1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

افغانستان

دموکراسی بدون بحث و جدل بازنده است

تصمیم های بزرگ سیاسی بیرون از پارلمان ها و توسط شرکت های چند ملیتی بین المللی و دیگر نهادها، بدون مشارکت شهروندان گرفته می شود. به این جهت به اشکال جدید مشارکت و سهم گیری نیاز است.

اوته شیفر، مدیر مسوول دویچه وله

اوته شیفر، مدیر مسوول دویچه وله

یادداشت: این مقاله توسط اوته شیفر، مدیر مسوول دویچه وله به زبان آلمانی نوشته شده است که برگردان آن در اینجا نشر می شود.

تازه ترین انقلاب ها دیکتاتورها را سرنگون کردند، اما دموکراسی به ارمغان نیاوردند. دموکراسی وعده بزرگی است که تا هنوز در بسیاری کشورها تحقق نیافته است. این امر برای بسیاری کشورها مانند اوکرایین، روسیه، تونس و مصر اعتبار دارد. اگر این وعده ها تحقق نیابند، این جوامع بار دیگر به آغوش دیکتاتوری می غلطند. آنگاه است که دموکراسی بازنده می شود.

پیشرفت دموکراسی متوقف شده است

پایان تاریخ به تاخیر افتاد. تا بیست سال پیش باامید زیاد شعار داده می شد که دموکراسی لیبرال یگانه هدف مشخص سیاسی است که مناطق و فرهنگ های مختلف مشترکاً در راستای تحقق آن تلاش می کنند. اما به نظر می رسد که این مسیر متوقف شده است؛ مدل موفقانه دموکراسی زیر سوال قرار گرفته است.

این درست است که با پایان قرن بیستم، شماری از ایدیولوژی های توتالیتر مانند ناسیونال سوسیالیسم، فاشیسم و کمونیسم زوال یافتند. با پرسترویکا، گلاسنوست و با فروریزی دیوار برلین، آخرین نظام های دیکتاتوری کمونسیتی و سوسیالیستی در اروپا سقوط کردند؛ اما بیست سال بعد، روند پیشرفت دموکراسی متوقف شد. آنهم نه فقط در کشورهایی که  شاهد انقلاب های جدید بودند، بلکه در کشورهایی که در آنها دموکراسی تثبیت شده فکر می شد.

مدل های غیردمومراتیک در اکثریت هستند

مدل موفقیت آمیز دموکراسی در معرض خطر قرار دارد. وعده پایان ایدیولوژی ها تحقق نیافت. بلکه در بسیاری از نقاط جهان، مدل های سیاسی غیردموکراتیک به وجود آمده اند. این مدل ها در یک جهان ناامن وعده امنیت می دهند، طوری که مثلاً برای شریعت به عنوان یگانه نظم سیاسی و اجتماعی تبلیغ می شود، یا این مدل ها از یک دولت قوی نمایندگی می کنند. این ها مدل های غیردموکراتیک هستند، اما با وجود آن طرفداران شان را می یابند، چون انسان ها قبل از همه در جستجوی امنیت هستند. و آنگاه که آن را یافتند، بعد خواهان سهم گیری در تصامیم سیاسی می شوند.

آیا انسان ها آزادی را بیشتر از نان خوش دارند؟ نگاهی به تحولات روز نشان می دهد که چنین نیست. در تونس و مصر در آغاز مردم نان و آب مطالبه داشتند و بعد کرامت و عدالت و بعدتر مشارکت بیشتر. انقلاب نارنجی در اوکرایین در سال 2004، انقلاب سرخ در گرجستان در سال 2003، اعتراض های همگانی در روسیه در سال 2011 و جنبش سبز در سال 2009 در ایران، انقلاب یاسمین در تونس و یا انقلاب مصر در سال 2011، هیچ کدام یک نظام باثبات دموکراتیک را در پی نداشت. انقلاب دیکتاتورها را سرنگون کرد، اما نظام های سیاسی را تغییر نداد.

دموکراسی در مبارزه رقابتی

گذار آرام به دموکراسی یک جهانی وجود ندارد. دموکراسی لیبرال در دو دهه اخیر، رقیب های متعددی را در برابر خود می بیند؛ نظام های مختلط و دموکراسی های دروغین از زمین سر می کشند. بسیاری از قدرتمداران نقاب دموکراسی را حمل می کنند تا ویژگی های غیردموکراتیک و اقتدارگرای را بپوشانند. این واقعیت برای دیکتاتورهای نرمش پذیر در همسایگی شرق و جنوب اروپا و بسیاری از دولت های دیکتاتور در سرتاسر جهان اعتبار دارد که با موفقیت رشد و توسعه اقتصادی شان را برای اکثریت شهروندان شان مهیا کرده اند، بدون آن که حقوق شهروندی آنان را تضمین کنند.

انقلاب دیکتاتورها را سرنگون کرد، اما نظام های سیاسی را تغییر نداد

"انقلاب دیکتاتورها را سرنگون کرد، اما نظام های سیاسی را تغییر نداد"

اما نظام های دموکراتیک با ثبات نیز در اقتصاد جهانی شده، همواره با حد و مرزهای سیاسی شان مواجه می شوند. تصامیم مهم نه در پارلمان ها و نه توسط حکومت های ملی گرفته می شوند، بلکه توسط بازیگران و نهادهای اخذ می گردند که شهروندان به ندرت می توانند بر آنها تاثیرگذار باشند. فرقی نمی کند که این نهادها اقتصاد مالی جهانی باشند، یا شرکت های چندین ملیتی که در سطح جهانی فعالیت می کنند، یا ماشین بوروکراتیک غیرشفاف اتحادیه اروپا. این است سیاست بدون مشارکت در تصمیم گیری یا مشوره شهروندان.

