان داعش به حیث همسر آینده اش انتخاب شد. پس از آن خانواده از هم پاشیدند. شیرین را در حالی که در مانده شده بود به فرمانبرداران سر سپرده داعش تحویل دادند. او در خلال این چند ماه نه بار مورد تجاوز قرار گرفته است.

Ich bleibe eine Tochter des Lichts

الکساندرا کافیلیوس زندگی نامه شیرین را نوشته است.

«داعش علیه زنان می جنگد»

در این میان شیرین در بادن ورتمبرگ آلمان از لحاظ روانشناسی تحت مراقبت قرار دارد. او از ترس اینکه مبادا اختطاف شود، نام اصلی اش را پنهان می کند. یان کیتسیلهان کارشناس ضربات روانی از وی و 1000 ایزدی دیگر مراقبت می کند که از سرنوشت مشابه شیرین رنج برده اند. او در مورد قصه فرار شیرین می گوید: «این جنگی علیه زنان است. داعش زنان را مورد سؤ استفاده قرار می دهد تا وابستگان تازه ای جذب کند. آن ها به طور سیستماتیک قربانی ساخته می شوند.» از نگاه کیتسیلهان «داعش به طور هدفمندانه ای خشونت جنسی را مورد استفاده قرار می دهد تا جامعه ای را از هم بپاشاند که در آن ملیشه های داعش با ارزش ترین عناصرش را نابود می کند. کسی که به یک زن تجاوز می کند، بر یک جماعت و یک خانوداه نیز تجاوز می کند.»

پایانی برای خشونت تروریستان در چشمرس نیست

شیرین ترس از یک فضای بسته و محصور دارد. او نمی تواند با موتر بس سفر کند و یا در یک اتاق با آدم های زیادی بماند. کافیلیوس می گوید که او در مورد آینده اش اصلاً فکر کرده نمی تواند. او بیشتر مصروف سرنوشت خانواده اش می باشد. مادرش را به سوریه اختطاف کرده اند. خواهر جوان اش گم شده و یک برادرش کشته شده است.500 تن از ساکنان قریه هاردان قبلاً در یک گور دستجمعی پیدا شده اند. در حال حاضر حدود 4000 زن و طفل در اسارت داعش می باشند. به گفته کافیلیوس سرنوشت شیرین فقط یکی از آن ها می باشد. هاردان قریه زادگاه اش کاملاً زمین خاره گردیده است و برگشت به آنجا ممکن نیست. همچنان کیسیلهان روانشناس باور نمی کند که دهشت داعش پایان یافته است. او می گوید: «از آنجایی که برای آن ها مرگ واقعی وجود ندارد، ناممکن است که این گروه تروریستی را با وسایل صلح آمیز متوقف گردانید». اما در مورد ترس شیرین از این که از اصول ایزدی ها تخطی شده است چه اتفاق می افتد؟ کافیلیوس می گوید که بابا شیخ، رهبر دینی ایزدی ها به همه زنان اطمینان داده است که بازهم آن ها متعلق به جماعت دینی ایزدی ها تعلق دارند و در مورد آنچه بر آنها رفته است، گناهی ندارند.

DW.COM