1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

افغانستان

راه ناهموار زنان بایسکل ران از پغمان تا المپیک

به سرعت از شیب های تند کوه های خاکی رنگ پایین می آیند و نه به نگاه خیره مردان توجه می کنند، نه به پرزه هایشان. این دختران بایسکل ران از این فعالیت جدید خود لذت می برند.

تصویر یک زن بر روی بایسکل در بیشتر نقاط جهان چیز عجیب و غیر عادی به نظر نمی رسد؛ اما در افغانستان، کشوری که سنت و تعبیر سختیگرانه اط دین ورزش زنان را محدود می کند، کار عجیبی دیده می شود.

تیم ملی ده نفره بایسکل رانی زنان افغانستان حالا با این پیشفرض ها و کلیشه های جامعه دست و پنجه نرم می کند. آنها نه تنها به مسابقات المپیک 2020 چشم دوخته اند، بلکه سعی می کنند پا را فراتر بگذارند و زنان بیشتری را به بایسکل رانی تشویق کنند. (آلبوم عکس تیم ملی بایسکل رانی زنان را اینجا ببینید)

مرجان صدیقی 26 ساله، عضو تیم و دستیار مربی می گوید: "برای ما، بایسکل نشانی از آزادی است". او می افزاید: "ما بایسکل رانی نمی کنیم که یک پیام سیاسی ارائه کنیم. ما بایسکل رانی می کنیم چون ما می خواهیم؛ چرا که این کار را دوست داریم؛ چرا که وقتی برادران مان می توانند، ما هم می توانیم".

یک صبح دل انگیز، با لباس ورزشی و کلاه ایمنی، مرجان و نیمی از اعضای تیم که همه بین 17 تا 21 سال سن دارند، برای تمرین بایسکل رانی از کابل تا تپه پغمان می روند. آنها از میان نگاه هایی که به آنها خیره می شوند و گاهی هم چشم چرانی ها، رکاب می زنند و از میان تپه های سرسبز، باغ های میوه و جاده ای پوشیده از درخت می گذرند.

پسرکی با پیراهن تنبان نامرتب در گوشه ای ایستاده و شگفت زده و با هیجان به دختران خیره شده است. پیش تر، یک مرد ریشدار که با موتر تویوتا کرولای خود همپای دختران حرکت می کند، نگاه آمیخته با قهر و ارعاب به آنان دارد؛ اما دختران همچنان رکاب می زنند و با قدرت پیش می روند. دختران ورزشکار غالبا با توهین و تحقیر مواجه می شوند؛ با کلماتی مانند "فاحشه، بدکاره، شما باعث ننگ خانواده های ما هستید؛ بروید به خانه و ... ". اما تیم بایسکل رانی دختران می گوید که آنان جسور باقی می مانند؛ شاید آنها از سوی کسانی تشویق می شوند که انتظارش نمی رود.

تحقق آرزوی مادر در زندگی دختر

زنی که کاملا جامه سیاه پوشیده، مادر یکی از بایسکل ران هاست که دست تکان می دهد و با شوق و شور توصیف ناشدنی دختران را در راه پغمان تشویق می کند. ماریا رسولی، مادر فیروزه 20 ساله است. او می گوید دخترش طوری زندگی می کند که برای خودش صرفاً یک آرزو بود. ماریا که دخترش دانشجو است، می افزاید: "پدر و مادر من هرگز اجازه ندادند تا من بایسکل برانم. نمی توانم اجازه بدهم که چنین چیزی دوباره اتفاق بیفتد". ماریا می گوید که او و شوهرش مساله ورزش دخترانشان را از چشم خویشاوندان و همسایه ها دور نگهداشته اند. او توضیح می دهد: "آنها هیچ نخواهند فهمید".

در طول سیزده سال پس از سقوط رژیم طالبان، وضعیت زنان در افغانستان بهبود پیدا کرده است. آنان حالا به طور قابل توجهی به تحصیل و خدمات صحی دسترسی دارند. نمایندگان زن پارلمان دیگر پدیده عجیبی در سیاست افغانستان به شمار نمی رود.

با این همه، برابری حقوق زن و مرد هنوز رویایی در جامعه سنتی و محافظه کار افغانستان دیده می شود. این وضعیت را شمسیه حسنی، نقاش، روی دیوار یک قهوه خانه به تصویر کشیده است: زنی با برقه که بین دنیایی غرق آب گیر مانده است. این تصویر کنایه ای است از این که زنان در دوران پس از طالبان می توانند صدای خود را بلند کنند، اما شنیده نمی شود.

دختر یا پسر؟

اعضای تیم ملی بایسکل رانی زنان می گوید که قناعت دادن کسانی که "اخلاق" را بر اساس دریافت خود تعبیر می کنند و بایسکل رانی زنان را ننگ می دانند، بسیار دشوار است.

در یکی از جلسات اخیر تمرین بیرون از کابل، سه مرد سوار بر یک موترسایکل از ناکجایی پیدا شدند و به صدف نظری، ورزشکار 18 ساله پهلو زدند. صدف به زمین خورد و به روی مرجان افتاد. پشت مرجان به طور بدی در این حادثه آسیب دید. این مساله سبب خشم محمد صدیق، رئیس فدراسیون بایسکل رانی شد که با موتر خود همراه با دختران می آمد. محمد صدیق به تعقیب سه مرد پرداخت؛ دو تن از آنان گریختند اما صدیق موتر سایکل ران را دستگیر کرد و تحویل پولیس داد.

محمد صدیق در سال 2003، پس از آن که دخترش علاقمندی خود را به این ورزش ابراز داشت، این تیم را پایه گذاشت. او می گوید که امنیت زنان همیشه نگرانی او بوده است. صدیق می گوید: "اگر طالبان برگردند، حقوق زنان اولین قربانیان خواهند بود".

در حالی که او سخن می گوید، چند تن از زنان جوان با چشمان زغالی و موهای حنا رنگ در خانه او جمع شده اند و درباره رژیم غذایی خود با شانون گالپن سخن می گویند. گالپین یک بایسکل ران امریکایی است که در حال حاضر مربی تیم بایسکل رانی زنان افغانستان است. او این تیم را برای مسابقات آسیایی پیش رو در کوریایی جنوبی آماده می کند.

دختران سرانجام مانده به پغمان می رسند، کنار یک جوی آب جمع می شوند تا دمراستی کنند. آنان با نان، کشمش و پنیر خانگی استراحت خود را شروع می کنند. نزدیک یک دکان خرد که آلو و گیلاس از آن آویزان است، یک مرد افغان با کنجکاوی به مرجان نزدیک می شود و می پرسد: "آیا تو هم با این بایسکل ران ها هستی که از کوه ها بالا می روند؟".

مرجان با چشمان حیرت زده و مبهوت در حالی که فکر می کند به جنجال افتاده، با تردید می گوید: "بلی".

مرد می پرسد: "دختر هستی یا پسر؟" مرجان با چهره شجاعانه می گوید: "دختر".

DW.COM

مطالب مرتبط