همه این ها باعث بحران اعتماد می شود که دموکراسی حتی در دورن جوامعی که از آن سود می برند، خفه می شود. یک سوم آلمانی ها به این باور نیستند که دموکراسی می تواند مهمترین مشکلات را حل کند.

آنچه برای توفیق دموکراسی مهم است

تنها سخن گفتن از مشکلات کافی نیست، بلکه مهم است که ما از این مشکلات نتیجه گیری کنیم. اما یک چیز روشن است: آنچه در رابطه با دموکراسی مهم است، راه و روش پیاده کردن آن در عمل است. نکاتی را که باید در این زمینه به آنها توجه داشت، به اندازه کافی روشن است: مشارکت بیشتر شهروندان را چگونه باید سازمان دهی کرد؟ روند تشکل دیدگاه ها را چگونه می توان راه انداخت؟ چگونه و کجا می توان اصلاً مسایل پیچیده سیاسی را مطرح کرد تا به این وسیله میان سیاست و شهروندان فاصله ایجاد نشود؟ چگونه ما می توانیم زمینه بهبود زندگی اکثریت شهروندان توسط دموکراسی را مهیا کنیم؟ یادآوری و تجربه، قوی تر از باور به ایده های مجرد با وعده های بسیار هستند. عوام گرایی و مقاومت رو به ازدیاد علیه اروپا در هسته دولت های اروپایی مانند اسپانیا، یونان و ایتالیا بیانگر این نکته است: هیچ کسی در درازمدت از یک مدل سیاسی طرفداری نمی کند، در صورتی که این مدل برای او مفید نباشد.

در دموکراسی باید بحث و مشاجره کرد!

اگر کسی بخواهد دموکراسی را نجات دهد، باید محتوای آن یعنی مذاکره و بحث و یافتن مصلحت های عملی را باید زنده کند. به این معنا که باید بحث و جدل کرد! مهمتر از این، باید درباره راه درست بحث و جدل کرد: در پارلمان ها، در محل های رای دهی، در رسانه ها، در شبکه های انترنتی و در حوزه عامه. فرهنگ بحث و مشاجره دارای اهمیت است، در صورتی که دموکراسی به شکست مواجه نشود.

در این رابطه باید به اهمیت خبرنگاران اشاره کرد. در این جا تقاضاها برای ژورنالیسم خوب با دیدگاه و اشتیاق و مهارت عرفه ای وجود دارد. ژورنالیسمی که مسایل مورد مناقشه را مطرح کند، مباحث را خردمندانه اجرا و گردانندگی کند و مسایل مهم را از چیزهای بی اهمیت، تمیز دهد. چون یک ژورنالیست ماهر نیز می تواند حوزه عامه را برای بحث سیاسی مساعد سازد و با مهارت اش، زمینه را برای مشارکت و بحث های داغ آماده کند.

باید از دموکراسی مصالحتی دور شد

مدل موفقیت آمیز دموکراسی در معرض خطر قرار دارد

"مدل موفقیت آمیز دموکراسی در معرض خطر قرار دارد"

در خور تذکر است که همه این ها عکس شکل جدیدی از دموکراسی عمل گرایانه است که در آلمان نیز به صورت روافزون رواج می یابد. در این نوع دموکراسی تفاوت ها میان احزاب مخدوش و علاقمندی ها برطرف می شوند، بدون آن که به حوزه عامه راه یابند. باید در داخل و خارج به صورت شفاف و روشن بحث و مشاجره شود. این امر برای دولت های دوست اروپا نیز اعتبار دارد. اگر در این رابطه از دموکراسی صرف نظر شود، در این صورت قابلیت اعتماد زیان می بیند.

دموکراسی بیشتر در همه سطوح

اما تنها تغییر در فرهنگ مشاجره دموکراتیک کافی نیست. بلکه تغییر در ساختارهای جهانی نیز مهم است. نهادهای چندین ملیتی که نظم جهان را شکل می دهند، باید از جهان نیز نمایندگی کنند! اگر شورای امنیت سازمان ملل متحد فکر می کند که بدون عضو دایمی از افریقا به کار ادامه می دهد، اگر در صندوق بین المللی پول یا بانک جهانی ایالات متحده امریکا یا در بهترین حالت اروپا زمام امور را در دست باشد، در این صورت نمی شود اعتماد واقعی ایجاد کرد.

این مهم است که نهادهای منتخب دموکراتیک، به مسوولیت شان توجه کنند، بدون چون و چرا و بدون مصالحه های دروغین؛ بلکه به عنوان مدافعان دموکراسی، انسان هایی که به این خاطر رای شان را به آنها می دهند. دموکراسی را کسی به این دلیل انتخاب می کند که می خواهد مطمئن باشد که در باره دموکراسی نیز بحث و مشاجره صورت می گیرد. ما همه تلاش های مان را به خرج می دهیم تا اکثریت از دموکراسی طرفداری کنند و این اکثریت نیز باقی بمانند!

DW.COM