1. Inhalt
  2. Navigation
  3. Weitere Inhalte
  4. Metanavigation
  5. Suche
  6. Choose from 30 Languages

افغانستان

جنگ افغانستان؛ باخت و برد امریکا در سایه تردید

پس از سیزده سال جنگ در افغانستان، ایالات متحده اکنون با شک و تردید به خروج نیروهایش از این کشور می نگرد. آیا جنگ افغانستان ارزش چنین هزینه ای را داشت؟

بر خلاف آن که حس پیروزی در پایان طولانی ترین جنگ در تاریخ امریکا وجود داشته باشد، نوعی سرخوردگی و افسوس دیده می شود. امریکا در جنگ افغانستان 2300 سرباز خود را از دست داد و بیش از یک تریلیون دالر (هزار میلیارد دالر) هزینه کرد.

فرماندهان امریکایی اصرار دارند تا نیروهای امنیتی افغانستان خط جنگ با طالبان را به دست بگیرند، اما برخی از مقامات هراس دارند که سرنوشت عراق بار دیگر تکرار شود؛ در عراق نیروهای امنیتی که توسط امریکایی ها آموزش دیده بودند، در مقابله با جهادگرایان ناکام شدند.

شمار زیادی از امریکایی ها اکنون بر این باورند که جنگ افغانستان ارزش نداشت؛ فقط 23 درصد سربازان امریکایی فکر می کنند که ماموریت شان در این کشور موفقانه بوده است. این در حالی است که در آغاز جنگ، بسیاری شدیدا از آن حمایت می کردند و پیروزی را نزدیک می دیدند.

کمتر از یک ماه پس از حملات یازدهم سپتمبر، جورج دبلیو بوش رئیس جمهور وقت ایالات متحده امریکا از احساسات عمومی استفاده کرد و دستور عملیات نظامی در افغانستان را صادر کرد. بوش گفت که هدف "مختل سازی استفاده از افغانستان به عنوان پایگاه حملات تروریستی"، و حمله به رژیم طالبان میزبان گروه القاعده، است.

کارشناسان می گویند که مقابله نیروهای امنیتی افغانستان با شورشیان آزمون بزرگی در سال آینده خواهد بود.

کارشناسان می گویند که مقابله نیروهای امنیتی افغانستان با شورشیان "آزمون بزرگی" در سال آینده خواهد بود.

سرنگونی طالبان

هدف ایالات متحده به سرعت پیاده شد. کمپ های آموزشی القاعده برچیده شدند و سربازان "ائتلاف شمال" با پشتیبانی هوایی نیروهای تحت رهبری امریکا، و گروه کوچکی از نیروهای ویژه امریکایی رژیم طالبان را در کمتر از یک ماه سرنگون کردند.

برای امریکا جنگ پایان یافته بود؛ اما طولی نکشید که طالبان توانستند از پناهگاه های امن خود در پاکستان خود را سازماندهی کنند. این در حالی بود که واشنگتن درگیر جنگ دیگری در عراق شده بود. طالبان از نارضایتی عمومی از ناکارآمدی و فساد حکومت جدید افغانستان استفاده کردند و به شورشگری بار دیگر دامن زدند.

به تدریج هدف نیروهای بین المللی تحت رهبری امریکا تغییر کرد و شمار نیروها نیز افزایش یافت. واشنگتن و متحدانش اهداف خود را به سوی دولت سازی، مبارزه با فساد، توسعه اقتصادی، و ایجاد نسخه ای از "دولت دموکراتیک با ثبات" را در کشور جنگزده افغانستان متمرکز کردند.

نتایج تلاش نیروهای بین المللی اما ناامید کننده بود. کمک های جهانی توانست جاده و مکتب بسازد، اما در سوی دیگر سبب شیوع فساد شد؛ طوری که حتا برخی از پول های کمکی سرانجام به دست شورشیان می رسیدند.

تلاش در سال های اخیر برای کشاندن شورشیان طالبان به میز مذاکره نیز ناکام بوده است. منتقدان می گویند که واشنگتن شانس ایجاد معامله با طالبان را هنگامی که در حال تجدید قوا بودند، از دست داد.

جنگ با طالبان گریزپا، با بمب های دست ساز و پناهگاه هایشان در پاکستان، سبب ناامیدی در نیروهای غربی شد؛ نیروهایی که مجبور بودند با زبانی دیگر و رقابت های قبیله ای فرهنگ دیگری کنار بیایند.

فرماندهان خواستار نیروهای بیشتر شدند و به گفته جنرال دانیل بولگر، نویسنده کتاب "ما چرا باختیم"، واشنگتن نیروی بیشتری فرستاد با "این امید بیهوده که شاید کدام چیزی تغییر کند". ایالات متحده در بیشترین حالت 100 هزار سرباز به افغانستان فرستاد.

آزمون بزرگ

مدارک ارزیابی جنگ بسیار متنوع هستند. تحلیلگران می گویند که نابودی پناهگاه القاعده، سقوط رژیم طالبان، کاهش فشار بر زنان و ایجاد اردوی افغانستان کار را برای شورشیان دشوار کرده است تا بتوانند به سلطه قبلی خود برگردند. اما القاعده، حتا پس از مرگ رهبرش بن لادن توسط نیروهای امریکایی، سلول های خود را در جاهای دیگر مانند سوریه و عراق پخش کرد. علاوه بر آن، وضعیت زنان افغانستان نیز شکننده است و هر آن ممکن است از بین برود.

طالبان ممکن است دیگر وزارتی را در دست نداشته باشند؛ اما آنان از شکست کامل دورند و می توانند با اردوی دولت افغانستان مقابله کنند. وندا فلباب براون، پژوهشگر در مرکز تحقیقاتی "بروکینگز" می گوید: «طالبان هیچ شانسی برای رسیدن به قدرتی که در سال 2001 داشتند، ندارند؛ اما آنها یقینا پایان هم نیافته اند».

مقامات امریکایی امیدوارند که سرمایه گذاری بر نیروهای امنیتی افغانستان جواب بدهد؛ اما برعکس، شورشیان کنترول برخی از مناطق را در جنوب افغانستان دارند که نیروهای امریکایی آنجا را ترک کردند. فلباب براون می گوید که نیروی امنیتی تازه ساخت افغانستان که در آن مرزبندی های قومی دیده می شود، "پرسش بزرگی را" برجای می گذارد.

کارتر ملکاسین، دیپلومات امریکایی که دو سال در ولایت هلمند کار کرده، می گوید که "سال آینده (2015) امتحان بزرگی برای نیروهای امنیتی" خواهد بود. او می گوید: «اگر آنها مناطقی را از دست بدهند، نشان دهنده این است که جنگ ادامه خواهد یافت. اگر چنین چیزی رخ دهد، طالبان جسورتر خواهند شد؛ زیرا آنان دلیلی نمی بینند تا به مذاکره روی بیاورند».